کد خبر: 850189
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
در چند روز گذشته ماجراي سخنراني كرباسچي كه نامش با فساد اقتصادي دهه 70 گره خورده درباره مدافعان حرم دل همه حقيقت‌طلبان را به درد آورد و با واكنش‌هاي مختلفي همراه بود...
    معصومه طاهري
در چند روز گذشته ماجراي سخنراني كرباسچي كه نامش با فساد اقتصادي دهه 70 گره خورده درباره مدافعان حرم دل همه حقيقت‌طلبان را به درد آورد و با واكنش‌هاي مختلفي همراه بود، كه شايد جالب‌ترين واكنش پيام داريوش سجادي اصلاح‌طلب خارج‌نشيني است كه رسماً گفته بود: «اسائه ادب غلامحسين كرباسچي به ساحت قدسي حافظان حرم و خانواده محترم شهيدان و سربازان دلاور سردار قاسم سليماني شايسته يك تودهني جدي به اين تبختر پربلاهت است. جناب كرباسچي، مطمئن باش اگر هنگام صدور آن ترهات شخصاً نزدتان حضور داشتم دندان‌هايت را در دهان كثيفت خرد مي‌كردم و ارزني نيز خود را معطل اطوارهاي روشنفكري و مدني‌بازي نمي‌كردم...»
اما حقيقت امر آن است كه مظلوميت مدافعان حرم تنها به همين جا خلاصه نمي‌شود و كرباسچي نمادي از هجمه‌هاي پنهان و آشكاري است كه مدام ضد مدافعان حرم و شهداي مظلوم آن در حال جريان‌سازي است. آنها كه نه تنها در وفاداريشان به كشور شك و شبهه است، بلكه برابر با فرموده مقام معظم رهبري زير چتر نفوذ دشمن در حال تخريب و وارونه جلوه دادن حقيقت براي داخل و خارج هستند، و با شيوه‌‌اي سازماندهي شده حملات رواني سنگيني را عليه مدافعان حرم در فضاي حقيقي و مجازي به‌راه‌انداخته‌اند؛ حملاتي كه يكي از خروجي‌اش را درسخنان همسر شهيدي مي‌بينيم كه از نامهرباني‌هاي اطرافيان نسبت به خانواده‌هاي مدافع حرم دل پردردي دارد، ولي آن‌چه مسلم است اين جنگ تنها جنگ سياهي لشكرهايي نيست كه در فضاي مجازي و شبكه‌هاي اجتماعي به اشكال مختلف سازماندهي و هدايت شده باشد و ماجرا كمي پيچيده‌تر از اين حرف‌هاست. كرباسچي در حقيقت قسمتي از اين دمل چركيني است كه بيرون زده و در مباحث انتخاباتي عقده‌گشايي كرده است.
اين سيستم خروجي‌هاي منفي زيادي از خود بروز داده است كه براي مثال مي‌توان به درد دل‌هاي عباس لاجوردي كارگردان فيلم سينمايي «جشن تولد» اشاره كرد. لاجوردي كه با بودجه بخش خصوصي و بدون حمايت دولتي در اقدامي متهورانه اولين فيلم سينمايي درباره مدافعان حرم را در خود كشور سوريه ساخته است پس از يك‌سال از توليد و نمايش فيلمش در جشنواره فجر سال 94 بالاخره در اواخر 95 اثر او بعد از آثار اجتماعي و سياه‌نمايي‌هاي هر روزه‌اي كه از دل وزارت ارشاد و ساختار سينمايي‌اش به اكران فرستاده مي‌شوند، فرصت پيدا كرد تا برروي پرده سينما برود.
اما چه اكراني؟! اكران او در واقع اكران نبود، بلكه به نوعي رفع تكليف و از سرباز كردن بود، كاري كه به قول خود لاجوردي بيشتر به بستن دهان سازندگان اين اثر و دغدغه‌مندان فرهنگي مي‌مانست تا آن‌چه به صورت عرف در سينماها به عنوان اكران يك فيلم مطرح است، آن هم فيلمي كه با بودجه بخش خصوصي ساخته شده و صد البته براي مردم امروز حرف‌هاي جدي و تازه‌اي دارد.
با اين ظلمي كه در حق «جشن تولد» ‌براي اكران شد چطور ممكن است باور كنيم در سيستم اكران وزارت ارشاد نفوذي‌ها وجود نداشته باشند؟! و در زماني‌كه در حال جنگ آشكار با تكفيري‌هاي سراپا مسلح و حاميان آنها‌ هستيم تنها فيلم سينمايي در اين زمينه به راحتي ذبح شود و به جاي آن آثار زردي كه هيچ حرفي براي گفتن ندارند يا حتي تخريب خودمان هستند اكران‌هاي متعدد و مناسبي داشته باشند؟!
«جشن تولد» اكران شد اما چگونه؟! متأسفانه اين فيلم كه گوياي اوضاع سوريه و مدافعان حرم در شرايط جنگي نابرابر است در سينماهاي ايران به جز شهر مشهد اكران نشد، آن هم بعد از يك ماه و نيم تبليغات تلويزيوني پس از پي‌گيري‌هاي شديد كارگردان و تهيه‌كننده در بدترين سينماهاي مشهد و سئانس دو بعد ازظهر كه تك سئانس‌ بود به روي پرده رفت اما در شهرهايي چون شيراز و اصفهان نرفت، فقط شهركرد و سنندج با سئانس‌هاي محدود و زمان نامناسب اكران داشت كه البته اين شهرها چون سينمايي نيستند فروشي هم ندارند. درتهران انتظار بيشتري مي‌رفت اما متأسفانه آن‌جا هم وضعيت مناسبي نداشت به طوري‌كه در چند سينماي محدود و سئانس‌هاي مرده‌ زمان اكران داشت؛ يعني ساعت 10 تا 12ظهر كه اصلاً ساعتي نيست تا مردم بخواهند به سينما بروند. (عمدتاً مشغول كار يا استراحت هستند).
با توجه به چنين برنامه‌ريزي براي اكران «‌جشن تولد» به نظر مي‌رسد كه گويا تنها مي‌خواستند بگويند ما فيلم را در ايران توزيع و اكران كرديم! لاجوردي گلايه‌مندانه مي‌گويد: «متأسفانه ظلم زيادي به فيلم شد همان طور كه در سوريه بعضي‌ هاردهاي فيلم را دزديدند تا ساخته نشود حتي بعضي‌ مي‌خواستند به عوامل صدمه‌اي بزنند تا مانع ساخت فيلم بشوند و خداراشكر موفق نشدند، اما جاي بسي تأسف و گلايه است برخي خودي‌ها كه من اسم‌شان را همان ولنگارهاي فرهنگي و نفوذي مي‌گذارم هرچند جاهاي موجه نشسته‌اند و چهره موجهي هم براي خود ساخته‌اند همان خواسته تكفيري‌ها و داعشي‌ها را داشتند و نمي‌خواستند تا فيلمي درباره سوريه و مدافعان حرم ديده شود. متأسفم بابت اين مسئله‌اي كه وجود دارد.»
«جشن تولد» ساخته كسي است كه مستندهاي اثرگذارش توانايي جريان‌سازي را داشته‌اند؛ شايد جرم «جشن تولد» آن بود كه نه رقص و آواز در آن وجود داشت و نه توهين و سياه‌نمايي به ايران و اسلام.
«عصباني نيستيم» اما مديران سينمايي توضيح بدهند كه اين «خط ويژه» كه نگاه «ابد و يك روزي» ‌به آثار ارزشي و ضدارزشي دارند از كجا آمده است؟! ‌آيا غير از اين است كه اين «باركد»هايي كه روي چنين اكران‌ها و چنان حمايت‌ها زده مي‌شود ما را به سرخط نفوذ در فرهنگ و هنر مي‌كشاند؟! آقايان مسئول بايد بدانند «ماجراي اين نيمروز» قدرت‌نمايي‌شان در حوزه فرهنگ و هنر خواهد گذشت و آن‌چه مي‌ماند قضاوت تاريخ و آيندگان است.

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۱۰ - ۱۳۹۶/۰۲/۱۷
0
1
متاسفانه در حق این فیلم های ارزشی خیلی اجحاف می شود درحالی که فیلم های ضدارزشی را میدان می دهند مانند گشت ارشاد که بی محتوا و بی معناو پراز بی ادبی هست را با امارسازی و حمایت رکورد شکن کرده اند!!!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار