پسر 19ساله افغان كه با كمين در يكي از ايستگاههاي مترو دختر نوجواني را مورد تعرض قرار داده بود، به اعدام، زندان و شلاق محكوم شد.
به گزارش خبرنگار ما، پانزدهم مردادماه امسال، مرد ميانسالي همراه دختر 16سالهاش به نام نگار با مراجعه به اداره پليس از پسري افغان به اتهام سرقت و تعرض به دخترش شكايت كرد. دختر نوجوان در توضيح ماجرا گفت: «روز گذشته از متروي شهيد باقري پياده شدم تا به خانهمان بروم كه ناگهان پسر جواني با موتور سد راهم شد. او مرا داخل جوي آبي هل داد و بعد از اذيت و آزار گوشي تلفن همراهم را سرقت كرد و گريخت.»
با طرح اين شكايت كارآگاهان پليس آگاهي تحقيقات خود را براي رديابي و دستگيري پسر افغان آغاز كرده بودند تا اينكه بعد از گذشت چند روز پدر نگار با پليس تماس گرفت و گفت فرد مظنون را پيدا كرده است. او به مأموران گفت: «چند روزي حوالي متروي شهيد باقري كمين كرده بودم تا شايد پسر جوان را پيدا كنم تا اينكه به جواني مشكوك شدم كه با موتور پرسه ميزد. تعقيبش كردم و متوجه شدم مزاحم زن جواني شده و سعي دارد او را به داخل جوي آب بيندازد، اما موفق نشد. بعد از آن بود كه به يكي از دفاتر شهرداري رفت و احتمال ميدهم هماني باشد كه دخترم را آزار داده است.» با ثبت اين اطلاعات از سوي پدر شاكي، مأموران بلافاصله به آدرس دفتر شهرداري رفتند و پسر 19ساله افغان به نام فؤاد را بازداشت كردند. او ابتدا جرمش را انكار كرد، اما بعد از مواجهه حضوري با دختر نوجوان به جرمش اقرار كرد و پرونده براي تحقيقات اوليه به شعبه يازدهم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد. در حاليكه تحقيقات در اين زمينه ادامه داشت و پرونده با تأييد نظريه پزشكي قانوني مبني بر تجاوز به عنف تكميل شد، دو شاكي ديگر در دادگاه حاضر شدند و به اتهام سرقت و اذيت و آزار از پسر 19ساله شكايت كردند. يكي از آنها كه دختر 17سالهاي بود در طرح شكايتش گفت: «روزي متهم سد راهم شد و مرا به داخل جوي آب انداخت. او مرا تهديد ميكرد، اما اعتنايي نكردم و فرياد ميزدم تا شايد كسي مرا كمك كند تا اينكه متوجه شدم متهم چند تيشرت اضافه تن كرده است. او براي اينكه مرا ساكت كند يكي از آن تيشرتها را درآورد و سعي داشت مرا خفه كند. وقتي از كشتن من نااميد شد تهديد كرد تا زماني كه سوت نزده از جوي آب بيرون نيايم. ترسيده بودم و قبول كردم تا اينكه با صداي سوت او رها شدم.»
او در ادامه گفت: «به خاطر آبرويم شكايتي نكردم، اما وقتي متوجه شدم او را دستگير كردند تصميم گرفتم شكايتم را مطرح كنم.» شاكي ديگر كه او نيز دختر نوجواني بود با تأييد اين توضيحات گفت متهم او را نيز به همين شيوه مورد اذيت و آزار قرار داده است و سپس پول وگوشي او را سرقت كرده است. بعد از ثبت توضيحات دو شاكي ديگر پرونده، هيئت قضايي آنها را براي كامل شدن تحقيقات، به پزشكي قانوني فرستاد، اما اتهام تجاوز به دليل گذشت زمان در خصوص دو شاكي تأييد نشد. به اين ترتيب متهم صبح ديروز در شعبه يازدهم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي متين راسخ پشت درهاي بسته به صورت غیر علني محاكمه شد. بعد از اعلام رسميت جلسه، دختر 16ساله در حالي كه اشك ميريخت، گفت: «اين ماجرا مرا دچار افسردگي كرده و از ترس آبرويم خانوادهام اجازه ندادند كسي از اين حادثه تلخ باخبر شود. آنها هزينه زيادي را متحمل شدند تا بتوانم روحيهام را به دست آورم و به زندگي عادي برگردم. باور كنيد وقتي ميخواهم از خانه بيرون بروم هنوز وحشت دارم به همين خاطر براي متهم درخواست اعدام دارم.»
سپس متهم به دستور رياست دادگاه در جايگاه قرار گرفت و خلاف اظهاراتش جرمش را انكار كرد و گفت: «سرقت را قبول دارم، اما شاكي را آزار ندادهام.» در ادامه متهم وقتي با ادله كافي جهت اثبات جرمش از سوي هيئت قضايي همچنين اصرار خانواده شاكي براي اعدام روبهرو شد به گريه افتاد سپس از جايش بلند شد و به پاي خانواده شاكي افتاد تا او را ببخشند. در پايان، هيئت قضايي بعد از شور، پسر افغان را به اعدام، 10سال حبس و 74ضربه شلاق محكوم كرد.