مترجم: رضا محمديتحقیقات محققان نشان ميدهد كه محدود كردن كالري به ميمونهاي نژاد زئوس در داشتن عمري طولانيتر و سالمتر كمك ميكند. اين تحقيق با همكاري بزرگ ميان دو تيم بهوجود آمد.
آندرسون يكي از محققان اين طرح ميگويد: «اين نتايج متضاد باعث ايجاد ابهام در تفسير الگوي محدودسازي كالري شده است، تحقيق در مورد محدودسازي كالري براي درك پيرشدن و دلايل ايجاد بيماريها و آسيبپذيريهاي مرتبط با پيري است». اين دو آزمايشگاه رقيب در همكاري با هم، دادههاي به دست آمده در طول سالهاي طولاني را تحليل كردند، اين دادهها شامل دادههاي جمعآوري شده از تقريباً 200 ميمون از هر دو مطالعه است.
هماكنون دانشمندان فكر ميكنند دليل به دست آمدن نتايج مختلف از مطالعات انجامشده را ميدانند.
اول اينكه حيوانات هر دو مطالعه در سنين مختلف محدوديتهاي رژيم غذايي داشتند. تحليلهاي تطبيقي نشان ميدهند كه كمتر خوردن در ميمونهاي بزرگسال و مسنتر مفيد و در ميمونهاي جوانتر مفيد نيست. نتايج بهدست آمده باعث دور شدن از نتايج كسب شده از مطالعات قبلي در مورد موشهاست، چراكه آغاز رژيم غذايي در سنين كمتر در دستيابي به فوايد رژيم غذايي با كالري كمتر بهتر است.
دوم اينكه، ميمونهاي موجود در گروه اوليه ميمونهاي مسنِ مؤسسه ملي تحقيقات پيري، در مقايسه با ميمونهاي كنترلشده دانشگاه ويسكانسين غذاي كمتري خورده بودند. جذب كمتر غذا با بهبود ميزان عمر در مقايسه با ميمونهاي دانشگاه ويسكانسين مرتبط بود. نبود تفاوت گزارششده در ميزان عمر در ميان گروههاي كنترلشده و محدودشده ميمونهاي مسنتر گروه اوليه در مؤسسه ملي تحقيقات پيري، هنگام مقايسه آنها با دادههاي دانشگاه ويسكانسين مديسون، نشاندهنده تفاوتهايي سودمند بودند. به اين صورت به نظر ميرسد كه همين تفاوت اندك در ميزان جذب غذا در ميمونها ميتوانست به صورت معنادار بر پيري و سلامت تأثير بگذارد.
سوم اينكه تركيب رژيم غذايي در ميان مطالعات انجام شده بسيار متفاوت بود. ميمونهاي مؤسسه ملي تحقيقات پيري از غذاهاي طبيعي تغذيه كردند و ميمونهاي دانشگاه ويسكانسين مديسون كه بخشي از ميمونهاي مركز تحقيقات ملي ويسكانسين بودند، از غذاهاي فرآوريشده با ميزان شكر بالا تغذيه كردند. حيوانهاي كنترلشده دانشگاه ويسكانسين مديسون چاقتر از ميمونهاي كنترلشده در مؤسسه ملي تحقيقات پيري بودند، چاقتر بودن آنها به اين معناست كه در سطوح بدون محدوديت جذب غذا، آنچه خورده ميشود ميتواند تفاوت زيادي را از نظر توده چربي و بافت بدن ايجاد كند.
در نهايت اينكه، تيم تحقيقاتي دريافت كه تفاوتهاي جنسيتي مهمي در رابطه با رژيم غذايي، چاقي (ميزان چربي) و حساسيت به انسولين وجود دارد، چراكه به نظر ميرسد مادهها در مقايسه با نرها آسيبپذيري كمتري در برابر تأثيرات منفي چاقي دارند. اين يافتههاي جديد در مورد ميمونها از اهميت خاصي برخوردارند و احتمالاً در رابطه با انسانها هم قابل تفسير هستند.
نتيجه اين گزارش آن است كه محدوديت ميزان كالري ميتواند ابزاري براي تأثير گذاشتن بر پيري باشد. با اين وجود، در خصوص ميمونها، سن، رژيم غذايي و جنسيت را بايد در نظر بگيريم تا فوايد كامل جذب كمتر كالري را دريابيم.
منبع: ساينس ديلي