ورشكستگي تاجر يا شركت تجاري در نتيجه ناتواني از پرداخت وجوهي كه بر عهده اوست، حاصل ميشود. ورشكستگي بر سه نوع است. اول ورشكستگي عادي: ورشكسته عادي، تاجري است كه از پرداخت وجوهي كه بر عهده اوست، ناتوان شود و ظرف سه روز از تاريخ وقفه در پرداخت توقف، خود را به دفتر دادگاه عمومي محل اقامت خود اعلام كند. ورشكسته به تقصير: اگر ثابت شود كه مخارج شخصي يا خانه تاجر در ايام عادي به نسبت درآمد او بيشتر است يا در صورتي كه تاجر معاملاتي كرده كه براساس عرف غيرمتعارف يا موهوم باشد، اگر پس از تاريخ توقف در پرداخت وجهي كه بر عهده اوست، يكي از طلبكاران را ترجيح داده و در نهايت اگر به قصد تأخير در ورشستگي، خريدي بالاتر يا فروشي پايينتر از مظنه روز كند، ورشكسته به تقصير است.
ورشكسته به تقلب: ورشكسته به تقلب حالت تاجري است كه دفاتر خود را مفقود يا قسمتي از داراييهاي خود را مخفي كرده و يا از طريق معاملات صوري از بين برده است همچنين هر تاجر ورشكسته كه خود را به وسيله اسناد يا صورت دارايي و فروض به طور تقلب بدهكار قلمداد كند، ورشكسته به تقلب است. اثراتي كه ورشكستگي بر تاجر دارد، عبارت است از: محروميت تاجر ورشكسته از دخالت در اموال. تعيين مدير تصفيه و قائم مقامي وي از تاجر ورشكسته و محروميت تاجر ورشكسته از استرداد اموال امانتي.
محروميت از دخل و تصرف در اسناد و مدارك تجارتي مانند چك و سفته و برات و ممنوعيت از دخالت در دفاتر تجاري. البته صدور حكم ورشكستگي لزوماً بايد از طرف دادگاه باشد. ناگفته نماند معاملاتي كه تاجر ورشكسته انجام ميدهد در موارد زير باطل و بياثر است: هبه و بخشيدن اموال و به طور كلي هر نقل و انتقال بلاعوض و پرداخت هر قرض به هر وسيلهاي، هر معامله كه اموال منقول يا غيرمنقول تاجر را مقيد کند و به ضرر طلبكاران باشد.