
به گزارش خبرنگار ما، چهارم شهريورماه سال 93، مأموران پليس كهريزك از مرگ مشكوك زن 29 سالهاي به نام راضيه در يكي از بيمارستانهاي شهر باخبر شده و راهي محل شدند. خيلي زود معلوم شد كه راضيه بر اثر خونريزي مغزي فوت شده و آثار كبودي روي بدنش معلوم است. با انتقال جسد به پزشكي قانوني، برادرزن او كه در محل حاضر بود، گفت: «خواهرم، زن اول هادي بود. مدتي پيش هادي، زن دوم گرفت و خواهرم اين موضوع را ميدانست و قبول كرده بود با اين شرايط زندگي كند. سهروز قبل، راضيه به خانه پدرم آمد و بعد از سه روز به خانهاش بازگشت. فرداي آن روز زن دوم هادي تماس گرفت و گفت راضيه حالش خوب نيست. بلافاصله خودم را به خانه آنها رساندم و فهميدم او در درگيري با هادي كتك خورده و بيهوش روي زمين افتاده است. همان موقع با اورژانس تماس گرفتم و خواهرم را به بيمارستان رساندم، اما به دليل خونريزي شديد جان سپرد.»
بعد از ثبت حرفهاي برادر راضيه، مأموران پليس از مينا، همسر دوم هادي هم تحقيق كردند. او در شرح ماجرا گفت: «من و راضیه با هم مشكلي نداشتيم و رابطه خوبي داشتيم. روز حادثه در خانه بودم كه راضيه از خانه پدرش برگشت. هادي تا او را ديد ناراحت شد و گفت بايد با او تماس ميگرفت تا خودش دنبالش برود. همين بهانهاي شد تا آنها با هم درگير شوند و هادي در جريان درگيري او را به شدت كتك زد و راضيه بيهوش روي زمين افتاد. من در آن درگيري قصد پادرمياني داشتم، اما هادي مرا هم كتك زد. به همين دليل همان موقع به خانه خودم برگشتم، اما چون از شوهرم بيخبر بودم فرداي آن روز به خانه آنها رفتم و متوجه شدم راضيه همچنان بيهوش است و از هادي خبري نيست. آن جا بود كه با برادر راضيه تماس گرفتم.»
با اظهارات زن جوان، هادي كه مردي 35 ساله بود دستگير شد و به درگيري و كتك زدن هر دو همسرش اعتراف كرد، اما مدعي شد در مرگ راضيه نقشي نداشته است. به اين ترتيب آن مرد بنا به گزارش پزشكي قانوني كه علت مرگ زن جوان را خونريزي مغزي و فشار بر عناصر حياتي گردن اعلام كرده بود، كيفرخواست صادر و پرونده بعد از درخواست قصاص از سوي اوليايدم به شعبه چهارم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد و بزودي متهم محاكمه خواهد شد.