
فرزين ماندگار
واكنش سريع سلبريتيها به شايعات در فضاي مجازي بر پر رنگ شدن فضاي پوپوليستي در جامعه كمك زيادي كرده است. اگر قصد داريد عيار هوش و فهم يك سلبريتي را تشخيص بدهيد يكي از راههايش جنس واكنش اين اشخاص به موضوعات مختلف در فضاي مجازي است.
زلزله كرمانشاه سوژهاي بود كه تقريباً همه جماعت سلبريتي را يكپارچه به واكنش واداشت اما همه اين واكنشها سازنده نبود و در برخي از آنها شتابزدگي، عوامزدگي و سياستزدگي به چشم ميخورد.
براي مثال محسن تنابنده بازيگر سريال پايتخت با برداشت اشتباه از يك تصوير جعلي موضعي عجيب اتخاذ كرده بود، طوري كه از خواندن آن نه تنها همدردي با مردم آسيبديده زلزله كرمانشاه برداشت نميشد بلكه برعكس از فحواي متن او كه خانههاي زلزلهزدگان را به طويله تشبيه كرده بود بوي توهين به مشام ميرسيد. متني كه معلوم بود با عصبانيت و عجله نوشته شده و احتمالاً با نيت و انگيزه مردممدارانه هم طرح شده بود عاري از سياستزدگي و عوامزدگي نبود. تنابنده چند روز بعد و در پي افزايش واكنشهاي منفي به آن پست مجبور شد با انتشار پستي جديد همراه با درج تصويري مجعول توضيحات تازهاي بدهد. توضيحاتي كه البته در آن نشاني از عذرخواهي به جهت تشبيه خانههاي مردم با طويله به چشم نميخورد. پست جديد اين سلبريتي به نوعي عذر بدتر از گناه محسوب ميشد. او تنها بر اساس يك تصوير كه حتي زحمت بررسي منبع آن را نيز به خود نداده بود درباره موضوع تلخي چون زلزله كرمانشاه واكنشي عجولانه گرفته بود كه ميتوانست آلام مردم آسيبديده را نيز بيشتر كند. در واقع تنابنده به جاي اينكه موضعي مثبت (همدردي، دعا، تسليت) در مواجهه با يك فاجعه ملي اتخاذ كند با يك واكنش منفي فضا را تيرهتر كرده بود.
سؤال مهمي كه درباره مواضع سلبريتيها پيش ميآيد اين است كه آنها چقدر در برابر جامعه مسئولانه عمل ميكنند. چقدر در هزينه كردن از موهبت شهرتي كه براي آنها فراهم شده به سود جامعه عمل ميكنند. آيا دميدن بر پوپوليسم و سياستزدگي در برهههاي مختلف به سود مردم است؟
براي مثال نويد محمدزاده بازيگر مطرح اين روزهاي سينما صرفاً نسبت به افزايش عوارض مسافرت به خارج از كشور واكنش منفي نشان ميدهد اما نسبت به گراني كالاهاي اساسي كاملاً سياست سكوت اختيار ميكند. البته نميتوان براي سلبريتيها تكليف تعيين كرد اما ميتوان نسبت به مواضع گاه و بيگاه آنها نقد داشت.
حضور سلبريتيها و نظرات آنها در فضاي مجازي و بيان آزادانه اظهار نظرات آنها در كل و البته در درازمدت ميتواند موضوع مثبتي براي جامعه تلقي شود اما به شرطي كه عمق نگاه و افكار و انديشههاي اين قشر هم به طور موازي رشد كند. انفجار ارتباطات و اطلاعات حقيقتي است كه در حال رقم خوردن است و گريزي از آن نيست. در وضعيت حاضر تنها جوامعي كه بتوانند فرهنگ خود را ارتقا دهند توفيق حاصل خواهند كرد. يادمان باشد كه در ترويج بداخلاقي در جامعه اين روزها اين تنها سياستمداران نيستند كه نقش دارند و همين جماعت سلبريتي بيش از همه محل رجوع مردم هستند. اگر بياخلاقي در جامعه در حال رواج است در كنار سياستمداران سلبريتيها هم نقشي غيرقابل انكاري بازي ميكنند. واكنشهاي احساسي، غيركارشناسانه، غيرمسئولانه يا به اصطلاح اللهبختكي برخي از چهرهها در فضاي مجازي در واكنش به هر رويدادي ميتواند به نوعي آنارشيسم فرهنگي منجر شود. آنارشيسمي كه از دل آن خير و صلاح جامعه بيرون نميآيد ولي در عين حال ميتوان اميدوار بود كه آزادي بيان در فضاي مجازي به واسطه ريشههاي فرهنگي جامعه ايران روي مثبت خود را نشان دهد.