
خيليها در دنيا خواستند فقر را ريشهكن بكنند اما از چه طريقي استفاده كردند؟ همه حرف سر اين طريقهاست. مثلاً از همين روش سوسياليسم استفاده كردند، ولي ديديد كه اين روش غلط از آب درآمد. آنهايي كه از اول روش سوسياليسم را اختراع كردند، شايد - يا حتماً - قصد سوئي نداشتند؛ بلكه فكر ميكردند كار و راه آنها درست است. گفتند بياييم همه سرمايهها را از مردم بگيريم و به دست دولتي كه منابع را عادلانه تقسيم ميكند، بدهيم تا سرمايهداري برافتد. آنها غافل بودند كه دولت هم متشكل از يك عده انسان است كه آنها هم مثل همان سرمايهدارها، همان احساسات را دارند. بعد از مدتي، حتي به چيزي پُرضررتر و بيكارهتر از آن سرمايهدارها تبديل شدند. ملاحظه كرديد كه اين وضعيت كشورهاي اروپاي شرقي است. آن رهبر كشور سوسياليستي كه شعارهاي داغ ميداد، دخترش براي وزن كردن غذاي سگش، از ترازوي طلايي استفاده ميكرده است! به ميزان راست و دروغش كاري نداريم.
به هر حال، اين حرفها و اظهارات، نشان از واقعيت دارد. كدام سرمايهداري در دنيا، از اين بدتر و لجنتر كار ميكند؟! سوسياليسم، اينگونه است. ما فقط از راه تعاليم اسلام ميتوانيم فقر را برطرف كنيم، عدالت اجتماعي را مستقر كنيم، امنيت را ايجاد كنيم و بيسوادي را ريشهكن نماييم. بدون اسلام نميتوانيم به اين اهداف برسيم و مقاصدمان برآورده نخواهد شد.
بيانات در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام ۹/۱۱/۶۸