
شيوا نوروزي
تعداد برنامههاي ورزشي رسانه ملي رو به افزايش است و از آنجا كه حجم زيادي از مخاطبان ورزش را جوانان تشكيل ميدهند توليد برنامههاي كيفي و تأثيرگذار بايد بيش از پيش مدنظر برنامهسازان تلويزيوني قرار گيرد. با اين وجود تعداد كمي از اين برنامهها با حفظ جذابيتهاي گذشته مخاطبان خود را حفظ كردهاند و ساير برنامهها حتي دقت لازم را در انتخاب مهمانان و كارشناسان خود ندارند. به همين بهانه به سراغ دكتر حميد قاسمي مدير راديو ورزش و كارشناس رسانه رفتيم و چند و چون اين انتقادها را از زبان وي جويا شديم.
برنامههاي تلويزيوني كه با محوريت ورزش از شبكههاي مختلف پخش ميشود بايد چه ساز و كاري را رعايت كنند تا در نهايت تأثير مثبتي در ورزش كشور و مخاطبان داشته باشند؟اگر برنامههاي صدا و سيما ميخواهند سهمي در ورزش داشته باشند در وهله نخست ساختار ورزشمان بايد برنامه مشخصي داشته باشد و همافزايي صورت بگيرد و رسانهها نيز به آن ساختار كمك كنند. متأسفانه چنين فضا و برنامهاي در سطح كلان ورزش ديده نميشود. در اين شرايط رسانهها رأساً ورود پيدا ميكنند و در مواردي موضوع نقد پيش ميآيد. در اين صورت مسئولاني كه انتقادها متوجه آنهاست دلخور ميشوند. از لحاظ ارتباط سازماني رسانه ملي با يك برنامه و هدف مشخص ملي در جهت اهداف توسعه ملي در حوزه ورزش به اطمينان لازم برسد كه برنامهها در جهت رسيدن به اين اهداف حركت ميكند. در اين مسير هر كس در جايگاه خود تلاش ميكند تا اين اهداف محقق شود اما زماني اين تلاشها ميتواند سودمندتر و اثربخشتر از هميشه باشد كه اهداف كاملاً شفاف باشد و اين اجازه به رسانهها داده شود كه رسالت خود را به درستي انجام دهند.
برنامههاي ورزشي تلويزيون در چه صورت ميتوانند ورزش را به اهداف از پيش تعيين شده برسانند؟رسانه چهار كاركرد اصلي دارد؛ كاركردهاي آموزشي، اطلاعرساني، سرگرمي و فرهنگي. رويدادهاي ورزشي نمايشهايي بزرگ هستند كه پايان آن مشخص نيست و همين مسئله جذابيتهاي ورزش را افزايش ميدهد. خوشبختانه يكي از پرمخاطبترين برنامههاي تلويزيوني برنامههايي هستند كه رويدادهاي ورزشي در آن منعكس ميشوند. هرچه اين برنامهها با استفاده از ابزارهاي لازم كيفيتر شوند قطعاً سهم مخاطبان افزايش مييابد. بحث آموزشي و اطلاعرساني نيز از ديگر موارد مهم مورد توجه هستند. براي ترويج مسائلي مثل احترام به بزرگتر، پيشكسوتان، قانون و داور؛ ورزش با جاذبههايي كه در سطح جامعه دارد ابزاري مناسب به حساب ميآيد. در اين ميان مؤلفههايي در حوزه ورزش وجود دارد كه با بهره گرفتن از آنها ميتوان نكات فرهنگي را ترويج داد. ورزش همگاني و تفريحي يكي از همين مؤلفههاست؛ اگرچه شايد جاذبه تصويري و خبري كمتري داشته باشند اما در عين حال مهمترين نياز جامعه است. رسانهها بايد جوري روي اين مسئله مانور دهند كه افراد بيشتري به سمت ورزش گرايش پيدا كنند.
انتخاب كارشناس و مهمان يكي از چالشهاي بزرگ و بحثبرانگيزي است كه ميتواند مسائل ديگر را تحتالشعاع قرار دهد. ملاك برنامهسازان در انتخاب كارشناسان چيست؟يكي از چالشهاي مهم برنامهها همين انتخاب كارشناسان است. يكي از ايرادات موجود اين است كه تعداد كمي از افراد ميتوانند داشتههاي علمي خود را با زبان رسانهاي عرضه كنند. يكي از انتقادهاي موجود اين است كه تأكيد زيادي روي رسانههاي تخصصي– علمي داريم. در صورتي كه اين فضا با رسانه فاصله دارد و وقتي به سراغ اساتيد دانشگاهي ميرويم اين انتقاد وارد است كه اظهارات اين عزيزان بسيار آرماني و غيرعملي است. از سوي ديگر كساني كه صرفاً كار تجربي و عملي انجام دادهاند مباني علمي در گفتههايشان وجود ندارد. پيدا كردن كارشناساني كه تلفيقي از اين دو مقوله را داشته باشند و هم از نظر علمي و هم از نظر تجربي مجرب باشند در بسياري از رشتهها سخت است. به همين خاطر هم اساتيد دانشگاهي و هم فعالان حوزه اجرايي در بحث انتخاب كارشناسان انتقاد دارند و رسانه از هر دو سو مورد انتقاد قرار ميگيرد.
اخيراً هم كه پاي ليدرها به برنامههاي تلويزيوني باز شده است. بله اين اتفاق نقدي جدي را در فضاي رسانهاي و اجتماعي به وجود آورد. بر اين باورم كه رسانهها معيارهاي خاص خود را دارند. هميشه گفتهايم كه رسانهها بايد از زبان معيار استفاده كنند و اين زبان را ترويج دهند. در بعضي موارد اين زبان از سطح معيار به سطح كف جامعه تغيير ميكند. نه اينكه نباشد ولي بايد دقت لازم را داشته باشيم. اين افراد جزئي از جامعه هستند ولي اينكه چطور حضور اين افراد در يك برنامه هدايت شود كه اظهارنظرهاي آنها در جهت رشد و پيشرفت فوتبال و ورزش ايران باشد از جمله نكات حساسي است كه بايد توجه ويژهاي به آن شود.
نقدپذير نبودن مديران پس از به چالش كشيدن رشتهها و عملكرد آنها را چگونه بايد مديريت كرد؟اين هم يكي از ضعفهاي فرهنگي جامعه ماست كه در ورزش بيشتر خودنمايي ميكند. مشكلي كه داريم اين است كه فرهنگ نقد كردن و نقدپذيري به ما آموزش داده نشده است. آموزش و پرورش و دانشگاهها بايد اين فرهنگ را آموزش دهند تا در سطح جامعه تسري پيدا كند. صدا و سيما هم كه به فرموده امام راحل(ره) يك دانشگاه است بايد در جهت ترويج فرهنگ نقدپذيري و نقد كردن قدم بردارد. همه دستگاههاي فرهنگي كشور از اين بابت ضعف دارند. كلمه نقد بار عاطفي منفي در جامعه دارد. در حالي كه اگر نقد به درستي انجام شود و با پيشنهادهاي كاربردي همراه باشد قطعاً تأثيرگذار خواهد بود. البته اين واقعيت را هم در نظر بگيريم كه در بسياري موارد نقدهايمان آنقدر تند و تيز است كه فرد آن را توهين قلمداد ميكند.
تاكنون برنامههاي زيادي از تلويزيون پخش شده است. اثربخشي اين برنامهها در ورزشكاران و مردم را چگونه ارزيابي ميكنيد؟هر بار كه تيمهاي ايراني در ميادين مختلف موفقيتهايي را كسب ميكنند و اين موفقيتها از سوي رسانهها به خوبي پوشش داده ميشوند، از جمله واليبال، تكواندو، كشتي و... ميزان مراجعه مردم و جوانان به باشگاهها به شدت افزايش پيدا ميكند. اين يكي از نقشهاي شاخص رسانه است.