کد خبر: 845307
تاریخ انتشار: ۲۰ فروردين ۱۳۹۶ - ۲۱:۰۰
11 گام براي گريز از دام اهمالكاري
با صداي زنگ ساعت، چشمانش را باز مي‌كند. الان وقت بلند شدن است! اما نه... او صداي زنگ را قطع مي‌كند، بعد غلتي مي‌زند و در رختخواب فرو مي‌رود كه...
 نويسنده: كيميا پيغان*
 
 
با صداي زنگ ساعت، چشمانش را باز مي‌كند. الان وقت بلند شدن است! اما نه... او صداي زنگ را قطع مي‌كند، بعد غلتي مي‌زند و در رختخواب فرو مي‌رود كه خود را از سرماي صبحگاهي حفظ كند. كمي بعد زنگ تلفن را مي‌شنود. از تختخواب پايين مي‌آيد و گوشي تلفن را برمي‌دارد. صداي دوستش است كه بعد از سلام و احوالپرسي صميمانه به او اصرار مي‌كند كه فردا سر وقت حاضر شود و دير نكند، براي اينكه با خودرو به دنبال او خواهد آمد. دوستش از تنبلي و بي‌خيالي او ناراحت است. او با غرولند مي‌گويد: «مطمئن باش كه به موقع حاضر خواهم بود» و باز هم گوشي تلفن را مي‌گذارد، اما فردا صبح طبق معمول، با تأخير بيدار مي‌شود... چشمش به ميزي مي‌افتد كه معمولاً روزنامه‌ها را روي آن مي‌گذارد. روزنامه‌ها به شكل نامرتبي روي هم تلنبار شده است. او هر روز تصميم مي‌گيرد آنها را دور بريزد ولي هر دفعه آن را به فردا موكول مي‌كند و حالا روزنامه‌ها روي هم جمع شده است. بعد چشمش به ظرف‌هاي كثيف مي‌افتد كه از چند روز قبل همه جا گذاشته يا روي هم چيده شده است. او روز قبل به خودش قول داده بود كه آنها را بشويد ولي... صداي بوق ماشين دوستش را مي‌شنود! به سرعت چيزي براي خوردن برمي‌دارد اما همه ظرف‌ها كثيف است و ظرفي پيدا نمي‌كند كه صبحانه‌اش را در آن بگذارد. خود را ملامت مي‌كند كه نتوانسته زندگي مرتبي درست كند و از خودش بدش مي‌آيد. با خود مي‌گويد، بايد فكري به حال خودش كند و از بدبختي رهايي يابد. آپارتمانش را در حال درماندگي و پريشاني رها مي‌كند. مثل هميشه، دير مي‌كند و دوستانش را منتظر نگه مي‌دارد، آنقدر دير كه خشم آنها را برمي‌انگيزد. او به بيماري تنبلي و اهمالكاري دچار شده است و همه نيز او را تنبل و اهمالكار مي‌دانند.
 
 
 
 
تنبلي و اهمالكاري چيست؟
 
 
از منظر روانشناسي اهمالكاري يعني كاري كه تصميم گرفته‌ايم انجام دهيم را به آينده موكول كنيم. شكل‌هاي مختلفي از تنبلي و اهمالكاري در افراد متفاوت وجود دارد. به عنوان مثال مايل به انجام كاري هستيم و آن كار، دست‌كم مي‌تواند در آينده برايمان نتيجه بخش باشد - به طور قطع، مصمم به انجام كاري هستيم - كاري را بدون علت به تأخير مي‌اندازيم - نتايج نامطلوب به تعويق انداختن كار را در نظر مي‌گيريم - با وجود آگاهي به ضررهاي اهمالكاري، كارمان را به تعويق مي‌اندازيم - از اينكه عادت به تنبلي داريم، خودمان را سرزنش مي‌كنيم يا براي موجه جلوه دادن اين عادت زشت، دلايل مختلفي پيدا و از خودمان دفاع مي‌كنيم - ناخودآگاه به اهمالكاري خودمان ادامه مي‌دهيم - كار را در آخرين مهلت با اكراه انجام مي‌دهيم يا هرگز آن را انجام نمي‌دهيم - از اينكه كارمان را به موقع انجام نمي‌دهيم، ناراحت هستيم و از اينكه كارمان را به تعويق انداخته‌ايم، خود را سرزنش مي‌كنيم - به خودمان قول مي‌دهيم كه از حالا به بعد، ديگر كارهايمان را به تأخير نيندازيم - زمان زيادي از اين تصميم نمي‌گذرد كه در مواجهه با مشكلي ديگر، باز هم اهمالكاري مي‌كنيم.
 
 
به طور كلي، به تعويق انداختن كار، رفتاري ناپسند و ناراحت كننده است و پيامدهاي ناخوشايندي درپي دارد و هرگز نمي‌توان از تأخير در انجام كارها، حتي با فكر بهتر ارائه دادن آنها، دفاع كرد. اهمالكاري به هر شكلي كه باشد، رفتاري نامطلوب است كه به تدريج در وجود انسان به صورت عادت در مي‌آيد. پس بايد با آن مبارزه كنيم زيرا پيامدهاي تأخير در كار، براي خودمان نيز رنج آور است و احساسي كه از اين تأخير در ما ايجاد مي‌شود، علاوه بر زيان‌هاي پيش‌بيني شده و نشده، شرمساري و بيزاري از خود را نيز در بر دارد.
 
 
عادت به تعويق انداختن كار در انسان، نظير بسياري از عادت‌هاي ديگر مثل پرخوري و سيگار كشيدن، جنبه فراگير دارد كه مردم با اينكه از زيان‌هاي آن آگاه هستند، با اين وجود، از كنار آن بي‌توجه مي‌گذرند. ما عادت داريم براي خطاهاي خود از جمله تأخير در كارها عذر و بهانه بياوريم و آن را منطقي جلوه دهيم و با اين كار خود، به تقويت خطاهايمان كمك مي‌كنيم.
 
 
علل اساسي تنبلي و اهمالكاري
 
 
به طور كلي، به عقب انداختن كارها از سه ناراحتي نشئت مي‌گيرد:
احساس خودكم بيني: هر كدام از ما ممكن است در مواقعي احساس خود‌كم‌بيني كنيم. يعني شخصيت خودمان را در جايگاهي پايين‌تر از آنچه كه هست مي‌بينيم و دچار ناراحتي مي‌شويم يا اعتماد به نفس خود را از دست مي‌دهيم و احساس بي‌ارزشي مي‌كنيم. اين احساس از اين جهت در ما به وجود مي‌آيد كه دوست داريم كارمان را بهتر و كامل‌تر انجام دهيم، اعتماد و محبت ديگران را نسبت به خود جلب كنيم و با رفتاري مجدانه بر تصورات باطل خودمان كه از ضعف شخصيت سرچشمه مي‌گيرد، غلبه كنيم. اين خصوصيات به طور نسبي در هر كسي وجود دارد.
 
 
 
 تنبلي موقوف!
 
 
 
افراط و زياده‌روي: يكي ديگر از علل تنبلي و اهمالكاري افراط است. مثلاً افراط در خوردن، افراط در خوشي، زياده‌روي در مصرف و... عوامل مذكور شايد مستقيماً موجب سرخوردگي نشوند، ولي به تدريج زمينه را براي آن مهيا مي‌سازند. پر توقعي عامل مستقيم سرخوردگي است. مثلاً دوست داريم در كنكور نفر اول شويم يا دست‌كم نفر دوم و سوم شويم در غير اين صورت ترجيح مي‌دهيم ادامه تحصيل ندهيم.
 
 
پايين بودن سطح تحمل: كم‌تحملي در برابر مشكلات، اغلب اوقات موجب وقفه و ركود در پيشرفت كار مي‌شود و پيامد آن بيزاري و انزجار نسبت به آن است و برعكس، تحمل و پافشاري در برابر مشكلات، فرد را نيرومند مي‌كند و او را براي غلبه بر آنها آماده مي‌سازد. كم‌طاقتي در برابر مشكلات، در زندگي روزمره آثار منفي بر جاي مي‌گذارد و ما با اين طرز رفتار، حال را فداي آينده مي‌كنيم. از طرفي وقتي ميزان توقع ما بيش از حد توانايي‌مان باشد، كار برايمان كسل كننده خواهد شد. اگر توقع زيادي نداشته باشيم، كار را بي‌دغدغه شروع خواهيم كرد و با خود خواهيم گفت: مي‌دانم كه كار مشكلاتي در بر دارد ولي توانايي آن را دارم كه از عهده آن برآيم. با اين نوع برخورد، هر پيشرفتي كه براي ما در انجام آن كار حاصل شود، ما را به لذتي تازه‌تر هدايت خواهد كرد. خلاصه برداشت ما از كار بايد آن باشد كه چه اين كار را دوست داشته باشم و چه دوست نداشته باشم نمي‌خواهم از ادامه آن صرف‌نظر كنم.
 
 
 
غلبه بر تنبلي و اهمالكاري
 
 
براي غلبه بر تنبلي 11 گام پيشنهاد مي‌شود:
 
 
گام اول، نگرش تازه: اين نوع تفكر كه تنبلي يكي از واقعيت‌هاي بي‌چون و چراي زندگي است و بهتر است آن را بخشي از طبيعت انسان قلمداد كنيم و چون فراگير است كاري از دستمان براي آن بر نمي‌آيد را كنار بگذاريم و بپذيريم كه در مورد غلبه بر تنبلي از دست ما كاري ساخته است پس نيازمند نگرش تازه هستيم.
 
 
گام دوم، برنامه‌ريزي: طرز تلقي مثبت درباره غلبه بر تنبلي خوب است اما مشكل را حل نمي‌كند. به همين دليل قبل از هركاري بايد به جاي كلي گويي به كار خصوصي توجه كنيم. بنابراين مسئله اين نيست كه چگونه تنبلي را متوقف كنيم، بلكه مسئله اين است كه چگونه آپارتمانمان را تميز كنيم؟ با كلي گويي به جايي نمي‌رسيم. به جاي آن بايد موردي را انتخاب كنيم و با آن مشغول شويم.
 
 
پس از انتخاب رفتاري كه قصد اصلاح آن را داريم، قدم بعدي تحليل مسئله و يافتن علل تأخير كردن است. علت‌هايي مثل خستگي، نداشتن اطلاعات كافي، ترس از شكست، حواس پرتي و ناتواني بر سر انتخاب اولويت‌ها و نظاير آن كه به روش‌هاي متفاوتي نياز دارند. اراده به تنهايي كافي نيست. بهتر است از علت‌هاي مسامحه كاري‌مان آگاه شويم و سپس برنامه‌ريزي كنيم براي انجام كارهاي عقب افتاده.
 
 
گام سوم، غلبه بر ترس از شكست: ناكامي به مفهوم بي‌آبرويي و فرصت‌ها را براي هميشه از دست دادن نيست. در نهايت يك درنگ موقتي است، همين و بس. اگر اينگونه با ناكامي و شكست برخورد كنيم، روحيه‌مان را حفظ مي‌كنيم، به زندگي خوشبين مي‌شويم و سر خود را بالا نگه مي‌داريم. در واقع موفق نشدن نه تنها مصيبت نيست، بلكه مي‌تواند به ما خدمت كند. اگر بخواهيم، مي‌توانيم از شكست به سود خودمان استفاده كنيم.
 
 
 
 تنبلي موقوف!
 
 
 
گام چهارم، غلبه بر ترس از موفقيت: براي مثال ترس از اينكه اگر ارتقاي درجه بگيريم و شغل مورد نظرمان را به دست آوريم چه اتفاقي مي‌افتد. مسئوليت‌هاي تازه‌اي پيدا مي‌كنيم، در محيط جديدي بايد كار كنيم، بايد تصميمات جدي‌تري بگيريم و ساعات بيشتري كار كنيم و... باعث مي‌شود دست از تلاش برداريم و براي رسيدن به شغل بالاتر از اين تلاش خودداري كنيم در حالي كه بايد بر اين ترس غلبه كنيم.
 
 
گام پنجم، توان خود را بالا ببريم: ممكن است خوب بدانيم چه بايد كنيم و به انجام آن مصمم باشيم اما تحت تأثير خستگي جسماني انجام آن را مرتباً به بعد موكول كنيم. خستگي يكي از علل اهمالكاري است. خستگي از فعاليت‌هاي جسماني طبيعي است اما كم دوام است. خستگي مزمن، همان خستگي‌اي است كه به تنبلي منجر مي‌شود و تا آن را برطرف نكنيم روي راندمان كارمان تأثير مي‌گذارد.
 
 
گام ششم، سختگيري به خرج دهيم: بايد سختگيري به خودمان را ياد بگيريم. همه ما اگر بخواهيم، مي‌توانيم به كار خودمان نظم دهيم. انسان به حكم طبيعت از توانايي برخوردار است كه با محروميت‌ها، دردها و ناراحتي‌ها برخورد كند و با آنها كنار بيايد اما در زندگي امروزي چنان به زندگي راحت عادت كرده‌ايم كه از نيروهاي دروني خود استفاده نمي‌كنيم.
 
 
گام هفتم، محيط مناسب كار و فعاليت: در بسياري از موارد محيط است كه روي تنبلي تأثير مي‌گذارد اما معمولاً محيط كار مي‌تواند ما را تا حدودي تشويق يا دلسرد كند، براي همين به اين جنبه نيز بايد توجه كافي شود. در واقع بايد براي انجام هر كاري محيط مناسب آن را بيابيم. براي مثال جاي مطالعه، اتاق مطالعه است.
 
 
گام هشتم، از اصل تقويت استفاده كنيم: اگر طالب تكرار رفتار خاص هستيم، بلافاصله بعد از آن رفتار خاص از يك تقويت‌كننده مناسب استفاده كنيم و براي خود پاداشي در نظر بگيريم.
گام نهم، تأخيرهاي عمدي: انجام ندادن كارها هميشه و بدون استثنا بد نيست و مواقعي به سود ما تمام مي‌شود. در مواقعي به تعويق انداختن كارها اشكال ندارد و بهتر است در اين جا به جاي استفاده از واژه‌هايي مثل از زيركار فرار كردن، مسامحه كاري يا تنبلي، از تأخير عمدي استفاده كنيم.
 
 
گام دهم، استفاده مناسب از زمان: در مدت 24 ساعت بيش از ظرفيت 24 ساعت نمي‌توان كار انجام داد. اگر بگوييم من مي‌خواهم در 24 ساعت بيشتر از آنچه امكانپذير است كار كنم، مثل اين است كه بگوييم دو به علاوه دو مي‌شود پنج! پس بهتر است براي انجام كارها اولويت بندي داشته باشيم و اگر لازم باشد بعضي كارهاي غير ضروري را به بعد موكول كنيم.
گام يازدهم، استفاده از يادداشت: در منزل مي‌توانيم يادداشت‌هايي را روي آينه بچسبانيم يا آن را روي تلويزيون يا روي داشبورد اتومبيل يا داخل كيف دستي‌مان بگذاريم و يا اگر در اداره هستيم آن را روي ميز كار و... قراردهيم.
 
 
فهرست‌هاي پيشنهادي
 
 
فهرستي از همه كارهاي شغلي‌تان را كه قرار بوده انجام دهيد و انجام نداده‌ايد تهيه كنيد. بايد چه كاري را شروع مي‌كرديد؟ چه پيشنهادي ارائه مي‌داديد؟ سوء‌تفاهمي كه با سرپرست خود داشتيد و قرار بود كه با او در اين باره صحبت كنيد، گزارشي كه قرار بود بنويسيد، تماس‌هايي كه بايد برقرار مي‌كرديد، يادداشتي كه بايد برمي‌داشتيد و مقولاتي از اين قبيل. سعي كنيد دست‌كم يك صفحه از اين برنامه‌هاي انجام نشده را تهيه كنيد.
 
 
حالا فهرستي از كارهايي را كه بايد در منزل انجام مي‌داديد و هنوز انجام نداده‌ايد تهيه كنيد. كارهاي مربوط به خانه را كه هفته‌ها و ماه‌ها و شايد سال‌هاست انجامش را به بعد موكول كرده‌ايد.
 
 
حالا فهرستي در زمينه روابط شخصي كه بايد انجام مي‌داديد و انجام نداديد، تلفن‌هايي كه بايد مي‌زديد، نامه‌هايي كه بايد مي‌نوشتيد، دعوت‌هاي خانوادگي كه قراربود انجام دهيد، مسافرتي كه قرار بود با همسر و فرزندانتان برويد، همسايه‌اي كه قرار بود ملاقاتش كنيد و با او آشنا شويد، تلفني كه بايد به عمه خانم مي‌زديد، ديدار مجدد همكلاسي‌هاي دوران درس و مدرسه و فعاليت‌هاي اجتماعي كه انتظار داريد شخص ديگري ابتكار عملش را به دست گيرد
و فهرستي از كارهايي كه قرار است روزي روزگاري براي خود انجام دهيد تهيه كنيد. شركت در كلاس موسيقي، رفتن به تعطيلات و مرخصي كه مدت‌هاست به تعويق انداخته‌ايد، عادت‌هاي بدي كه مي‌دانيد بايد ترك كنيد، تمرينات ورزشي كه قرار بوده شروع كنيد، زبان تازه‌اي كه مي‌خواستيد بياموزيد و...
 
 
*روانشناس

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها