کد خبر: 871658
تاریخ انتشار: ۲۱ شهريور ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
اقرار خواننده زیرزمینی به قتل مدير استوديو بعد از عقد قرار داد
خواننده زيرزميني كه با همدستي يك از دوستانش مدير استوديو ضبط صدا را با انگيزه سرقت به قتل رسانده‌بود، جزئيات حادثه را شرح داد.

به گزارش خبرنگار ما، ساعت 16 روز پنج‌شنبه نهم شهريورماه بود كه به قاضي منافي‌آذر، بازپرس ويژه قتل تهران خبر رسيد حادثه‌اي خونين در يك استوديوي ضبط صدا در شهرك ولي‌عصر اتفاق افتاده است. لحظاتي بعد از حادثه بازپرس همراه تيمي از كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي تهران در محل حاضر شد. جسد متعلق به مردي 24 ساله به نام پوريا بود كه با اصابت شش‌گلوله به قتل رسيده بود. مردي كه پليس را از ماجرا با خبر كرده بود، اولين كسي بود كه مورد تحقيق قرار گرفت. او گفت: پوريا شريك كاري من بود. لحظاتي قبل وقتي وارد اتاق ضبط صدا شدم با جسد او مواجه شدم و به پليس خبر دادم. تحقيقات تيم بررسي صحنه جرم حكايت از اين داشت كه عامل يا عاملان حادثه بدون هيچ درگيري وارد محل شده بودند. همچنين معلوم شد كه گلوله‌ها از اسلحه كمري و از فاصله خيلي نزديك شليك شده است.


بعد از انتقال جسد به پزشكي قانوني كارآگاهان با بررسي اوراق داخل محل متوجه شدند، پوريا ساعت 15 با يكي از خوانندگان زيرزميني كه پسري 18 ساله به نام رضا. س بود يك قرارداد كاري امضا كرده است. از آنجا كه احتمال مي‌رفت رضا در جريان حادثه نقش داشته باشد كارآگاهان راهي محل زندگي رضا در منطقه مرتضي‌گرد شدند، اما فهميدند كه او بعد از حادثه به خانه‌شان مراجعه نكرده است. بررسي‌هاي گام به گام پليس در اين باره ادامه داشت تا اينكه رضا دو‌روز قبل بازداشت شد و در اولين بازجويي‌ها به ارتكاب قتل با همدستي دوست 18 ساله‌اش مهدي.‌م اعتراف كرد. با نشاني‌هايي كه رضا در اختيار پليس گذاشت مهدي هم بازداشت شد و حرف‌هاي همدستش را تأييد كرد. رضا در شرح حادثه گفت: من از دو سال قبل به صورت حرفه‌اي شروع به خوانندگي كردم. همان سال، اولين آهنگم را در استوديوي مقتول كه آن زمان در منطقه مرتضي‌گرد بود، ضبط و روانه بازار كردم. بعد از آن با كمك مقتول چند آهنگ ديگر هم توليد كردم كه آخرين آن مربوط به اسفندماه سال قبل بود.


متهم درباره انگيزه‌قتل هم گفت: مقتول استوديوي مجهزي داشت به خاطر همين تصميم گرفتم تا او را به قتل برسانم و تجهيزات او را سرقت كنم. براي ارتكاب قتل به اسلحه نياز داشتم، به خاطر همين راهي شهري در غرب كشور شدم و اسلحه و فشنگ لازم را خريدم. بعد نقشه را با مهدي كه از دوستانم بود در ميان گذاشتم و او هم قبول كرد در اجراي نقشه به من كمك كند. ساعت 15 روز حادثه همراه مهدي به بهانه عقد قرارداد راهي دفتر كار پوريا در شهرك ولي‌عصر شدم. بعد از عقد قرارداد به بهانه تست صدا وارد اتاق ضبط شديم. همان جا اسلحه را از زير لباسم بيرون كشيدم و شش گلوله به او شليك كردم كه در دم كشته شد. بعد هم تجهيزات داخل استوديو را سرقت كرده و از محل خارج شديم. بعد از اعتراف متهم مأموران پليس راهي خانه متهم شده و اسلحه كمري و تجهيزات سرقت شده را كشف كردند. سرهنگ كارآگاه حميد مكرم، معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس‌آگاهي تهران بزرگ گفت: تحقيقات بيشتر از دو متهم در جريان است.

پدر و مادر مقتول چه گفتند
‌پدر مقتول كه روز گذشته در دادسرا حاضر شده بود، به خبرنگار ما گفت: پسرم چندين سال است پيش خودم در تراشكاري كار مي‌كرد، اما به خاطر عشقي كه به موسيقي داشت، رشته گرافيك را انتخاب كرد و دانشجوي دانشگاه يادگار امام بود. او از پنج سال قبل وارد اين حرفه شد و ابتدا در يكي از اتاق‌هاي خانه‌مان شروع به كار كرد و بعد‌ها هر چند سال يك بار دفتر كاري اجاره مي‌كرد. اين اواخر او مغازه لباس‌فروشي اجاره كرده بود تا در كنار كار موسيقي درآمد ديگري هم داشته باشد. پسرم علاوه بر كار صدا و ميكس علاقه به خوانندگي هم داشت و گاهي هم مي‌خواند. دفتر محل كارش را در شهرك وليعصر چند ماهي بود، اجاره و با تعدادي خواننده هم قرارداد كاري امضا كرده بود. مادر مقتول هم در حالي كه اشك پهناي صورتش را پوشانده و عكس پسرش را در دست گرفته بود، به خبرنگار ما گفت: پسرم عاشق كارش بود و در مقابل كارش احساس مسئوليت داشت. آن روز او به خاطر قراري كه با قاتل داشت، ناهار نخورد و به محل كارش رفت. تلفني از من خواست براي او ناهار بپزم و من منتظر پسرم بودم تا با هم ناهار بخوريم، اما خبر قتل او را به من دادند. پسرم مدتي قبل موسيقي براي يادمان شهداي آتش‌نشاني صدا گذاري كرد و از صدا و سيما هم پخش شد. چند روز قبل از حادثه براي تشكر از پدرش كليپي خواند. قرار بود به زودي با نامزدش ازدواج كند، اما قاتل پس از حادثه حلقه نامزدي او را هم سرقت كرده بود.

گفتوگو با متهم

خودت را معرفي كن؟

رضا سوري هستم. الان هم 18 سال و چند ماه سن دارم.

چه كارهاي؟

من خواننده زيرزميني هستم.

خواننده ديگري به همين نام فعاليت ميكند با شما نسبتي دارد؟

نه نسبتي ندارم. او پاپ ميخواند و من رپ ميخوانم.

به چه لقبي معروف هستي؟

من تازه براي خودم لقب « رضا تك » را انتخاب كرده بودم و قرار بود وقتي آلبوم را منتشر كردم با اين نام باشد.

قبل از خوانندگي به چه كاري مشغولي بودي؟

خياط بودم.

چه شد كه به خوانندگي علاقه پيدا كردي؟

صداي خوبي دارم. به همين دليل دوستانم تشويق كردند آلبوم منتشر كنم.

تا الان آلبوم هم منتشر كردي؟

نه، قرار بود اولين آلبوم با 10 ترك به زودي منتشر شود. چهار ترك آن آماده بود و شش ترك مانده بود كه اين اتفاق افتاد.

چطور با مقتول آشنا شدي؟

دو سال قبل با او آشنا شدم. آن زمان از طريق دوستانم براي صدا گذاري اولين تركي كه خوانده بودم به مقتول معرفي شدم. در اين مدت او چهار ترك براي من صداگذاري كرد و من براي هر ترك 2 ميليون تومان به او دادم و قرار بود ششترك ديگر هم براي من صداگذاري كند تا پس از كامل شدن، آلبوم را منتشر كنم كه اين اتفاق افتاد.

پس از قبل با مقتول رفت و آمد داشتي؟

بله. در اين مدت براي موزيك چهار تركم حدود 50 بار به استوديوي او رفته بودم.

چرا تصميم به قتل گرفتي؟

من قصد سرقت داشتم، اما به قتل پايان يافت.

چرا سرقت؟

مدتي قبل 50 ميليون تومان از دوستانم قرض گرفتم تا در كار موسيقي سرمايهگذاري كنم، اما يك كار اشتباه همه سرمايهام را از بين برد تا اينكه در رفت و آمدهايي كه به استوديوي مقتول داشتم، تصميم گرفتم وسايل استوديو را سرقت كنم.

اسلحه را براي همين سرقت خريدي؟

نه. من علاقه زيادي به اسلحه كلت داشتم. سه ماه قبل اين اسلحه را به مبلغ 10 ميليون تومان از شهر مرزي خريدم.

درباره روز حادثه توضيح بده؟

آن روز طبق قرار قبلي به استوديو رفتيم. پس از بستن قرارداد، دوستم او را داخل دفتر سرگرم كرد و من هم از فرصت استفاده كردم و به اتاق صدا رفتم تا وسايل را سرقت كنم كه مقتول متوجه نيت ما شد و به داخل اتاق صدا آمد و مانع سرقت شد. او به طرف من حمله كرد و من هم با اسلحه او را هدف قرار دادم و پياپي شليك كردم.

چه سرقت كردي؟

من كيف مدارك و كارتهاي عابرش و به همراه ميكروفن صدا كه حدود 4 ميليون تومان قيمت داشت، سرقت كردم.

فكر ميكردي دستگير شوي؟

نه. چون افراد زيادي به استوديو رفت و آمد داشتند و فكر نميكردم پليس به ما مظنون شود. فكر ميكردم اگر پليس تا سه روز اول به سراغ ما بيايد، يعني به ما مشكوك شده در غير اينصورت به ما مشكوك نشده است. به همين دليل سه روز اول ما بيشتر در خانه مخفي بوديم و خيالم راحت بود كه پليس به ما مشكوك نشده است، اما روز دوشنبه براي خريد نان از خانهمان بيرون آمدم كه مأموران پليس مرا داخل خيابان دستگير كردند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار