نويسنده:حميرا ورمقاني*
اهمالكاري يك رفتار رايج است اما برخي بيشتر از سايرين اين كار را انجام ميدهند. براي همه افراد كمابيش اين مسئله تلف شدن وقت پيش آمده اما اين امر براي برخي از افراد به يك سبك رايج و شيوه متداول در زندگي تبديل شده است. يك نكته مهم قابل توجه اين است كه اهمالكاري يك رفتار قابل تغيير است نه يك ويژگي شخصيتي ثابت و غيرقابل تغيير. آناني كه حال هيچ كاري ندارند زندگي شان نابسامان ميشود اما اين وضعيت را ميتوان تغيير داد.
اهمالكاري يك مانع بر سر مسير زندگي است و پيشرفت را كند كرده و گاهي به طور كلي افراد را از مسير زندگي خارج ميكند. اهمالكاري يك داروي مسكن است كه به افراد اجازه ميدهد كه شادي، لذت و رهايي از استرس را تجربه كنند. آنها را از درگير شدن با امور دشوار و افراد سختگير محافظت ميكند اما واقعيت اين است كه اهمالكاري فقط و فقط سرپوش است و زير آن احساسهاي منفي چون شرم، عذاب وجدان، نگراني، غم و بيزاري از خود پنهان است. به طور كلي اهمالكاري هر چيزي است جز احساس آرامش.
افراد عادت دارند براي تأخير در كارها، به عذر و بهانه رو آورند، در نتيجه با اين كار خود، به اهمالكاري خود نيرو و توان بخشند. وقتي براي به تعويق انداختن كارهاي خود عذر و بهانه ميآورند، در حقيقت آن را امري عادي جلوه ميدهند و از عواقب آن غافل ميشوند.
اين افراد در كارشان احساس مسئوليت نميكنند و كمكم روابط آنها با ديگران بر هم ميخورد و دوستان خود را از دست ميدهند. معمولاً افراد اهمالكار نميدانند چرا اهمالكاري ميكنند.
در مورد اين كار احساس بدي دارند. ميخواهند تغيير كنند اما نميدانند چگونه. اهمالكاري دلايل متفاوتي دارد. گاهي هم خودشان از دلايل آن آگاه نيستند. اما مهمترين آنها ميتواند مواردي از جمله موارد زير باشد: نگراني نسبت به توانايي خود براي انجام درست كارها باعث ايجاد اضطراب و خودناباوري ميشود و اين خود باعث ميشود تا آخرين لحظه كارها را عقب بيندازند - معمولا تكاليفي به تعويق انداخته ميشود كه نميخواهند انجامش دهند - معمولاً به علت نظم كم، امور را به تأخير مياندازند- معمولاً به علت اينكه چيزي سرگرمكنندهتر وجود دارد، كارهايي كه بايد انجام شود برايشان ناخوشايند ميشود و انجام آنها را به تعويق مياندازند - برخي اوقات افراد براي اينكه به ديگران نشان دهند كه دوست نداريم برايمان تعيين تكليف كنند، انجام كارها را به تعويق مياندازند يا به طور كل انجام نميدهند. اما سؤال اصلي اين است كه اگر اهمالكاري باعث رهايي افراد از انجام كارهاي سخت و دشوار ميشود و آنها به راحتي ميرسند، پس چرا ميخواهند اهمالكاري را كنار بگذارند؟ چرا در موردش احساس گناه دارند؟
علت اين است كه اهمالكاري فقط در كوتاه مدت مؤثر است و آرامش حاصل از آن موقتي است. پس از مدتي عذاب وجدان حاصل از اهمالكاري باعث شرمساري و بيزاري از خويشتن و ايجاد آسيبهاي جدي در افراد ميشود. گاهي افراد دوست ندارند و نميخواهند اهمالكاري كنند و قصد دارند كارها را سر موقع انجام دهند اما باز هم نميشود. موانع اين امر زياد است.

احساس خود كم بيني يكي از بزرگترين موانع است. هر كسي در مواقعي احساس خود كم بيني ميكند. يعني خود را در جايگاه پاييني تصور ميكند كه اين باعث ميشود اعتماد به نفسش پايين آمده و خود را در انجام امور نالايق بداند. پايين بودن سطح تحمل يك عامل مهم ديگر است كه فرد را دامنگير اهمالكاري ميكند. وجود هيجانهاي منفي و نامتعادل هم ميتواند ياريگر فرد در ابتلا به اهمالكاري شود كه مهمترين آن هيجان و خشم است. بسياري از اهمالكاريها نتيجه خشم و پر توقعي است. برخي تنها به فكر حال هستند و فكر ميكنند همه چيز براي حال آفريده شده است و فردايي وجود ندارد، هر چند بايد حال را غنيمت شمرد ولي بايد براي آينده هم برنامهاي داشته باشد. بسياري از اهمالكاريها نتيجه خواستن لذتهاي در لحظه است. براي مثال فردي فردا امتحان دارد اما به سينما ميرود چون سينما رفتن را دوست دارد.
ترس يكي از دلايل بزرگ اهمالكاري است. گاهي افراد ميترسند از اينكه نتوانند كار را به خوبي انجام دهند و ديگران آنها را مسخره كنند. همنشيني و دوستي با افراد اهمالكار باعث ميشود افراد تصور كنند كه اهمالكاري امري عادي و طبيعي است. همچنين گاهي انسان به كاري دست ميزند كه از توانايي او فراتر است و دلسرد ميشود. يكي از مهمترين دلايل تنبلي، نداشتن برنامهريزي در زندگي براي رسيدن به اهداف و كارها است. اگر فردي براي انجام كارهايي كه بايد انجام دهد برنامهريزي نداشته باشد به احتمال زياد از انجام يك يا چند كار مهم باز خواهد ماند.
حس لذت ناشي از انجام ندادن كارها دليل ديگر است. بعضي افراد با اين تفكرات اشتباه كه الان را بايد غنيمت شمرد و از آن لذت برد به انجام كارهاي ديگر تمايلي ندارند. درست است كه بايد از حال خود لذت برد اما اين بدين معني نيست كه كارها را نبايد انجام داد.
راهكارهايي براي از بين بردن اهمالكاري وجود دارد كه فرد با توجه و انجام آنها ميتواند خود را از دايره اهمالكاري بيرون كشيده و به آن احساس آرامش واقعي دست پيدا كند. پيش از شروع هر كاري، مقدمات آن را فراهم كنيد. هر قدر درباره كاري، اطلاعات بيشتري داشته باشيد و از قبل مقدمات آن را آماده كرده باشيد، انگيزه شما براي انجام آن كار خواهد بود. در شروع غلبه بر اهمالكاري فراموش نكنيد كه پرداختن به سلامت از همه چيز واجبتر است اما از خواب زياد، پرخورى و ديگر كارهاي سستكننده اراده بپرهيزيد.
در انجام هر كاري يكسري موانع رواني وجود دارد كه شناسايي آنها نيازمند دقت و توجه است. شناسايي اين موانع رواني گام بزرگي در خاتمه دادن به اهمالكاري است، زيرا زماني كه افراد موانع رواني از جمله خواب كم، علاقه پايين يا حتي خلق نامتناسب خود را شناسايي و رفع كنند، ميتوانند كارها را با سرعت بيشتري انجام دهند. كار را از هر نقطهاي كه برايتان راحتتر و دلپسندتر است، آغاز كنيد؛ زيرا برداشتن قدم اول با انگيزه و علاقه زياد باعث ميشود نيمه مهم كار را انجام داده باشيد. همچنين سعي كنيد كارها را براي خودتان به قدمهاي كوچك تبديل كنيد تا برايتان فرسودگي به بار نياورد. همان انداره كه افكار منفي كار را برايتان خراب و سخت ميكند، افكار مثبت غيرواقعبينانه و داشتن انتظارات بيش از حد از خود هم ميتواند اهمالكاري را تشديد كند.
كاري را كه شروع كردهايد بهتر است به اتمام برسانيد. گاهي خستگي بهانه اصلي رها كردن نصفه كارهاست. داشتن استراحت كوتاه كمك ميكند كه كارها نصفه نماند و با موفقيت هر چه بيشتر امور را به اتمام برسانيد. وقتي قصد انجام كاري را داريد ولي مدام آن را به تعويق مياندازيد درباره آن احساس گناه و عذاب وجدان ميكنيد. ظاهراً آن كار را در گوشهاي از اتاق رها كردهايد اما دائم استرس داريد. بهتر است در اينگونه موارد به لذت پايان كار بينديشيد و اين كه از چه استرس بزرگي قرار است رها شويد.
*دانشجوي دكتراي تخصصي روانشناسي باليني