نويسنده: فرزانه نوريان*
بررسيها نشان ميدهد چنين نگرشي به زندگي، موجب رشد تابآوري ميشود. بسياري از افراد معنويت و اعتقادات مذهبي را به عنوان معنا و مفهوم زندگي خود در نظر ميگيرند. در نتيجه مطالعاتي كه بر روي مفهوم تابآوري صورت گرفته، در نيمي از شركتكنندگان، معنويت و مذهب اهميت ويژهاي براي افراد در طول حوادث سخت دارد. رنج بردن يا تجارب آسيبزا در مقابل مفهوم تابآوري، معنادار هستند. افرادي كه قرباني حوادث سخت هستند، تلاش ميكنند تا بر مصيبت چيره شوند. رنج، از راههاي گوناگون تابآوري را فراميخواند. رنج ما را به مبارزه دعوت ميكند و در ما حس مسئوليت به وجود ميآورد. رنج منجر به اصلاح مسير زندگي ميشود. مبارزه با رنج، پيروزي معنوي را در ما به وجود ميآورد و در نهايت اينكه رنج يك تجربه و نقطه تحول است و همه اين زمينهها، پيامد و مؤلفههاي تابآوري هستند.
از مصيبت تا موفقيتمطابق ديدگاه معنا درماني، رنج كشيدن انسان ميتواند جنبههاي مصيبتبار و ناگوار زندگي را با موضعي كه فرد هنگام رو به رو شدن با آن ميگيرد، به موفقيت تبديل كند و طبق نظر بسياري از صاحبنظران و تعاريف جاري، اين رويدادي است كه تنها در بحث تابآوري رخ ميدهد.
تابآوري ظرفيت و نيرويي است كه موجب برگشتن از دشواري و بازسازي ميشود. تابآوري توانايي مواجه شدن با شرايط ناگوار را داشته و در عين حال براي آن حوادث و حفظ اميدواري معنايابي ميكند. توانايي افراد براي كشف مقصود، معنا و انسجام در زندگي عنصري است اساسي كه به پرورش تابآوري كمك ميكند.
معنا دادن به زندگيانسان ميتواند در رويارويي با رنجهاي عظيم و دشواريها، معنا و منظوري در زندگي بيابد. معنا درماني راه متفاوتي را براي نگريستن به مشكلات و رنجهاي اجتنابناپذيري كه در زندگي اتفاق ميافتد، ارائه ميكند. معنا دادن به زندگي عنصر اساسي براي باقي ماندن در شرايط ناگوار است. افرادي كه در شرايط دشوار براي خودشان اهدافي با آغاز و پايان مشخص و دليلي براي اميدوار بودن دارند، مسيري براي تابآوري خود ميگشايند. جستوجوي معنا و هدف در شكلگيري تابآوري نقش اساسي دارد.
خلاقها تابآورترندبرخي از محققان دريافتهاند كه بين خلاقيت با تابآوري، شايستگي و توانايي رويارويي با استرس رابطه وجود دارد. خلاقيت هم ويژگي افرادي است كه مهارتهاي كنار آمدن عالي را انتخاب ميكنند.
خودكارآمدها خونسردي خود را حفظ ميكنند
خودكارآمدي نيز يكي از ويژگيهاي افراد تابآور است و به عنوان نوعي عامل حفاظتي در نظر گرفته ميشود. افراد تابآور خودكارآمدي بالايي دارند و خودكارآمدي با سازگاري اجتماعي، خودگرداني، سلامت جسمي، كنار آمدن فعال و منبع كنترل دروني ارتباط دارد.
هنگامي كه فرد بر هيجانات و رفتارهايش كنترل دارد و دنيا برايش پيشبينيپذير به نظر ميرسد، احساس بهزيستي و شادكامي بيشتري ميكند. اين مسئله باعث ميشود كه افراد براي مواجه شدن با چالشها و در روابط بين فردي احساس اطمينان و رضايت بيشتري داشته باشند.
كساني كه به توانمنديهايشان اطمينان دارند برخلاف آنهايي كه به خودشان اطمينان ندارند، در موقعيتهاي دشوار آرامش و خونسردي خود را حفظ ميكنند. خودكارآمدي پايين با مشكلات خلقي و اضطرابي در ارتباط است و بر درمان ديگر مشكلات باليني مثل سوء مصرف مواد اثر منفي بر جاي ميگذارد.
نظريه رويكرد روانشناسي مثبتمارتين سليگمن، روانشناس امريكايي از پيشگامان و صاحبنظران روانشناسي مثبت است. وي معتقد است مبناي تابآوري، مثبتانديشي و خوشبيني، از نحوه تفكر افراد درباره علتها ريشه ميگيرد. در اصل او نيز مانند ديگر پيروان نظريههاي روانشناختي معتقد است: روشي كه افراد به رويدادها مينگرند و به ويژه روشي كه رويدادهاي ناخوشايند را تفسير ميكنند، بسياري از حيطههاي زندگي آنها را تحت تأثير قرار ميدهد. فضيلت، معنا، تابآوري و بهزيستي چهار ركن روانشناسي مثبت است. به لحاظ منطقي، بدون هر يك از اين چهار مؤلفه، زنده ماندن و پيشرفت انسان دشوار خواهد بود. مشخص كردن حوزههايي به عنوان حوزههاي اصلي روانشناسي مثبت همواره دشوار و همراه با خطر بوده است. انتخاب اين چهار ركن، هم بر اساس پژوهشهاي تجربي و هم درك روانشناختي وسيعي از اينكه چه چيزهايي براي ساختن يك زندگي بهتر فردي و اجتماعي ضروري ميباشد، بوده است. اين اركان، خصوصيات و نتايج دستيابي به سطح بالايي از معنا، فضيلت، تابآوري و بهزيستي را نشان ميدهد. اين روانشناس اخيراً روابط را كه آن هم منبع مهمي براي معنا به شمار ميرود به عنوان يك ركن ديگر اضافه كرده است. سليگمن پژوهشهايي را نيز در ارتباط با موضوع درماندگي آموخته شده انجام و نظريهاي در اين رابطه ارائه كرده است. درماندگي آموخته شده نوعي حالت روانشناختي است كه وقتي فردي انتظار دارد پيامدهاي زندگي غير قابل كنترل باشند، ايجاد ميشود. از نظر اين روانشناس فرد افسرده انتظار دارد كه رويدادهاي ناگواري اتفاق خواهد افتاد و براي جلوگيري از وقوع آنها كاري نميتوان كرد.
تبيين خوشبينانه و بدبينانههر يك از افراد در نسبت دادن امور به علل مختلف، عادتهاي خاصي دارند كه اين خصلت شخصيتي «سبك تبيين» يا «سبك اسناد» ناميده ميشود. سبك تبييني، متغير شخصيتي نسبتاً پايدار با مبناي شناختي است كه نشان ميدهد افراد چگونه رويدادهاي ناگوار زندگي خود را توجيه ميكنند. سبك تبيين در هر فرد، در دوره كودكي شكل ميگيرد و در صورتي كه از خارج دخالتي در آن اعمال نشود، سر تا سر عمر پا برجا ميماند. سبك تبيين سه بعد دارد كه عبارتند از: تداوم، فراگير بودن و شخصيسازي. سبك تبيين خوشبينانه، به صورت گرايش به توجيه كردن رويدادهاي ناگوار با انتسابهاي بيروني، ناپايدار و قابل كنترل آشكار و سبك تبيين بدبينانه، به صورت گرايش به توجيه كردن رويدادهاي ناگوار با انتسابهاي دروني، پايدار و غير قابل كنترل آشكار ميشود. سبك تبيين خوشبينانه ميتواند الهامبخش روشهاي حل ﻣﺴئله باشد و تابآوري فرد را در مواجه شدن با شرايط ناگوار افزايش دهد. در رابطه با تابآوري اين سبك تفكر است كه تعيينكننده تابآوري افراد است، بيشتر از وراثت، بيشتر از هوش و بيشتر از هر عامل متعدد ديگر. خوشبيني نوعي فرايند شناختي است كه ميتواند آموخته شود. همانند مفهوم خودكارآمدي، خوشبيني نيز باعث تسهيل تابآوري در فرد ميشود و هيجانات و شناخت فرد را تحت تأثير قرار ميدهد.
تابآوري و سبك زندگيبا توجه به مطالب ذكر شده ميتوان گفت تابآوري با كيفيت و سبك زندگي افراد رابطه مستقيمي دارد. براي تبيين اين نتيجه نيز ميتوان از ديدگاه نظريههاي ديگر روانشناسان به آن اشاره كرد. دلگرمسازي يكي از عوامل مرتبط با تابآوري است. دلگرمي، يك تحمل روانشناختي ايجاد كرده و به فرد در تحمل سختيها و استرسها كمك ميكند. كساني كه از اين فن استفاده ميكنند، در زندگي به نحو مؤثرتري عمل كرده و براي حل مشكلاتشان نيز هوشمندانه برنامهريزي ميكنند. همچنين اين فن باعث افزايش اطمينان به خود در افراد ميشود و به اين ترتيب در مواجه شدن با چالشهاي زندگي توانمندي و تحمل بيشتري دارند.
*روانشناس باليني