کد خبر: 826845
تاریخ انتشار: ۲۱ آذر ۱۳۹۵ - ۲۱:۰۰
قول الكي به كودكان ندهيم
قول يا همان عهد و پيمان، در لغت به معناي معاهده و شرط و قرارداد مي‌باشد و همانطور كه بدقولي به معناي بدعهدي و پايبند نبودن به عهد و پيمان است...
هليا شيرجعفري
قول يا همان عهد و پيمان، در لغت به معناي معاهده و شرط و قرارداد مي‌باشد و همانطور كه بدقولي به معناي بدعهدي و پايبند نبودن به عهد و پيمان است، بدقول نيز. بدعهد، آنكه عهد و پيمانش نيكو نباشد يا آنكه پايبند عهد و پيمان نباشد، است. حتماً اصطلاح «تار سبيل گرو گذاشتن» به گوشتان خورده و كاملاً با آن آشنايي داريد؛ البته لازم به گفتن نيست كه اين عبارت در اين دوره و زمانه چقدر قديمي و از كار افتاده شده؛ زيرا به طور قطع چنين كاري ديگر مرسوم نيست؛ اما دليل چيست؟ در قديم هنگامي كه اين جمله ادا مي‌شد گاه واقعي و گاه نمادين، به اين دليل نبود كه آن تار سبيل ارزشي دارد، بلكه به اين دليل بود كه شخصي كه آن حرف را مي‌زد، بسيار مورد اعتماد بود و به قولي مي‌شد روي حرفش حساب كرد به اين دليل كه قبل از آن هر حرفي زده بود و هر عهد و پيماني بسته بود، به آن عمل كرده بود. آن زمان‌ها، به قولي اگر طرف، سرش هم مي‌رفت، قولش نمي‌رفت و پاي آن مي‌ايستاد. اما با گذر زمان، خلف وعده‌ها بيشتر و بيشتر شد و «تار سبيل گرو گذاشتن» معناي حقيقي خود را از دست داد و حالا فقط تبديل به يك ضرب‌المثل شده؛ اعتمادها از بين رفته و حالا براي جلب اعتماد و گرو گذاشتن، چيزي فوق‌العاده بيشتر و ارزشمندتر از «تار سبيل» يا «كلام» مورد نياز است. اما دليل ديگري نيز براي رفتن جامعه به سمت بدقولي و بي‌اعتمادي مي‌توان پيدا كرد و آن هم پروراندن فرزنداني است كه به آنها بد‌قولي و خلف وعده مي‌شود.


‌مثال‌هاي بسياري زده شده و داستان‌هاي زيادی در رابطه با خلف وعده گفته شده اما يكي از داستان‌هاي واقعي كه احتمالاً شما هم شنيده‌ايد، چنين است: «مردي در قطار نشسته بود و صندلي‌هاي رو به رويش، مادر و فرزندي نشسته بودند. پس از مدتي، كودك شروع به گريه و ناآرامي مي‌كند و مرد براي آرام كردن او به او مي‌گويد كه اگر آرام باشد، وقتي به مقصد رسيدند به او يك شكلات جايزه مي‌دهد. زمان مي‌گذرد و قطار به ايستگاه آخر مي‌رسد. مرد پياده مي‌شود و راهش از كودك و مادرش جدا مي‌شود.


تنها چند دقيقه طول مي‌كشد كه پليس جلوي مرد را بگيرد، او متعجب مي‌شود و با خود فكر مي‌كند كه چه خطايي از او سر زده و از پليس هم همين سؤال را مي‌پرسد. مأمور جواب مي‌دهد: «هنگامي كه سوار قطار بوديد، به كودكي قول داديد تا اگر آرام باشد به او شكلات مي‌دهيد اما چنين نكرديد.  اين براي كودك تجربه بدي مي‌شود و سبب مي‌شود تا در آينده به سختي به ديگران اعتماد كند. در نتيجه شما جريمه مي‌شويد.» مادر و كودك آنجا حضور داشتند؛ مرد به سرعت شكلاتي خريداري كرد و به دست كودك داد؛ مأمور از آنجا دور شد و مرد ديگر لازم نبود تا جريمه‌اي بپردازد؛ مادر نيز همراه با فرزندش كم كم از مرد دور شدند و به مسير خود ادامه دادند.»


اين داستان واقعي به ما نكته مهمي را مي‌آموزد؛ شكلاتي كه مرد خريداري كرد، گران نبود، حتي مادر كودك نيز مي‌توانست آن را براي فرزندش تهيه كند، اما بحث به هيچ وجه بر سر پول يا وجه مالي داستان نيست، بلكه بر سر تأثيرگذاري آن رفتار بر كودك، آينده او و سپس آينده جامعه است.
 اگر مادر شكلات را براي فرزندش خريداري مي‌كرد، آن شكلات، براي كودك، مثل هر شكلات ديگري مي‌بود كه مادرش برايش خريده بود. از طرفي كودك به حرف مرد گوش كرد تا در قبالش جايزه‌اي دريافت كند و در حقيقت پاداش كارش را بگيرد؛ اما هنگامي كه چيزي از مرد دريافت نكرد، جرقه‌اي كوچك در ذهن او زده شد؛ اينكه اگر كسي به او چيزي گفت يا قولي داد، لزوماً هميشه به آن عمل نمي‌كند. پس، از كجا مي‌توان متوجه شد كه آيا طرف مقابل پاي قولش مي‌ايستد يا نه؟ از كجا معلوم انسان قابل اعتمادي باشد؟ از كجا معلوم به حرفش عمل كند؟ اصلاً چه لزومي دارد به او اعتماد كنم؟ چه لزومي دارد به ديگران اعتماد كنم؟


با بدقولي و خلف وعده به فرزند، او را نسبت به حر‌ف‌هاي خودتان بي‌اعتنا مي‌كنيد؛ او ديگر حرف‌هاي شما را جدي نمي‌گيرد و اعتمادش كمرنگ و كمرنگ‌تر مي‌شود. اتفاقات پس از آن، نمونه بزرگ شده‌اي است كه در خانه اتفاق افتاده؛ فرزند وارد جامعه مي‌شود اما به دليل سخت اعتماد كردن به ديگران آسيب‌پذير است، ممكن است حتي خجالتي به نظر برسد، در برقراري ارتباط عملكرد ضعيفي دارد و ممكن است منزوي شود.


او حرف هيچ كس را باور نمي‌كند و از طرفي خود نيز به سختي به ديگران قول انجام كاري را مي‌دهد؛ دائماً در اين فكر و خيال است كه به چه كسي اعتماد كند؟ آيا شخص صحيحي را براي اعتماد انتخاب كرده؟ آيا شخص مقابل به عهدش وفا مي‌كند و سر حرفش مي‌ايستد؟ مكرراً اتفاق مي‌افتد كه بر سر دو راهي بماند، تنها و تنها به اين دليل كه در خانواده چندين و چند بار به حرف‌هايي كه زده شده اعتماد كرده اما در آخر تنها چيزي كه شاهدش بوده، خلف وعده بوده است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها