
راز ماندگاري جهان پهلوان تختي را بايد در خصوصيات اخلاقي و اجتماعي وي جستوجو كرد كه او را از ساير همدورههايش جدا ميكرد. تختي، پهلواني به معناي واقعي و جوانمرد بود كه با مردم زندگي ميكرد و خودش را از جامعه جدا نكرد. نمونه بارز آن جمعآوري كمك تختي براي زلزله زدگان بوئين زهرا بود، طوري كه در بوئين زهرا به نيكي از جهان پهلوان تختي ياد ميكنند و مردم اين شهر هر سال ياد تختي را به دليل جوانمردي وي با برگزاري مراسمي زنده نگه ميدارند. يكي از نكات بارز تختي نحوه كمك كردنش به محرومان بود كه آن را در بوق و كرنا نميكرد، اين در حالي است كه امروزه كساني هستند كه عملهاي خيرخواهانه را با قصد و نيت رسيدن به منافع شخصيشان انجام ميدهند، نمونه آن را در زلزله سرپل ذهاب ديديم كه برخي ورزشيها كه كمك ميكردند، لحظه به لحظه از اين اقدامشان تصاويري را در شبكههاي اجتماعي منتشر ميكردند. در صورتي كه اخلاق و منش تختي هيچ گاه اينطور نبود و در كمك كردن به افتادگان چنين اهدافي نداشت. تختي هيچ گاه كاري نكرد كه از آن چهره مردمي خارج شود، حضور در تبليغات را قبول نميكرد، در حالي كه برخي از همدورههاي وي نماينده شدند يا به بازيگري رو آوردند. تختي اما فقط با مردم بود. سالها بايد طول بكشد تا چهرهاي مانند تختي بيايد. خيليها البته با تظاهر به دنبال اين بودند كه لقب جهان پهلوان را يدك بكشند اما چون خودشان را از مردم جدا كرده بودند، محو شدند. هر چند تكرار تختيها و پوريايوليها كه در تاريخ ماندگار هستند بعيد است اما حداقل جوانان ورزشكار ما بايد از نظر اخلاقي سعي كنند، راه تختي را بروند. البته اين بدان معني نيست كه الان اخلاق ندارند اما ميشود با استفاده از رسانهها و كار فرهنگي الگوهايي مانند تختي را تبليغ كرد تا جامعه جوان ورزش با استفاده از اين الگو بتواند به ايدهآلهاي اخلاقي نزديكتر شود.