نگرانيهاي عمومي پس از زمينلرزه 5/2 ريشتري هفته گذشته تهران هنوز فروكش نكرده بود كه شامگاه سهشنبه زمينلرزهاي با شدت كمتر پايتخت را به لرزه در آورد. يك نفر به علت شوك ناشي از حادثه جان باخت و 46 نفر هم در استان البرز هنگام فرار دچار مصدوميت شدند. احمد صادقي، رئيس مديريت بحران تهران گفت: تهران در وضعيت زرد است و نيروهاي امداد در آمادهباش هستند.
زلزله، ساعت 54دقيقه پس از نيمهشب سهشنبه و در حالي كه بسياري از شهروندان در خواب بودند اتفاق افتاد. كانون زمين لرزه در مرز استانهاي تهران و البرز و در نزديكي ملارد و در عمق ۱۲كيلومتري زمين روي داد. با وجود اينكه زمين لرزه با قدرت يك ريشتر كمتر از زلزله قبل اتفاق افتاد، اما پيامدهاي رواني آن بسيار كمتر از آنچيزي بود كه در حادثه قبل شاهد بوديم. به دنبال وقوع حادثه آرامش در خيابانهاي شهر حاكم بود و ترددهاي شبانه بدون شكلگيري ترافيكهاي هولناك به سبك آن چه در زمين لرزه قبل شاهد آن بوديم، روال عادي خود را داشت. در حالي كه تمامي نيروهاي امدادي، انتظامي و خدماتي در آمادهباش كامل بودند سازمان مديريت بحران، اعلام كرد كه زلزله مربوط به گسل مشكين دشت- اشتهارد و پس لرزه زمينلرزه هفته گذشته است. براساس گزارشها اين لرزش در تهران، كرج، شهريار، رباطكريم و اسلامشهر احساس شد و به دنبال آن بسياري سراسيمه خانههاي خود را ترك كرده و به خيابان آمدند.
احمد صادقي، رئيس مديريت بحران تهران گفت: پايتخت در وضعيت زرد است و نيروها آماده هستند. سخنگوي اورژانس كشور هم از فوت مردي ۵۸ ساله به دليل شوك ناشي از زلزله و ايست قلبي در بيمارستان امام حسين(ع) خبر داد. مهدي مهرور، مديريت بحران استانداري البرز هم اعلام كرد كه حدود ۴۶ نفر هنگام خارج شدن از ساختمانها مجروح شدند كه سه نفر از آنها در بيمارستان بستري هستند كه اين امر صدمه ناشي از تخريب و آسيب مستقيم زلزله محسوب نميشود. وي همچنين از آماده باش كامل همه شهرداريها با تمامي امكانات خود خبر داد.
پليس در آماده باش
سردار حسين رحيمي، رئيس پليس پايتخت هم درباره وضعيت تهران بعد از وقوع حادثه گفت: همه چيز تحت نظارت است و سرقتي از منازل گزارش نشده است. وي با تأكيد بر اينكه پليس مسئول برقراري انضباط و امنيت عمومي است، افزود: پليس از لحظه زلزله به صورت كامل در آمادهباش بوده و پس از زلزله، در سطح شهر حضور داشته است. رئيس پليس پايتخت تصريح كرد: در زلزله ديشب هم مانند زلزله اول، نيروهاي ما تا صبح در ميان مردم حضور داشتند و امنيت خانوادههايي كه بيرون از منزل خوابيده بودند و مراقبت از منازل آنها بر عهده پليس بود. رحيمي گفت: پليس تهران بر مبناي طرح احضار پس از وقوع حوادث غيرمترقبه، خود را به مكانهاي مورد نظر ميرساند و مأموريت دقيقاً پس از حوادث غيرمترقبه آغاز ميشود.
امنيت رواني
دكتر فربد فدايي، عضو گروه روانپزشكي دانشگاه علوم بهزيستي درباره اثرات رواني زلزله ميگويد: «احساس امنيت رواني ممكن است با ميزان واقعي امنيت كاملاً متفاوت باشد.» او بر اين بارو است: «بهطورمثال زماني كه هواپيما سقوط ميكند و يكصدنفر مسافر جان خود را از دست ميدهند، احساس عدم امنيت رواني به وجود ميآيد درحالي كه هرسال، 250 برابر اين تعداد در تصادفهاي رانندگي ميميرند، اما از نظر امنيت رواني در مردم تأثير ندارد. در مورد زلزله نيز همين مسئله، صدق ميكند به آن معنا كه خطر واقعي با خطر رواني كه مردم احساس ميكنند، ممكن است مطابقت نداشته باشد.»
درباره چرايي ترس از زلزله
وي درباره چرايي احساس ترس مردم در اين ايام ميگويد: «زماني كه عامل استرس آور، ناشناخته و نامعين باشد به آن معنا كه زمان آغاز آن مشخص نباشد و فرد هم احساس كند براي مقابله با آن، آمادگي ندارد، ميزان احساس خطر افزايش مييابد، اما اگر عامل خطر، قابل پيشبيني بوده و امكان مقابله با آن وجود داشته باشد، احساس نگراني خيلي كمتر است بهطور مثال در ژاپن، مردم در برابر زلزلههاي شديد هم، خونسردي خود را از دست نميدهند، زيرا اين احساس را دارند كه ميتوانند با اين پديده، رويارويي كنند و متضمن خطري براي آنان نيست.»
حرفهاي غيركارشناسي مردم را ميترساند
دكتر فدايي يكي از دلايل ترس مردم را طرح اظهارات غيركارشناسی و ضد و نقيض از سوي مسئولان امر ميداند و ميگويد: «زماني كه مردم ببينند مسئولان مقابله با بحران، خود به ناتواني خويش اعتراف ميكنند، وحشت بيشتري پيدا ميكنند. در حال حاضر مردم به دلايل مختلفي ازجمله آسيبهاي اجتماعي، گراني، بيكاري و افزايش جرم و جنايت، احساس نگراني دائمي دارند و سپس اين احساس نگراني ممكن است روي يك عامل بيروني مانند زلزله متمركز شود. اين مسئله به آن معنا است كه مردم نگرانيهايي را كه در مورد عوامل نامبرده شده دارند روي احتمال زمين لرزه، متمركز ميكنند و نتيجه آن، آشفتگي شديد در رفتارهاي آنان در برابر احتمال زلزله است كه نشان دهنده ترس و وحشتي است كه تصور ميكنند قادر به مقابله با آن نيستند. از سوي ديگر مسئولان امر نيز نشان ندادند كه ميتوانند مخاطرات را تحت كنترل در آورند. بنابراين در كنار احتمال واقعي خطر زلزله، عدم احساس امنيت رواني، مشكل را دو چندان ميكند و گاهي، عوارض واكنشهاي رواني نابهنجار بيش از خطر واقعي ميشود.