یکشنبه هفته گذشته برابر با 17 اردیبهشت 1396 (7 می 2017) دوردوم انتخابات ریاست جمهوری فرانسه برگذار شد و ایمانوئل ماکرون که رهبر حزب تازه تاسیس «به پیش» است و به عنوان چهره ای میانه رو از طیف چپ لیبرال معروف شده، توانست با کسب بیش از 66 درصد آراء از ماری لوپن رهبر حزب ملی فرانسه پیش بیفتد و با 39 سال سن به عنوان جوان ترین رئیس جمهور فرانسه لقب بگیرد.
دلایل زیادی برای چرایی پیروزی ماکرون وجود دارد که برخی از آنها به خاطر مشکلاتی است که دیگر رقبا داشتند و برخی نیز از روی شانس و اقبال بود که در مواردی به بعضی از سیاستمداران رو می کند، به این معنا که فضای سیاسی کشور به سمتی پیش می رود که زمینه های پیروزی برای برخی چهره های تازه کار را فراهم می کند در صورتی که تا پیش از آن کسی چنین تصوری از پیروزی آنها نداشت. به عنوان مثال در فرانسه فرانسوا فیون از حزب محافظه کار در نظرسنجی ها همواره در جایگاه اول قرار داشت و بعد از وی ماری لوپن بود که در صورت ادامه وضعیت می توانستند به دور دوم راه پیدا کنند اما به دلیل افشای فسادهای مالی فیون جایگاه اولی وی با جایگاه سومی ماکرون عوض شد و همین موضوع شرایط لازم را برای پیروزی ماکرون فراهم کرد.
اما عوامل دیگر برای پیروزی ماکرون را باید در وضعیت اقتصادی فرانسه جستجو کرد. در دوره ای که غرب و اروپا با بحران مالی و اقتصادی قرار دارند و هنوز نتوانسته اند از این شرایط خارج شوند، هیچ یک از سیاستمداران گذشته نتوانستند معیشت شهروندان را سروسامان بدهند بنابراین در اجرا و پیاده کردن قول ها و شعارهای انتخاباتی خود ناکام ماندند. عمده ترین دلیلی که فرانسوا اولاند در دور دوم انتخابات شرکت نکرد، همین مسئله بود. در چنین شرایطی مردم به عبور از چهره ها و سیاستمداران تکراری به سمتی گرایش پیدا کردند که حزب و چهره جدیدی را آزمایش و راهی کاخ الیزه کنند. از طرفی ایمانوئل ماکرون فردی با تفکرات اقتصادمحور است که هم وزیر امور اقتصادی و دارایی فرانسه بوده و هم در زمینه بانکی تخصص دارد،به همین مناسبت مورد استقبال فرانسوی ها قرار گرفت. بنابراین دیده شد که در این انتخابات برای اولین بار هیچ یک از گروه های قدیمی و سنتی مثل محافضه کاران و سوسیالیست ها در دور دوم انتخابات حضور نداشتند زیرا مردم می خواستند به چهره های جدید این فرصت را بدهند تا برای نجات کشور بخت خود را آزمایش کنند.
اما در این میان نباید فراموش شود که مسئله و بحران اقتصادی، پاشنه آشیل ماکرون است زیرا وی از یک سو جوان و کم تجربه است و هم اینکه فرانسه هنوز با مشکلات اقتصادی فراوانی دست و پنجه نرم می کند. این مسئله ماموریت ماکرون را برای نجات فرانسه از شرایط فعلی بسیار سخت می کند.
در کنار مسئله اقتصادی، ماکرون با بحران بزرگ دیگری هم مواجه است. تحولات چندسال گذشته که باعث بالا آمدن نیروها و چهره های رادیکال و نژادپرست در اروپا و از جمله فرانسه شده، به تهدیدی جدی تبدیل شد است. انتخابات هفته گذشته نیز نشان داد که این تهدید جامعه فرانسوی را به دو پاره تقسیم کرده است. اگر چه حزب ملی که نژادپرست و ضد اتحادیه اروپا است، کمتر از35 درصد آرا را به دست آورد، اما این آراء، خالص متعلق به ملی گرایان تندوری فرانسوی است در حالی که رای 65 درصدی ماکرون متعلق به وی و جریان فکری اونیست. به این دلیل که در دوره دوم انتخابات همه احزاب فرانسوی بخصوص محافظه کاران و سوسیالیست، به استثنای حزب چپ رادیکال به راهبری ملانشون، پشت سر ماکرون قرار گرفتند تا ماری لوپن رادیکال را شکست بدهند. این مسئله نشان می دهد که شعارهای نژادپرستی و ضدمهاجرتی لوپن حدود 35 درصد پیرو خالص دارد که می تواند در سال های آینده به میزان و تعداد آن بیفزاید. این دوپارگی جامعه فرانسه باعث شده تا ماکرون در اولین سخنرانی خود و در واکنش به خشم هواداران ماری لوپن اعلام کند که او رئیس جمهور همه مردم فرانسه است و سعی دارد کشور را از این انشقاق و شکاف ایجاد شده نجات دهد و کشور را به سمت وحدت پیش ببرد. این اولین باری است که یک رئیس جمهور در فرانسه با چنین مسئله ای مواجه می شود. همانطور که آمارها نشان می دهد در آراء اعلام شده بیش از 11 درصد آراء باطله وجود دارد که برای اولین بار در تاریخ فرانسه چنین پدیده ای رخ داده است یعنی افرادی هستند که هیچ یک از سیاست های جاری را قبول ندارند.
از این منظر ماکرون در آینده با مشکلات عدیده ای از جلمه بحران اقتصادی، حفظ وحدت کشور، آزادی شهروندان در برابر تفکرات رادیکالی، چگونگی ادامه زیست سیاسی با اتحادیه اروپا، چگونگی مواجه شدن با بحران های بین المللی و ملی از جمله تروریسم و اختلافات سیاسی کلان همچون مسئله روسیه و ... روبرو است که آینده فرانسه و ماکرون را تهدید می کند.