
سعيد احمديان
رقابتهاي ليگ قهرمانان آسيا در فصل 2017 در شرايطي براي تيمهاي ايراني با حذف پرسپوليس در مرحله نيمهنهايي به پايان رسيد که آسيبشناسي عملکرد باشگاههاي ايراني در آسيا براي رسيدن به قهرماني بيشتر از گذشته بايد مورد توجه متوليان فوتبال قرار بگيرد، به خصوص که 25 سال از آخرين قهرماني يک تيم ايراني در آسيا ميگذرد. در گفتوگو با هومن افاضلي، کارشناس فوتبال کشورمان به واکاوي دلايل عدم موفقيت باشگاههاي کشورمان در آسيا پرداخته و راههاي برونرفت از اين وضعيت را بررسي کردهايم.
با صعود نكردن پرسپوليس به فينال، پرونده تيمهاي ايراني در آسيا بسته و حسرت قهرماني در قاره کهن 25 ساله شد. دلايل ناکامي باشگاههاي ايراني در آسيا را در چه ميبينيد؟تيم وقتي ابتداي فصل بسته ميشود بايد هدفگذاري داشته باشد و متناسب با اهدافي که دارد سرمايهگذاري کند و شرايط و امکانات اهدافش را فراهم کند. با توجه به امکاناتي که براي تيمهاي ايراني هست و بودجهاي که باشگاههاي کشورمان دارند، نتايج نمايندگان ايران در ليگ قهرمانان آسيا عالي بوده است! وقتي شما تيمي داريد که حتي پول بليت هواپيما را ندارد و اين تيم رفته و در مرحله گروهي شرکت و آبرومندانه بازي کرده است، معتقدم خيلي بيشتر از امکانات و سرمايهاي که براي اين تيم در نظر گرفته شده، بازي کرده است. وقتي شما چنين تيمي دارید، نبايد توقع زيادي از باشگاههايمان در آسيا داشته باشيد. البته تيمي مانند پرسپوليس داريم که به لحاظ سازماندهي و همچنين سرمايهاي که در اختيار اين تيم قرار گرفته، نسبت به ديگر باشگاههايي که نماينده کشورمان در آسيا بودند، شرايط بهتري دارد و توانست نسبتاً نتيجه بهتري هم بگيرد و به نيمهنهايي صعود کند، اما همين تيم پرسپوليس تفاوتش با الهلال در نيمهنهايي آسيا، در بازيکنان خارجي اين تيم بود. وقتي شما نگاه ميکنيد پول يک بازيکن باشگاهي مانند الهلال به اندازه بودجه دو يا سه سال پرسپوليس است، تفاوتها بيشتر مشخص ميشود.
يعني به اعتقاد شما تفاوت در ميزان عدد و رقم سرمايهگذاريها اين فاصله بين باشگاههاي ايراني و عربي را به وجود آورده است؟بله، بودجههايي که براي باشگاهها فراهم ميکنيم اصلاً در مقايسه با ساير کشورها رقابتي نيست. در دنياي امروز بايد ببينيد با چه کسي رقابت ميکنيد و طرف مقابلتان چه کارها و چه برنامههايي براي تيمش در نظر گرفته است و در مقابل ما چقدر ميتوانيم به تيم سرمايه و امکانات بدهيم. هر کسي بايد آوردههايش را در يک رقابت نگاه کند؛ آوردهاي که باشگاههاي ايراني دارند يکي استعداد و پتانسيل تماشاگران است. پرسپوليس اما همين آورده را هم در رقابتي که با تيمهاي عربستاني داشت، به صورت کامل در اختيار نداشت و در بازيهاي حساس مراحل حذفي ليگ قهرمانان آسيا از ظرفيت و پتانسيل تماشاگرانش که ميتوانست در مقابله با اين تيمها نقش تعيين کنندهاي داشته باشد، محروم بود. البته در بخش استعداد بازيکنان ايراني از عربستانيها کمتر نيستند. با اين حال همانطور که اشاره کردم تفاوت در بازيکنان خارجي دو تيم بود که به سرمايهگذاري کلان اعراب در فوتبال برميگردد و اينجاست که تيم ايراني در آسيا کم ميآورد. پرسپوليس تنها يک منشأ داشت که توانست عملکرد خوبي داشته باشد و اين هم اتفاقي بود که شما به يک بازيکن خارجي 150 تا 200 هزار دلار پول ميدهيد اما اين بازيکن به اندازه يک بازيکن 8، 10 ميليون دلاري بازي کند ولي عربستانيها سه، چهار تا بازيکن خارجي در اين اندازه دارند و ما تنها يک بازيکن داريم و اين مسائل است که تفاوت در برنامهريزي ايجاد ميکند و شرايط را تغيير ميدهد.
يعني با توجه به اين سرمايهگذاري اندک در مقايسه با ساير کشورها، کارنامه باشگاههاي ايراني در آسيا را موفق ميدانيد؟معتقدم خيلي خوب نتيجه گرفتند. بعد آنجايي که به تيم ملي ميرويم و هر کشور ميتواند از پتانسيلهاي خودش استفاده کند، تيم ملي کشورمان خيلي خوب نتيجه ميگيرد و در آسيا در رده اول قرار ميگيرد اما جايي که بايد سرمايهگذاري بيشتري داشته باشيم مانند باشگاهها در جذب بازيکن خارجي، نميتوانيم با ديگر باشگاههاي آسيايي رقابت کنيم و نتيجهاي که در رده ملي ميگيريم در رده باشگاهي تکرار نميشود.
اما همين حجم از ورود پول به فوتبال و قراردادهايي که بسته ميشود، انتقادات زيادي را متوجه فوتباليها کرده است!با وجود اين سرمايهگذاري اندک در جامعه عليه فوتبال حمله ميشود که اين ورزش پرخرج است و نتيجهاي هم نميگيرد. اين در حالي است که در ايران نسبت به ساير کشورها سرمايهگذاري اندکي در فوتبال ميشود و وقتي ميبازيم عنوان ميکنيم که چرا باشگاهها نتيجه نميگيرند! وقتي به سرمايهگذاري باشگاههاي کرهاي، ژاپني، چيني، قطري، اماراتي و عربستاني در فوتبال نگاه ميکنيد، ميبينيد که با توجه به سرمايهگذاري که باشگاههاي ايراني ميکنند، نتايج خوبي گرفتهاند و ناکام نبودهاند. فوتبال باشگاهي در ايران در حال نابودي است و مجلس بايد اين موضوع را بررسي کند. در ايران به اندازه ساير کشورها در بازار رقابتي نميتوانيم در فوتبال سرمايهگذاري کنيم. درست است نميتوانيم به اندازه ژاپن سرمايهگذاري کنيم اما حداقل براي رقابت با آنها بايد دو سوم هزينه کنيم.
چنين هزينههايي به عقيده شما اندک در فوتبال با توجه به محدوديتهاي اقتصادي که در کشور داريم، باعث انتقادات زيادي شده است. به نظر شما يعني صرف مسائل مالي و امکانات باعث ايجاد فاصله بين باشگاههاي ايراني و ساير کشورها شده است؟قطعاً، سرمايه و پول فاکتور کمي در موفقيت يک باشگاه نيست. مسائل مالي کيفيت را افزايش ميدهد، شما وقتي ميتوانيد بازيکن بهتري بگيريد، عملکرد بهتري هم ميتوانيد داشته باشيد. کشوري مانند چين وقتي براي يک بازيکن 50 ميليون دلار پول ميدهد، سرمايهگذاري ميکند که از برابر اين بازيکن 150 ميليون دلار درآمد داشته باشد.
در ايران اما با توجه به موانع موجود مانند نداشتن حق پخش، کپيرايت و. . . نميشود با خريد يک بازيکن 50 ميليون دلاري، درآمد سه برابري مانند چين داشت و هزينه بدون درآمد روي دست باشگاهها ميماند!ما بايد برويم اشکالات و موانعي را که وجود دارد، ببينيم و همه چيز را گردن فوتبال نيندازيم. الان قانوني در مجلس مصوب شده که دولت نميتواند به ورزش حرفهاي کمک کند. برخلاف شائبههايي که در ميان مردم وجود دارد، باشگاههايي مانند سپاهان، ذوب آهن و فولاد هم خصوصي هستند و از بودجه دولتي استفاده نميکنند، چراکه در غير اين صورت مجلس حتماً به اين هزينهها واکنش نشان ميداد. در چنين شرايطي گفتهايم دولت کمک نکند، در حالي که 80 درصد اقتصاد کشور دولتي است و راههاي درآمدزايي فوتبال هم مانند حق پخش، کپي رايت، تعيين قيمت بليت و... را براي باشگاهها بستهايم. در اين شرايط فوتبال بايد از بين برود! با اين وضع اقتصادي مگر چقدر يک باشگاه ميتواند از اسپانسر و تبليغات دور زمين درآمد داشته باشد. متأسفانه کسي به فکر فوتبال نيست و همه ميگويند اين کار را نکنيد و راهکاري براي رسيدن به درآمد از طرق ديگر نميدهند.
براي تسهيل ورود سرمايه به فوتبال چه قدمهايي بايد برداشته شود؟بايد بستر حقوقي سرمايهگذاري در فوتبال فراهم شود. راهکاريهاي ورود پول به فوتبال را به وجود بياوريم تا اين ورزش تبديل به يک تجارت و صنعت شود و در اين راه اگر راههاي درآمدزايي مانند کپيرايت و حق پخش قانوني شود، سرمايه هم وارد فوتبال ميشود و ميتوانيم در بازار رقابتي فوتبال با ساير کشورها عقب نمانيم و باشگاههاي ايراني کارنامه بهتري در آسيا داشته باشند.
اما فوتبال ايران کم از نظر مديريتي هم ضربه نخورده است. نمونه آن اتفاقات شبزندهداري بازيکنان پرسپوليس قبل از بازي مهم با الهلال و محروميت طارمي بود!اگر شما راه ورود سرمايه را به فوتبال باز کنيد، مدير بخش دولتي با مدير بخش خصوصي فرق ميکند و بين مديري که بايد پول دربياورد و مديري که فقط هزينه ميکند، تفاوت وجود دارد. وقتي سرمايه بيايد، مديريت هم درست ميشود، چهار اشکال مانند سوءمديريتها در باشگاه پرسپوليس و ساير تيمها ديده شود، اين مدير تغيير ميکند و مديران توانمندتر سر کار ميآيند.