مهري مرادي
با توجه به اينكه انسان موجودي اجتماعي آفريده شده، پيدا كردن دوست يا شخصي كه فرد در كنارش احساس آرامش كند لازمه زندگي اجتماعي است و اين مهم در دوران نوجواني ميتواند يكي از مهمترين چالشهاي زندگي هر فردي به حساب آيد. گرايش به دوستي و رفاقت در دوران نوجواني از قدرت بالايي برخوردار است چراكه نوجوانان با توجه به تغييرات هورموني و جسمي و در حال گذر از دوران كودكي تمايل زيادي پيدا ميكنند كه در گروه همسالان جاي گيرند كه اگر اين دوستيها بر پايه و اساس درستي صورت گيرد ميتواند براي نوجوان فايدههاي بسياري به همراه داشته باشد.
نوجوانان در دوستيها بايد ياد بگيرند كه صميميت و استقلال را درهم بياميزند يعني علاوه بر اينكه بر دوستيهايشان تكيه ميكنند اتكا به نفس هم داشته باشند تا به سمت وابستگي افراطي پيش نروند. اين استقلال و اتكا به نفس كمك ميكند تا در بازيهاي ناسالم كه گاهي دوستان مرتكب ميشوند گرفتار نشوند و اينكه شايد دوستانشان آنها را ترك كنند نگران نشوند. همين امر به نوجوان امنيت خاطر ميدهد و عزت نفس را در آنان شكوفا ميكند.
نوجوانان بهتر است بياموزند كه در دوستيهايشان محدوديتها و خط قرمزهايي قرار دهند و اين مسئله را مد نظر داشته باشند كه دوستيهاي يكرنگ و صميمي اصلاً بدين معنا نيست كه بيچون و چرا تسليم هم بشوند بلكه بايد تلاش شود فضايي در محدوده روابط با دوستان برقرار شود و اين محدوديتها و خط قرمزها را در هر شرايطي رعايت كرده و پاي آن بايستند بدين طريق استقلال و فرديت شخص حفظ خواهد شد و دوستيها در اين شرايط ميتواند تبديل به دوستيهاي پايا و مادامالعمر شود. در واقع دوستي نبايد براي ما اسارت بياورد و ارادهمان را از دست بدهيم.
داشتن علايق مشترك، ارزشهاي مشترك و گاهي دردهاي مشترك در ميان نوجوانان، اطمينان ميان آنها را زياد ميكند. دوستيهاي مثبت و مناسب ميتواند به جامعهپذيري نوجوان كمك كند و او را از تنهاييهاي خاص دوران نوجواني رها كند، به او اعتماد به نفس بدهد و با توجه به اينكه در گروه همسالان عموماً مشكلات و دغدغههاي مشابهي وجود دارد همين امر رابطه ميانشان را نزديك ميكند و اين نزديكي نوعي همدلي و همكاري و صميميت را به همراه خواهد داشت. دوستيهاي دوره نوجواني اگر مسير مثبتي را طي كند ميتواند نوجوان را از انزواطلبي و گوشهگيري رها كند و به او كمك ميكند تا ارتباط كلامي بهتري داشته باشد.
با تمام مزايايي كه دوستيها ميتواند براي نوجوان به همراه داشته باشد اگر مسير انتخاب دوست به بيراهه رود آسيبهاي خاصي گريبان نوجوان و به تبع آن خانواده را خواهد گرفت كه گاهي جبرانناپذير خواهد بود به همين علت بر والدين واجب ميشود كه به دليل شرايط ويژه نوجوان غيرمستقيم و دورادور بر دوستان نوجوان خود نظارت داشته باشند و اين ميسر نميشود مگر اينكه والدين هم بتوانند رابطهاي دوستانه با نوجوان خود برقرار كنند تا حرفهاي نوجوانشان برايشان قابل دركتر باشد. مطلبي ديگر كه نبايد از نظر دور داشت گرايش نوجوانان به جنس مخالف است و اين مسئله امري اجتنابناپذير است كه دوستي ميان والدين و نوجوان ميتواند از اين روابط جلوگيري كند.
اگر دوستي ميان دختر و پسر ايجاد شود و به ويژه اين دوستيها پنهاني باشد ميتواند بسيار آسيبزا باشد چراكه عموماً اين دوستيهاي پنهاني منجر به روابط ناپخته و غيرعادي و دور از شناخت و هيجاني ميشود كه اگر مديريت نشود نوجوانان بسيار ضربه ميخورند و البته دختران با توجه به شرايط عاطفي و رواني و فرهنگ حاكم بر جامعه آسيب بيشتري خواهند ديد.
با توجه به نقش مهم دوست در زندگي و نياز افراد به برقراري ارتباط دوستانه آنچه منطقي و صحيح است اينكه نوجوانان با حمايت و پشتيباني خانواده بتوانند دوستان نيكويي براي خود برگزينند چراكه انتخاب دوست در زندگي ميتواند نقش بسيار سازنده يا خداي ناكرده نقش تخريبكنندهاي داشته باشد.