کد خبر: 887178
تاریخ انتشار: ۰۲ دی ۱۳۹۶ - ۲۱:۵۸
فرسوده شدن وجود ما با نگاه مسابقه‌اي به زندگي
آدم اگر هميشه و مدام در حال مسابقه دادن باشد به چه حال و روزي مي‌افتد؟ ورزيده‌ترين ريه‌ها هم كم مي‌آورند و بهترين قهرمان‌ها هم تلف مي‌شوند، چون ما آفريده نشده‌ايم كه هميشه در حال مسابقه دادن باشيم، اما امروز گاهي آدم‌ها جوري زندگي مي‌كنند كه انگار به شما دارند مي‌گويند زندگي يعني يك مسابقه شبانه‌روزي و تو اين وسط بايد صبح تا شب بدوي.
  محمد مهر

آدم اگر هميشه و مدام در حال مسابقه دادن باشد به چه حال و روزي مي‌افتد؟ ورزيده‌ترين ريه‌ها هم كم مي‌آورند و بهترين قهرمان‌ها هم تلف مي‌شوند، چون ما آفريده نشده‌ايم كه هميشه در حال مسابقه دادن باشيم، اما امروز گاهي آدم‌ها جوري زندگي مي‌كنند كه انگار به شما دارند مي‌گويند زندگي يعني يك مسابقه شبانه‌روزي و تو اين وسط بايد صبح تا شب بدوي.
چه دليل قانع كننده‌اي وجود دارد كه ما بايد به صورت شبانه‌روزي در حال مسابقه دادن با ديگران باشيم؟ آن هم در مسابقه‌هايي كه كاملاً نابرابر هستند. چه دليل قانع كننده‌اي وجود دارد كه دائماً از ديگران جلو بزنيم؟ پس زندگي چه مي‌شود؟ فرض كنيد در يك سفر تمام هم و غم شما جلو زدن از ديگران باشد، آيا شما چيزي از آن سفر خواهيد فهميد؟اگر فقط به طول سفر فكر كنيد آيا متوجه عرض سفر خواهيد شد؟ به فرض كه از ديگران جلو زديد، به فرض كه به اصطلاح رايج آدم موفقي شديد، به فرض كه همه آدم‌هاي دنيا براي شما سوت و كف زدند، اگر خودتان احساس رضايت دروني عميق از خود نداشته باشيد چه؟ آيا با وجود آن تأييدها و سوت و كف‌ها حفره‌هاي عميقي در خود حس نخواهيد كرد؟
 
  دو چالش مهم وقتي من جهان را مسابقه ببينم
ما وقتي هويت خودمان را صرفاً و فقط در مسابقه دادن با ديگران و جلو افتادن از بقيه تعريف مي‌كنيم با دو چالش عمده مواجه مي‌شويم. چالش اول اينكه ممكن است در اين مسابقه برنده نشويم و به هر دليل از ديگران نتوانيم جلو بزنيم، بنابراين در اين مسابقه احساس غبن و زيانكاري خواهيم كرد. خود را بي‌عرضه و ناتوان خواهيم يافت كه از عهده اين مسابقه برنيامده‌ايم و با موجي از احساسات و هيجان‌هاي منفي روبه‌رو خواهيم شد و چالش دوم اين است كه ممكن است اين مسابقه لغو شود. اگر مسابقه‌اي در كار نباشد چه؟ در اين حالت هويت خود را كاملاً زير سؤال خواهيم ديد چون اساساً ما هويت و بود و باش خود را در مسابقه تعريف كرده‌ايم. كسي كه نام دونده بر خود گذاشته از همه پسوندها و پيشوندهاي رايج صرفاً يك نام را براي خود انتخاب كرده است. مثلاً نگفته كه من دونده، سخنران، مطالعه‌گر و سياح هستم. اگر به لحاظ حرفه‌اي او چنين تنوع كاركردي براي خود تعريف مي‌كرد، اگر پيست دو و ميداني را از او مي‌گرفتند و مي‌گفتند كه قرار نيست بدود يا از امروز دويدن ممنوع شده است او چندان احساس بحران هويت نمي‌كرد، چون با خود مي‌گفت ولي من مي‌توانم همچنان سياحي كنم يا من مي‌توانم همچنان كتاب‌هاي مورد علاقه‌ام را بخوانم يا مي‌توانم بروم و سخنراني كنم، اما وقتي من صرفاً يك هويت آن هم هويت مسابقه‌اي براي خود ترتيب مي‌دهم خود را با چالش بزرگي مواجه مي‌بينم، چون من نمي‌توانم صفر تا صد يك مسابقه باشم. به عبارت ديگر اگر رقبايي وجود نداشته باشند باز من احساس بحران هويت خواهم كرد، چون مسابقه يعني كساني ديگر هم باشند و اعلام آمادگي كنند و در مسابقه حضور داشته باشند تا من بتوانم با آنها مسابقه بدهم. در واقع من در اين حالت به لحاظ هويت خود را بسيار آسيب‌پذير مي‌كنم: اگر آن كسان نباشند چه؟
 
   الگوي «انسان راضي» به جاي «انسان موفق»
امروزه برخي از متفكران الگوي «انسان راضي» را به جاي «انسان موفق» نشانده‌اند؛ چراكه آنها مي‌بينند وقتي ما مدام بر كوره موفقيت مي‌دميم چه حاشيه‌هاي عجيب و غريبي به وجود مي‌آيد. يكي از مهم‌ترين حاشيه‌ها آسيب رواني انسان و القاي حس تبعيض و بي‌عدالتي است. مسابقه‌اي ديدن جهان ما را به لحاظ ذهني و رواني آشفته مي‌كند چون به چشم خودمان مي‌بينيم كه كمتر عدالتي در صحنه مسابقه وجود دارد. فرض كنيد هزارپا و يوزپلنگ در دو خط كنار هم بايد مسابقه بدهند. تازه كلي به هزارپا منت گذاشته‌اند كه ما 998 پاي تو را بايد بي‌حس مي‌كرديم تا عدالت مسابقه دادن با يوزپلنگ برقرار شود چون يوزپلنگ دو پا بيشتر كه ندارد اما تو هزار پا داري، اما با اين حال با ارفاق اجازه داده‌ايم با همين حالت با يوزپلنگ مسابقه دهي و اگر در اين مسابقه و با وجود داشتن هزار پا به يوزپلنگ ببازي معلوم مي‌شود كه خيلي بي‌عرضه هستي.
 
توانمندی‌هاي ذهني، رواني و جسمي ما با هم يكسان نيست
واقعيت آن است كه ما انسان‌ها به لحاظ شاخص‌ها و توانمندي‌هاي ذهني، رواني و جسمي در يك رده و گروه قرار نداريم. همچنان كه در توانمندي‌هاي جسمي ما تفاوت‌هاي آشكاري وجود دارد و مثلاً آناتومي و توده بدني كسي طوري است كه به هيچ وجه نمي‌تواند در ژيمناستيك شانسي براي موفقيت داشته باشد، اما همان فرد في المثل براي بسكتبال بهترين گزينه است. يا كسي كه براي كشتي آناتومي مساعدي دارد در شنا نمي‌تواند موفق باشد و نظاير آن. درباره توانمندي‌هاي ذهني و رواني ما هم اين فرمول صدق مي‌كند. برخي شامه اقتصادي قوي‌اي دارند. آنها ممكن است اقتصاد را به لحاظ تئوريك بلد نباشند و در هيچ يك از كلاس‌هاي تحليل اقتصادي يا بورس و نظاير آن شركت نكرده باشند اما آنها اين قابليت را دارند كه كف و سقف بازارها را خوب بو بكشند و حتي از كساني كه به لحاظ تئوريك دانش اين كار را دارند جلوتر بزنند. حال كسي ديگر را در نظر بگيريد كه استعداد ادبي فوق العاده‌اي دارد اما عقل معاش او در حد يك جلبك است. آيا مسابقه‌اي ديدن جهان باعث نمي‌شود آن فردي كه استعداد خوبي در آفرينش ادبي دارد خود را يك بازنده بزرگ و تحقير شده بداند چون توان تحليل بازارها را ندارد و نمي‌تواند با آن فردي كه اوصافش رفت رقابت كند و به اين صورت ما آدم‌ها را با انباشتي از حس‌هاي منفي روبه‌رو نخواهيم كرد؟
تئوري رايج در پديد آوردن «انسان راضي» اين است كه اگر كسي مي‌خواهد مسابقه‌اي هم دهد اين مسابقه را نه با ديگران كه با خود برگزار كند. بنا به فرمايشي از حضرت علي(ع) اگر كسي دو روزش با هم كاملاً يكسان باشد او متضرر است. اميرالمؤمنان(ع) در واقع صراحتاً به اين موضوع مي‌پردازد كه فرد دائم بايد در حال سبقت گرفتن از خود باشد و اگر مسابقه‌اي مي‌دهد آن مسابقه در درون خودش و با خودش باشد، به اين معنا كه سعي كند فرداي او بهتر از امروز و امروز او بهتر از ديروزش باشد. اگر فرد مي‌خواهد مسابقه دهد ببيند عملكرد اين ماه او در مقايسه با ماه گذشته و عملكرد امسال او در مقايسه با سال گذشته چه بوده است؟ آيا در اين مدت توانسته است عادتي كه در خود نكوهيده مي‌ديده را رفع و جبران كند؟
 
   چرا ما در مسابقه‌ها به‌هم مي‌ريزيم؟
واقعيت آن است كه سلامت روان انسان نه در مسابقه دادن كه در رضايت دروني از خود است و نكته مهم‌تر اينكه تأمين اين رضايت به واسطه مسابقه بسيار راه سنگلاخي و دشواري است چون انسان به طور طبيعي در هر مسابقه‌اي خود را با نفرات جلوتر و نه نفرات پشت سري مقايسه مي‌كند. كسي نمي‌گويد كه من 7 ميليارد و 900 ميليون نفر را پشت سر گذاشته‌ام و حالا در اين مسابقه دو سرعت شركت كرده‌ام كه از كل دنيا فقط 30 نفر در آن حاضر هستند. حالا اگر كسي در اين مسابقه نفر سي ام شود نخواهد گفت كه من از 7 ميليارد و 900 ميليون نفر جلو زده‌ام و فقط 29 نفر از من جلو افتاده‌اند. او خودش را به احتمال زياد نفر آخر دنيا خواهد دانست و احتمالاً خواهد گريست و با انبوهي از احساسات منفي از آن مسابقات خداحافظي خواهد كرد چون ذات هر مسابقه‌اي اين است كه مسابقه دهنده خودش را با نفراتي كه پشت سر گذاشته مقايسه نمي‌كند، بلكه صرفاً با نفراتي قياس مي‌كند كه از او جلو افتاده‌اند. به اين ترتيب رضايت و موفقيت الزاماً با هم منطبق و دو روي يك سكه نيستند و هر موفقيتي منتهي به رضايت نمي‌شود.
 
  وقتي پيامبر (ص) صحنه «مسابقه با ديگري» را به «مسابقه با خود» برمي‌گرداند
شهيد مطهري در يكي از كتاب‌هاي خود در اين باره به نكته جالبي از زبان پيامبر (ص) اشاره مي‌كنند كه مناسب بحث ماست: «يك روز رسول خدا (ص) در مدينه عبور مى‌كرد. جوانان مسلمان را ديد كه سنگى را به عنوان وزنه‌بردارى بلند مى كنند، زورآزمايى مى‌كنند براى اينكه ببينند چه كسى وزنه را بهتر بلند مى‌كند؟ رسول خدا همان جا بهره بردارى كردند و  فرمودند: آيا مى‌خواهيد من قاضى و داور شما باشم. داورى كنم كه قوي‌ترين شما كدام يك از شماست؟ همه گفتند: بله يا رسول الله، چه داورى از شما بهتر! ايشان فرمودند: احتياج ندارد كه اين سنگ را بلند كنيد تا من بگويم چه كسى از همه قوي‌تر است، از همه شما قوي‌تر آن كسى است كه وقتى به گناهى ميل و هوس شديد پيدا مى‌كند، بتواند جلوى هواى نفس خود را بگيرد. قوي‌ترين شما كسى است كه هواى نفس، او را وادار به معصيت نكند. مجاهد كسى است كه با نفس خود مبارزه كند. شجاع آن كسى است كه از عهده نفس خويش برآيد.»
توجه كنيد  در اين جا هم قول پيامبر (ص) بسيار شبيه آن چيزي است كه در اين بحث دنبال مي‌شود. رسول خدا عده‌اي از جوان‌ها را در حال مسابقه دادن مي‌بينند. جوان‌هايي كه قاعدتاً توده بدني و توانمندي و پر زوري يكساني هم نداشته‌اند. آنها قرار است سنگ بزرگي را بردارند و براي برداشتن آن سنگ با هم مسابقه مي‌دهند اما همچنان كه اشاره شد اين يك مسابقه نابرابر است و حقيقتاً نه كسي كه اين سنگ را برمي‌دارد و بالاي سر مي‌برد مي‌تواند ادعا كند كه بي‌نظير است - چون چنين بدني را او نساخته است بلكه ژن او حامل چنين بدني بوده است - و نه كسي كه نمي‌تواند اين وزنه را بالاي سر ببرد بايد احساس غبن كند چون بدن او ظريف و نحيف‌تر بوده و باز ظرافت و نحيفي بدن او هم تقصير خودش نبوده و او در اين باره كوتاهي نكرده است. نكته جالب اينكه چشم پيامبر (ص) به اين نابرابري‌هاست، بنابراين پيامبر(ص) صحنه مسابقه را از «مسابقه دادن با ديگري» به «مسابقه دادن با خود» تغيير مي‌دهند و مي‌فرمايند: «پر زور ، قوي ، قهرمان و شجاع كسي است كه بتواند با خود و نفس خود مبارزه كند و بر آن شعف‌هاي دروني و سستي‌هاي نفس خود چيره شود و روح ورزيده‌اي داشته باشد.»
  وقتي از «جاده – سفر» به «جاده – مسابقه» مي‌رسم
به سؤال آغازين اين مطلب برگرديم. آدم اگر هميشه و مدام در حال مسابقه دادن باشد به چه حال و روزي مي‌افتد؟ به خودتان و زندگي تان نگاه كنيد. به وسايلي كه خريده‌ايد. به زمان هايي كه صرف كرده‌ايد و استهلاك رواني و جسمي كه متحمل شده‌ايد. بخش قابل توجهي از رفتارهاي ما ناشي از ديد مسابقه‌اي ما به دور و بر خودمان است كه ما را فرسوده و مستهلك مي‌كند. بارها در جاده اين اتفاق براي من افتاده است. من با  سرعتي فرض كنيد 110 كيلومتر در ساعت دارم حركت مي‌كنم. چند خودرو ناگهان با سرعت 160 كيلومتر در ساعت طوري از كنار من رد مي‌شوند كه من حس مي‌كنم انگار ايستاده‌ام، يك وقت به خودم مي‌آيم و مي‌بينم پايم را روي پدال گاز فشار داده‌ام و عقربه دارد 140 را نشان مي‌دهد. چرا من اينطور رفتار مي‌كنم؟ چون تعريف من از جاده ناگهان با رفتارهاي ديگران دستخوش تغيير مي‌شود و از «جاده – سفر» به «جاده – مسابقه» مي‌رسم. ما قرباني ديدِ مسابقه‌اي به خودمان و پيرامونمان هستيم. چون همسايه مبل‌هايش را عوض كرده ما هم بايد مبل هايمان را عوض كنيم، چون فلاني شاسي بلند خريده ما هم نبايد كم بياوريم و بايد شاسي بلند بخريم. گاهي وسايل به طرز وحشيانه‌اي جان ، ذهن و روان ما را غارت مي‌كنند. گاهي براي داشتن يك وسيله ما مجبوريم پا روي باورها و اعتقادات خود بگذاريم و كاري كه يك عمر انجام نداده‌ايم را انجام دهيم، اما وسايل به خودي خود تقصيري در اين باره ندارند. اين ديد مسابقه‌اي و رقابتي به جهان است كه چنين بي‌رحمانه ما را از درون غارت مي‌كند. ما احساس مي‌كنيم در يك مسابقه تمام نشدني شركت كرده‌ايم و هر روز از صبح تا شب بايد در همه اين صحنه‌هاي مسابقه شركت كنيم. حتي اگر به فرض ما در همه اين صحنه‌ها برنده باشيم و در همه پيشتاز، نفس شركت در همه اين مسابقه‌ها به فرسايش ذهن و روان ما منجر خواهد شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها