
مشكلاتي كه امروز براي برخي باشگاههاي ليگ برتري رخ داده، همه و همه به اين دليل است كه قراردادها با آگاهي كامل بسته نميشود و ندانمكاريها در عقد قراردادها باعث ميشود تا شاهد اتفاقات ناگواري چون جريمههاي سنگين، كسر امتياز و محروميت از نقل و انتقالات تابستاني و زمستاني باشيم. بايد در هر باشگاهي يك يا چند نفر حضور داشته باشند كه اشراف كامل و جامعي به قراردادهاي بينالمللي داشته باشند و با آگاهي كامل از مسائل، مانع از بروز مشكلاتي اين چنيني شوند. بايد براي باشگاهها مواردي چون حق فسخ قائل شوند تا در صورت لزوم با استفاده از آن، مانع از متضرر شدن باشگاه شد، اما آنچه كه ميبينيم عقد يكسري قراردادهاي ناآگاهانه است كه ضررهاي جبرانناپذيري را براي باشگاهها به دنبال دارد، چراكه باشگاههاي فوتبال در ايران استانداردهاي لازم را ندارند و به همين دليل در مجامع جهاني با ضررهاي فوتبالي مواجه ميشوند.
نظير اتفاقاتي كه امروز گريبان استقلال و تراكتور را گرفته و پيشتر، به گونهاي متفاوتتر، پرسپوليس را درگير كرده بود. سختگيريهاي لازم بايد در هيئت مديره باشگاهها انجام شود، اما متأسفانه اعضاي هيئت مديره باشگاهها نيز اشراف كاملي به امور ندارند و آگاهي آنها در حدي نيست كه بتواند تأثيري مثبت در ثبت قراردادها داشته باشد و مانع از بروز مشكلات اينچنيني شود. اينكه فكر كنيم فدراسيون ميتواند اعمال قانون كند، چنين نيست. فدراسيون تنها ميتواند نظارت كند آن هم به رفت و برگشت مالي باشگاهها و نه بيشتر. قراردادها با نظر مستقيم باشگاهها و اعضاي آن بسته ميشود. فدراسيون پيشتر تصميمهايي گرفت، مثلاً در خصوص مسائل مالي و قانونهايي چون سقف قرارداد و بودجه را مطرح كرد، اما با اعتراضهاي فراواني مواجه شد. باشگاهها مدعي هستند استقلال دارند و بر همين اساس خود بايد براي مسائل و مشكلات خود تصميمگيري كنند. اعتراضهايي كه باعث شده فدراسيون كنار بكشد. حالا هم ميتوان جلوي رخ دادن دوباره و تكرار اين مسائل و مشكلات را گرفت البته به شرط آنكه باشگاهها با اشراف كامل به همه جوانب، قرارداد ببندند. شايد تعجببرانگيز باشد، اما بسياري از مشكلاتي كه باشگاهها در خصوص قراردادهاي خود با بازيكنان خارجي مواجه ميشوند به دليل عدم آشنايي با زبان است. اين مشكلات چيزي نيست كه حل شدني نباشد.