
اين مسئله كه ما در حال حاضر دچار ركود علمي شدهايم، مسئله درستي نيست، اما خود مسئله ركود علمي كاملاً صحت دارد ولي بايد توجه داشت كه ركود علمي مسئله كنوني ما نبوده بلكه مسئله آموزش عالي ماست چراكه آموزشهاي ما در دانشگاه ربطي به مسائل جامعه ندارد.
تعداد مشكلاتي كه جامعه ما به آن دچار بوده چه در سالهايي كه تعداد مقالات علمي زياد بوده چه در سالهايي كه از تعداد اين مقالات كاسته شده، تفاوتي نداشته است. آيا واقعاً چاپ مقاله در يك نشريه خارجي نشانه اعتلاي علمي كشور است. به عنوان نمونه اگر دانشگاهيان ما در رشته جامعهشناسي 30 مقاله ISI منتشر كنند، آيا به اين معني است كه در مسائل اجتماعي تغييري رخ ميدهد؟ پاسخ منفي است.
در كشور ما براي دانشجو مقاله ISI چاپ ميكنند و پول ميگيرند يا پاياننامه دكتري و كارشناسيارشد مينويسند. بايد پرسيد آيا اين مقالات نشانه رونق علمي كشور است كه حالا براي كاهش آن عزا بگيريم؟
براي روشنتر شدن مسئله بايد رشتههايي كه بيشترين تعداد مقاله ISI در آن چاپ شده را با آن رشتههايي كه اصلاً مقالهاي نداشتهاند، مقايسه كنيم. بايد ديد آيا مشكلاتي كه در جامعه وجود دارد، به كمك آن رشتههاي داراي مقالات زياد حل شده يا خير؟
متأسفانه هيچكدام از اين مقالات مشكل جامعه را حل نميكند چون دانشگاه و جامعه با يكديگر ارتباطي ندارند. مثلاً اگر آمار طلاق بالا رود يا تعداد اتومبيلهاي بيكيفيت زياد شود، آيا كسي يقه گروههاي علوم اجتماعي دانشگاهها را ميگيرد كه چرا شما راهحل ارائه نداديد؟ آيا كسي از اساتيد رشتههاي مهندسي براي اتومبيلهاي بيكيفيت بازخواست ميكند؟
دانشگاه كار خود را ادامه داده و مدام مقاله منتشر ميكند و جامعه هم درگير مشكلات خود است. يعني اين دانشگاه و جامعه دو جزيره جدا از يكديگر هستند. مشكل جامعه ما جدايي دانشگاه از جامعه است. اگر امروز اين دانشگاه تعطيل شود، به غير از قطع شدن حقوق اساتيد و عدم ارائه مدرك به دانشجويان، اتفاقي در مسائل جاري كشور نميافتد.