کد خبر: 857958
تاریخ انتشار: ۳۰ خرداد ۱۳۹۶ - ۲۱:۰۰
آيا خريد كردن تنش‌هايمان را آرام مي‌كند؟
امروزه بخشي از اختلال‌هاي رواني و ذهني ما به سبك زندگي خاص در كلانشهرها برمي‌گردد. كلانشهرهايي كه آدم‌ها را مجبور مي‌كند در...
نويسنده: شكوفه شيباني*
 
 
امروزه بخشي از اختلال‌هاي رواني و ذهني ما به سبك زندگي خاص در كلانشهرها برمي‌گردد. كلانشهرهايي كه آدم‌ها را مجبور مي‌كند در فضاهايي كم با سرانه فضاي سبز ناچيز زندگي كنند. آدم‌هايي كه به واسطه محدوديت‌هاي زماني اعمال شده بر آنها فرصت تفريح و تخليه ذهني و رواني ندارند، بنابراين از پديده‌هايي به عنوان تفريح و تفرج بهره مي‌برند كه در نهايت خود به اختلال جديدي منجر مي‌شود. در واقع آن پديده آلترناتيو يا جايگزين نه تنها كمكي به فرد نمي‌كند بلكه به اصطلاح عامه فرد از چاله به چاه مي‌افتد. اما يكي از جدي‌ترين اختلال‌ها در اين زمينه اختلال وسواس خريد يا Shopaholism است.
       
 
در اختلال ذهني Shopaholism يا وسواس خريد فرد به محض اينكه در معرض استرس قرار مي‌گيرد براي آن كه به ذهن خود براي غلبه بر آن استرس پاداش داده باشد اقدام به خريد مي‌كند. در واقع از زاويه ديد بيمار خريد راهكاري براي كاستن از ميزان تنش‌ها و اضطراب‌هايي است كه در زندگي وجود دارد. مطالعاتي كه در اين زمينه صورت گرفته نشان مي‌دهد زنان بيشتر از مردان درگير اين اختلال مي‌شوند و از خريد به عنوان راهكاري براي غلبه بر رنج‌هاي زندگي استفاده مي‌كنند.
 
 
زني را تصور كنيد كه در رابطه خود با همسرش دچار چالش‌هاي جدي شده است، از آن سو به هر دليل نمي‌خواهد با اين چالش خود روبه‌رو شود يعني به تنهايي يا با استفاده از يك مشاور در برابر رنجي كه از زندگي مشترك مي‌برد قرار گيرد و بخواهد اين رنج را از سر راه بردارد. او در يك وضعيت ناگوار ذهني و دروني قرار دارد بنابراين مي‌خواهد با تزريق يك مزه شيرين و دلخواه به اين تلخي‌ها خاتمه دهد، غافل از اينكه اين راه چندان براي تغيير حال بد او به حال خوب جوابگو نيست، مثل كسي كه روزها به حمام نرفته و بوي عرق تن و لباس‌هايش آزاردهنده است و او به جاي اينكه برود استحمام و لباس‌هايش را عوض كند، هر روز مقدار زيادي عطر و ادكلن صرف مي‌كند تا بوي بد تن و لباس‌هايش را به واسطه آن رايحه بپوشاند. روشن است كه اين كار جواب نخواهد داد و مسئله كماكان سر جاي خود باقي خواهد بود. اين همان وضعيتي است كه ما وقتي از راهكارهايي مثل خريد كردن براي ايجاد يك حال خوش استفاده مي‌كنيم، اتفاق مي‌افتد. در واقع اينجا هم ما مي‌خواهيم از خريد به عنوان يك پوشاننده استفاده كنيم تا رايحه آن چالشي كه در زندگي مشترك ما وجود دارد ديده نشود.
 
 
 
اما مطالعاتي كه در اين زمينه صورت گرفته نشان مي‌دهد عموماً كساني كه از اختلال خريد رنج مي‌برند بعد از خريد با عواقبي چون ملال، پشيماني و خشم روبه‌رو مي‌شوند. تصور كنيد كسي كه به يك مركز خريد مراجعه كرده براي اينكه حالش خوب شود چيزهايي را هم خريده است و حال به خانه برگشته و احساس مي‌كند خريد خوبي نداشته است يا چيزهايي خريده كه واقعاً به آنها نياز نداشته است و حالا بايد جايي پيدا كند و آن كالاها را جا بدهد. از آن طرف مي‌بيند كه مبالغ قابل توجهي صرف اين خريدها شده و مثلاً پولي كه بايد براي فلان كار ضروري صرف مي‌شد اكنون صرف خريدي غيرضروري شده است. اين اتفاقات مي‌تواند نهايتاً به واكنش‌هايي چون خشم، گريه و مچاله‌شدگي در درون منجر شود، بنابراين توصيه به كساني كه از اختلال خريد رنج مي‌برند اين است كه اول از همه ريشه اين اختلال را در ذهن و روان خود بازيابي كنند و ببينند براي فرار از كدام چالش به سمت خريد رفته‌اند، در صورت آگاهي و مواجه شدن با اين چالش كه سايه خود را در حس نياز كاذب به خريد نشان مي‌دهد، مي‌توان اميدوار به بهبود روحيه و خروج فرد از افسردگي بود.
 
 
* روانشناس
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها