
شيوا نوروزي
دولتي بودن باشگاهها فوتبال ايران را در گرداب حيف و ميل كردنهاي ميلياردي و بدهيهاي سنگين انداخته است. با اينكه طبق قانون بخش دولتي حق هزينه كردن در ورزش را ندارد و فيفا و اي اف سي نيز حساسيت زيادي روي اين قضيه دارند اما همچنان سه وزارتخانه كشورمان به صورت غيرمستقيم هزينههاي چند تيم ليگ برتري و حتي در دستههاي پايينتر را تأمين ميكنند. دولتيها مدعياند اين تيمها متعلق به كارخانهها و شركتها هستند، اما در واقع همان كارخانهها و شركتها زيرمجموعههاي وزارتخانههاي دولتي هستند و بودجه خود را از بيتالمال دريافت ميكنند.«خصولتي» واژهاي است كه ميتوان در خصوص سرگرداني تيمهاي فوتبال بين بخش دولتي و خصوصي فوتبال ايران از آن استفاده كرد.
صنعتيهاي سرمايهداربا شنيدن نام وزارت صنعت، معدن و تجارت ناخودآگاه تصوير كارگراني به ذهن ميرسد كه در كارخانهها و كارگاههاي ريز و درشت سراسر كشور شبانهروز تلاش ميكنند تا چرخ صنعت و توليد ايران بچرخد، اما بيتوجهي به توليد داخلي و زحمات كارگران ايراني را ميتوان از سرمايهگذاري روزافزون اين وزارتخانه در تيمهاي فوتبال به خوبي درك كرد. سپاهان، ذوب آهن، فولاد خوزستان، سايپا و پيكان پنج تيم ليگ برتري هستند كه آشكار و پنهان از وزارت صنعت ارتزاق ميكنند. ضمن اينكه مس كرمان را هم بايد به اين جمع افزود. با وجود اينكه بخش خصوصي براي سرپا ماندن و ادامه حيات با دغدغههاي زيادي دست و پنجه نرم ميكند و به سختي نفس ميكشد، اما صنايع وابسته به وزارتخانه صنعت ترجيح ميدهند بودجه خود را صرف خريد و فروشهاي ميلياردي اما بيثمر فوتبال كنند! تيم فوتبال سپاهان متعلق به كارخانه فولاد مباركه سپاهان اصفهان است، اختيار ذوب آهن در دست كارخانه ذوب آهن است و فولاد خوزستان، سايپا و پيكان نيز شرايط مشابهي دارند. از سوي ديگر باشگاه مس كرمان نيز زيرمجموعه صندوق بازنشستگي شركت ملي صنايع مس ايران است. تمامي شركتها و كارخانههاي ياد شده زيرمجموعه و وابسته به وزارت صنعت، معدن و تجارت هستند. در روزهايي كه كارخانهها يك به يك تعطيل ميشوند و خبري از حمايت از توليد داخلي نيست تيمهاي صنعتي كماكان به ريخت و پاش زيانده خود ادامه ميدهند و براي به خدمت گرفتن يك بازيكن يا مربي اسمي بيش از يك ميليارد هزينه ميكنند. به عنوان مثال فصل گذشته بيش از 13 ميليارد تومان صرف آمادهسازي ذوبآهن شده و سپاهان هم 12 ميليارد خرج خريد بازيكن كرده است. در شرايطي كه بازنشستگان فولاد مباركه ذوب آهن مدتهاست براي دريافت مطالبات خود مجبورند مقابل مجلس تجمع كنند.
نفتيهاي بيپول تيمهاي پارس جنوبي، نفت تهران و صنعت نفت آبادان در حالي تيمهاي تابعه وزارت نفت محسوب ميشوند كه تيم تهراني براي اولين بار به بخش خصوصي (بهنام پيشرو كيش) واگذار شد؛ واگذاري كه دردسرهاي زيادي را به همراه داشت تا جايي كه پس از كش و قوسهاي فراوان و سردرگميهاي بسيار اين تيم به شركت پارس طلاييه واگذار شد تا مديريتش به دست فردي به نام جهانيان برسد. با اين حال مديريت جديد نيز جز دردسر و زياد كردن بدهيها كاري از پيش نبرد تا چند روز پيش واگذاري سوم رخ دهد و تيم ليگ برتري نفت به شركت داروسازي شركت كار رسا سپرده شود. خصوصيسازي نفت نشان داد كه واگذاريهاي بيحساب و كتاب و همچنين عدم حمايت از بخش خصوصي نتيجهاي جز شكست ندارد. علاوه بر اين تيم صنعت نفت آبادان نيز يكي از تيمهاي وابسته به وزارت نفت به شمار ميرود، تيمي كه به شدت از مشكلات مالي رنج ميبرد و فراز كمالوند در آخرين بازي تيمش به شدت از بيتوجهي وزير نفت به اين تيم گلايه كرد.
سرخابيهاي پرهزينه پرسپوليس و استقلال همان دو تيم ولخرجي هستند كه هر سال ميلياردها تومان را خرج نقل و انتقال بيهوده بازيكنان مثلاً ستاره ميكنند و در آخر فصل نيز ميلياردها تومان به بدهيهاي قبلي دو تيم ميافزايند. وزارت ورزش مالك اين دو تيم محسوب ميشود؛ وزارتخانهاي كه سه سال پيش ارزش هر يك از دو تيم را 290 ميليارد تومان اعلام كرد و با اين قيمت حاضر به خصوصيسازي دو تيم پرطرفدار شد، اما در نهايت اين پروژه از پيش شكست خورده به نتيجه نرسيد تا سرخابيها كماكان زير نظر وزارت ورزش باقي بمانند. دو تيم دولتي كه مديرانشان و همچنين وزارتيها تأكيد دارند يك ريال هم از بودجه دولتي استفاده نميكنند بيش از 300 ميليارد تومان بدهي دارند و براي گرفتن مجوز آسيا با دردسر زيادي روبهرو بودند. فصل گذشته پرسپوليس 17 ميليارد و استقلال 19 ميليارد خرج قراردادهاي بازيكنان و مربيان خود كردهاند. اين درحالي است كه در سال 1372 پرسپوليس به وزارت صنايع واگذار شد و محلوجي وزير وقت مسئوليت اين باشگاه را به عابديني سپرد.
تجربه شكست خورده وزارت كشاورزياواخر دهه 60 بود كه تيم كشاورز تهران زير نظر وزارت كشاورزي وارد فوتبال باشگاهي ايران شد و در مدت زمان حضور اين تيم در ليگ، بازيكنان بزرگي به فوتبال ايران معرفي شدند. سيروس قايقران، حميد عليدوستي، محسن نامجو مطلق، كريم باقري، انصاري فرد، نادر محمدخاني، جواد زرينچه و كرماني مقدم از محصولات اين تيم قديمي بودند. در سال 1375 نتايج ضعيف كار دست كشاورز داد تا پس از نقل مكان به فوتسال بعد از پنج سال براي هميشه منحل شود.