همين كه كودكي در خانواده به دنيا ميآيد، تحت ولايت پدر خود قرار ميگيرد و بدون دليل نميتوان اين سمت يا اين حق را از پدر گرفت. يكي از ويژگيهاي ولايت اين است كه قابل نقل و انتقال نيست و جد پدري نميتواند آن را اسقاط كند. تنها علت برقراري ولايت، حفظ منافع و تأمين حقوق فردي است كه ولايتش به عهده گرفته ميشود، بنابراين هرگاه ولي نتواند يا نخواهد اين هدف را عملي كند، ولايت او ساقط ميشود. يكي ديگر از ويژگيهاي ولايت اين است كه ولايت نميتواند يك امر دائمي و هميشگي محسوب شود. چون ولايت در مورد افرادي مانند صغير و مجنون اعمال ميشود و با رفع اين علت، ولايت نيز خود به خود منتفي ميشود.
ولايت جد پدري در قانون مانند ولايت پدر است و در رسوم اجتماعي ما منوط بر اين است كه ولايت پدر به دليلي از بين رفته باشد و كودك در خانواده طبيعي خود زندگي نكند. از طرفي ولايت پدر در وضع عادي خود حضانت را نيز به همراه دارد. در اين مورد بايد گفت كه حضانت مربوط به نگهداري و تربيت كودك است و ولايت مربوط به اداره اموال او. بنابراين به استناد حق حضانت نميتوان هيچ عمل حقوقي را به نمايندگي از طرف كودك و به حساب او انجام داد. در حالي كه ولي نمايندگي تمام اموال و حقوق مالي را به عهده دارد. ولي ميتواند به نمايندگي قانوني از طرف كودك تصميم بگيرد و اموالش را اداره كند. در دادرسيها شركت كند، قرارداد ببندد و براي پس از مرگ خود وصي معين كند و به او نيز اختيار تعيين وصي را بدهد.