
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 23 شامگاه دوشنبه بيستم شهريور ماه قاضي ايلخاني، بازپرس ويژه قتل دادسراي امور جنايي با تماس تلفني مأموران كلانتري 126 تهرانپارس از قتل دو دخترجوان در خانهشان خيابان 198 شرقي حوالي فلكه سوم تهرانپارس با خبر و همراه تيمي از كارآگاهان اداره دهم راهي محل شدند.
تيم جنايي در محل حادثه كه آپارتمان 120 متري در طبقه اول ساختمان مسكوني بود با جسد غرق در خون دو خواهر 16 و 21 ساله به نامهاي سوگند و سولماز داخل آشپزخانه روبهرو شدند كه با اصابت ضربات متعدد قداره به قتل رسيده بودند. مأموران در بازرسي از محل حادثه قدارهاي خونين كشف كردند كه حكايت از آن داشت پدر خانواده دو دخترش را به قتل رسانده و سپس با خوردن سيانور اقدام به خودكشي كرده است. همچنين مشخص شد قاتل بعد از حادثه موضوع را تلفني به خواهرش اطلاع داده كه پس از آن خواهر مقتول از مأموران درخواست كمك ميكند و مأموران پس از حضور در محل حادثه قفل در خانه را تخريب كرده و با جسدهاي خونين دوخواهر و پيكر نيمهجان قاتل روبهرو ميشوند. در حالي كه تحقيقات درباره اين حادثه ادامه داشت كاركنان بيمارستان تهرانپارس به قاضي ايلخاني خبر دادند قاتل به خاطر مسموميت شديد ناشي از خوردن سيانور فوت كرده است.
تيم جنايي در بازرسيهاي بعدي محل حادثه با دست نوشتهاي از قاتل روبهرو شدند كه نوشته بود:«به خاطر همسرم و دخالتهاي دو برادر زنم كه 20 ميليون تومان به من خسارت زدهاند دست به اين حادثه خونين ميزنم.»
تحقيقات ميداني مأموران نشان داد قاتل از مدتي قبل با همسرش اختلاف داشته به طوريكه 40 روز قبل همسرش او و دخترانش را رها كرده و به خانه پدرش رفته است.
عمه دو مقتول گفت: مدتي است برادرم با همسرش اختلاف دارد. ساعتي قبل در خانه بودم كه برادرم تلفني با من تماس گرفت. او حالش خوب نبود و به سختي حرف ميزد. برادرم به من گفت كه دو دخترش را به قتل رسانده و خودش هم سيانور خورده است. در حالي كه به شدت شوكه شده بودم با خانهشان تماس گرفتم، اما كسي تلفن را جواب نداد به همين دليل نگران شدم و بلافاصله با اداره پليس تماس گرفتم و موضوع را توضيح دادم.
يكي از همسايه هم گفت: زمان اذان بود كه صداي درگيري از خانه آنها به گوشم رسيد. دختر مقتول به پدرش التماس ميكرد كه خواهرش را كتك نزند. من بلافاصله به در خانهشان رفتم، اما پس از سهدقيقه صدای درگيري آنها قطع شد و من فكر كردم درگيري آنها تمام شده و اصلاً انتظار اين حادثه را نداشتم. همزمان با ادامه تحقيقات درباره اين حادثه جسدها به دستور قاضي ايلخاني براي انجام آزمايشهاي لازم به پزشكي قانوني فرستاده شد. يكي از همسايهها به خبرنگار ما گفت: اين خانه متعلق به مادر قاتل بود كه بعد از فوتش پسرش همراه خانوادهاش در اين خانه زندگي ميكردند. آنطور كه ما شنيده بوديم قاتل اعتياد به ترياك داشت و آنها به خاطر همين موضوع با هم اختلاف داشتند. قاتل مرد بداخلاقي بود و هميشه با همسرش داد و فرياد داشت، اما همسرش زن خوبي بود. قاتل تعميركار شوفاژ بود و همسرش همراه دختر بزرگش در يك فروشگاه كار ميكردند، اما دختر كوچكش محصل بود. لحظه حادثه ما صداي درگيري آنها را شنيديم، اما وقتي پشت در خانه آنها رفتيم صدا قطع شد و ما فكر كرديم درگيري آنها تمام شده است تا اينكه مأموران پليس به خانه آنها آمدند و ما با صحنه هولناكي روبهرو شديم. ما به خيال اينكه همه چيز تمام شده به خانههايمان رفتيم و اصلاً فكر نميكرديم او دست به اين جنايت بزند. وي در پايان گفت: قاتل آنقدر با چاقو به بدن دخترانش ضربه زده بود كه همه بدن آنها سوراخ بود و خون همه خانه را فراگرفته بود.