کد خبر: 832162
تاریخ انتشار: ۲۱ دی ۱۳۹۵ - ۲۱:۰۴
زن ميانسال كه درمان دختر سرطاني‌اش را شرط بخشش قاتل قرار داده بود، با دريافت ديه از متهم در روز تولد او اعلام گذشت كرد.
به گزارش خبرنگار ما، جلسه رسيدگي به پرونده در شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران برگزار شد. ابتداي جلسه نماينده دادستان در جايگاه قرار گرفت و در شرح كيفرخواست گفت: متهم 20 ساله‌ كه ندا نام دارد، دوازدهم آذرماه سال گذشته به اتهام قتل مردي 42 ساله به نام منصور در شرق تهران بازداشت شد. او در بازجويي‌ها به جرمش اعتراف كرده و گفته است: مادرم بعد از جدايي از پدرم با مردي به نام منصور آشنا شد و با او رفت و آمد داشت. من به خاطر اختلاف با مادرم، آپارتماني اجاره كردم و زندگي جداگانه‌اي داشتم. شب حادثه مادرم همراه منصور به خانه من آمد. بعد از پذيرايي از آنها به اتاقم رفتم تا استراحت كنم كه ناگهان منصور وارد شد. چون حالت عادي نداشت، از او خواستم اتاق را ترك كند، اما به طرفم حمله كرد. مادرم كه از ماجرا با خبر شده بود، خودش را رساند و منصور را بيرون كرد. مادرم همراه منصور از اتاق بيرون رفت و در را قفل كرد. منصور اما دست بردار نبود و سعي مي‌كرد از راه بالكن و پنجره وارد شود. وقتي وارد شد، مجبور شدم براي دفاع از خودم چاقويي بردارم. او را تهديد كردم كه اگر به من نزديك شود، به او ضربه مي‌زنم. راه فرار نداشتم. در اتاق قفل بود. وقتي حمله كرد چاقو را به طرفش گرفتم كه نمي‌دانم چطور به سينه‌اش برخورد كرد. نماينده دادستان گفت: متهم در بازجويي‌هاي بعدي هم به جرمش اعتراف كرده است و برايش درخواست صدور مجازات دارم.
سپس مادر مقتول به عنوان ولي دم در جايگاه قرار گرفت و گفت: من همين يك پسر را داشتم. دختري دارم كه با وجود داشتن فرزند به بيماري سرطان مبتلا شده است. وقتي كه برادرش به قتل رسيد به علت ناراحتي و اضطراب شديد به اين بيماري مبتلا شد. من شرط بخشش قاتل را درمان بيماري دخترم قرار داده بودم. حالا هم اگر او ديه را پرداخت كند تا با آن بتوانم شرايط درمان دخترم را فراهم كنم، او را خواهم بخشيد.

بعد از آن، متهم در جايگاه قرار گرفت و اتهامش را قبول كرد. او گفت من در بازجويي‌ها حادثه را شرح داده‌ام و اعتراف‌هاي قبلي‌ام را قبول دارم. من از كودكي سختي زيادي را تحمل كرده‌ام. پدرم به جاي محبت به ما هميشه دنبال هوسبازي‌هاي خودش بود به همين خاطر مادرم از او جدا شد. آن شب براي دفاع از خودم مجبور شدم دست به چاقو ببرم. قصد كشتن او را نداشتم وگرنه با پليس و اورژانس تماس نمي‌گرفتم.

بعد از آخرين دفاع متهم، مادر مقتول با شنيدن حرف‌هاي او از خواسته‌اش منصرف شد و گفت: متهم به خاطر دروغگويي و تهمت‌هايش بايد قصاص شود. با درخواست دوباره اولياي دم متهم به پاي مادر مقتول افتاد و گفت: من شرط شما را قبول مي‌كنم. از خدا مي‌ترسم و قسم مي‌خورم فقط حقيقت را گفتم. اگر مرا نبخشيد، ناراحت نمي‌شوم ولي از شما مي‌خواهم مرا حلال كنيد تا امروز كه روز تولدم هست فكر كنم دوباره متولد شده‌ام.  بعد از آن وكيل متهم در خصوص پرداخت ديه گفت: نصف مبلغ ديه توسط افراد خير جمع‌آوري شده است و در تلاش هستيم بقيه آن را نيز آماده كنيم.
در آخر هيئت قضايي بعد از آخرين دفاع وارد شور شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار