
احمد كاظمزاده
با نزديك شدن به پايان ضربالاجل 10روزه ائتلاف عربستان، امارات، بحرين و مصر (البته رژيم صهيونيستي نيز عضو نانوشته اين ائتلاف است و برخي از خواستههاي اين ائتلاف همانند قطع روابط با ايران، حزبالله و حماس در اصل خواسته اين رژيم نيز ميباشد) به قطر براي پذيرش شروط 13گانه اين ائتلاف اين سؤال مطرح است كه چه چشماندازي را ميتوان براي آينده اين بحران تصور كرد؟ در اين فهرست مهمترين شروطي كه براي قطر تعيين شده شامل قطع هرگونه روابط ديپلماتيك با ايران و حزبالله، تعطيلي كامل شبكه الجزيره، برچيدن پايگاه نظامي تركيه از خاك اين كشور و قطع ارتباط با گروههاي اخوانالمسلمين، حزبالله لبنان و اخراج اتباع اين كشورها از خاك قطر و عدم اعطاي ويزا به آنها و تحويل اشخاص تحت تعقيب دولتهاي مذكور به اين كشورهاست.
در ابتدا تصور ميشد كه در صورت رد مطالبات اين ائتلاف هيچ راهي جز توسل به اقدام نظامي عليه قطر وجود نخواهد داشت زيرا حجم و گستره مطالبات و همچنين ماهيت حاكميتي آنها اين تصور را ايجاد ميكرد كه گويا هدف ائتلاف مهاجم از قيد اين شروط و طرح مطالبات گسترده اين است كه قطر را به رد آن مجبور كند تا بهانه لازم را براي توسل به اقدام نظامي يا اجراي كودتا به دست آورد. به لحاظ نظري نيز نوع بازي كه ائتلاف مهاجم به رهبري عربستان و امارات عليه قطر به راه انداخته است حاصل جمع جبري صفر يا همان برد- باخت است كه برد يكي الزاماً باخت ديگري را به همراه دارد و معمولاً در چنين مواردي احتمال حل بحران از طريق مذاكره كاهش مييابد و در مواردي به صفر ميرسد. البته هنوز هم احتمال توسل به اقدام نظامي كاملاً منتفي نشده است و در صورتي كه تحولات جديدي در منطقه روي دهد و براي مثال پاي دولت ترامپ به جنگ در سوريه كشيده شود (همچنانكه رژيم صهيونيستي به طور جدي در پي آن است و تلاش ميكند بار ديگر پرونده تسليحات شيميايي مورد ادعاي خود را در سوريه بازكند) در اين صورت به احتمال زياد ائتلاف مهاجم به رهبري عربستان نيز فرصت را براي حمله نظامي به قطر و استقرار دولتي دستنشانده در دوحه (همانند آنچه در منامه اتفاق افتاده) غنيمت خواهد شمرد.
اما در غيراينصورت روند تحريمها ادامه مييابد و تشديد خواهد شد و دامنه آن شركاي قطر را نيز دربرخواهد گرفت. امارات و عربستان شركاي اقتصادي خود را در انتخاب بين دو گزينه خود و قطر قرار داده و از اين طريق كوشيدهاند شركاي اقتصادي و تجاري خود را به همراهي با خود در اعمال فشار بر قطر مجبور كنند. اين تهديد فاز جديد را در بحران گشوده و از اين طريق تلاش ميشود كشورها بين قطر از يكسو و امارات و عربستان از ديگر سو يكي را انتخاب كنند. با توجه به اينكه حجم مبادلات تجاري و همكاري اقتصادي اعضاي ائتلاف عربستان، امارات، بحرين و مصر چه به صورت فردي و چه جمعي بيشتر از قطر است از اينرو توسل به اين اهرم كار را بر قطر دشوار ميسازد و موجب ميشود اين كشور براي نگه داشتن شركاي تجاري و اقتصادي خود امتيازات زيادي پرداخت كند تا مانع از اين شود كه اين شركا به همين سادگي تسليم فشارهاي امارات و عربستان شوند. در واقع ميتوان حدس زد كه از اين پس و در صورتي كه رايزنيهاي جاري براي حل و مهار بحران به نتيجه نرسد كه امكان آن ضعيف است، ما شاهد آغاز يك جنگ تجاري در كنار بحران سياسي خواهيم بود و هر يك از دو طرف بحران خواهند كوشيد براي شركاي اقتصادي و تجاري خود امتيازات بيشتري در نظر بگيرند.
البته اين مسابقه پيش از اين نيز به نوعي آغاز شده بود به گونهاي كه قطر براي كسب حمايت امريكا يك قرارداد نظامي 12 ميليارد دلاري با اين كشور به امضا رساند كه با احتساب پيوست آن ارزش آن به بيش از 20 ميليارد دلار ميرسد و در مجموع قادر است حدود 60 هزار فرصت شغلي در امريكا ايجاد كند. هرچند اين قرار داد براي وزارت دفاع امريكا مطلوب بود و تا حدودي در تلطيف ديدگاه وزارت امورخارجه نيز مؤثر بود اما تأثير چنداني بر تغيير ديدگاه كاخ سفيد و شخص ترامپ نداشته است به دليل اينكه وي در جريان سفر به عربستان قراردادهاي زيادي به امضا رساند كه ارزش مالي آنها به بالاي نيم تريليون دلار ميرسد و لذا كاخ سفيد و شخص ترامپ برخلاف وزارت دفاع و امور خارجه همچنان بر حمايت از مواضع عربستان مبتني است. اما اتفاقي كه از اين پس امكان دارد بيفتد اين است كه همان مسابقهاي كه بين قطر و عربستان و امارات براي كسب حمايت امريكا در گرفته بود در سطح وسيعتر گسترش مييابد و خيلي از كشورها را با اين قضيه درگير ميكند.
تا پيش از اين تعداد كوچكي از كشورها جانب هر يك از دو طرف درگير را گرفته بودند و با مصلحتانديشي و اتخاذ سياست بيطرفي مثبت سعي ميكردند روابط خود را با هر دو طرف بحران حفظ كنند اما اكنون استمرار اين رويكرد با تهديدهاي امارات و عربستان به چالش گرفته شده است و اين دو كشور در تلاشند كشورها را به انتخاب يكي از دو طرف واداركنند كه اين انتخاب براي اغلب كشورها دشوار خواهد بود. به نظر ميرسد هدف اصلي عربستان و امارات از قيد اين شرط تركيه است كه در حمايت از اخوانالمسلمين در كنار قطر قرار دارد و بلافاصله بعد از هجوم ائتلاف چهارگانه عليه قطر فعاليتهاي خود را براي احداث پايگاه نظامي در اين كشور آغاز كرده است كه اين مسئله با توجه به عضويت تركيه در ناتو تا حدودي زيادي دست وپاي ائتلاف مهاجم را براي اقدام نظامي عليه قطر ميبندد و آن را با چالش مواجه ميكند.
از زمان آغاز بحران قطر روابط تركيه با عربستان و امارات نيز رو به تنش پيش رفته است و با استمرار بحران متشنجتر نيز خواهد شد. شواهد موجود حاكي از ورود امارات و عربستان به خط قرمز تركيه يعني حمايت از مخالفان كرد داخلي اين كشور موسوم به پ. ك. ك و شاخه سوري آن پ ي د و همچنين استقلال كردهاي عراق است. در واقع عربستان و امارات اكنون پاجاي پاي رژيم صهيونيستي گذاشتهاند و ميخواهند براي تركيه چالش كردي درست كنند. افشاي اين موضوع ضمن اينكه از ابعاد ديگري از دخالت نظامي بيمحاباي تركيه در سوريه و آثار مخرب آن بر اين كشور پرده برميدارد، نشان ميدهد كه برخورد عربستان و امارات با اين كشور در چند سال گذشته كاملاً تاكتيكي بوده و در پي فرصت مناسب براي زهرچشم گرفتن از اين كشور و قطر بودهاند. نكته قابل توجه ديگر اين است كه هر چند به ظاهر عربستان و امارات سردمدار بحران جديد عليه قطر به شمار ميروند اما نبايد از اين واقعيت غافل شد كه رژيم صهيونيستي چه در اين ماجرا و چه در ساير بحرانهاي منطقه كارگرداني قضيه را برعهده دارد و ائتلاف مهاجم شامل عربستان، امارات، بحرين و مصر هر يك نقشي را بازي ميكنند كه براشان تعريف شده است.