
بايد واقعيتها را قبول كرد و برخي خطكشيها را كنار بگذاريم. بازيكناني كه از ايران ميروند و براي تيمها يا كشورهاي ديگر مسابقه ميدهند نه وطنفروش هستند و نه مزدور. حضور تكواندوكاران ايران در كشورهاي ديگر ميتواند حتي افتخاري براي كشورمان باشد. واقعيت اين است كه تكواندوي ايران تواناييها و پتانسيل بالايي دارد كه نميتوان منكر آن شد. سرمربي تيم ملي هر اندازه هم كه منصفانه تصميمي بگيرد باز هم در هر وزن سه، چهار تكواندوكار بسيار خوب پشت خط ميمانند. برخي از اين بازيكنان ترجيح ميدهند از زمان و جواني خود استفاده كنند و در جايي ديگر مبارزه و مسابقه دهند. اين اصلاً بد نيست. نبايد هميشه نيمه خالي ليوان را ديد و دنبال دليل و مشكلي بود. بله ميتوان گفت اين مهاجرتها به دليل بيتوجهي و بيمهري و ناديده گرفتن تكواندوكاران است. همانطور كه ميتوان گفت آنهايي كه رفتند خائن به وطن هستند، اما چرا بايد اينطور نگاه كنيم؟ ميتوانيم واقعيتها را به گونهاي ديگر و بهتر ببينيم. نگاه كنيد وقتي سه تيم باشگاهي به مسابقات آسيايي ميفرستيم ميتوانيم عنوانهاي اول تا سوم را از آن خود كنيم، اين نشاندهنده پتانسيل بالاي تكواندوي ايران است كه نميتوانيم از همه آن استفاده كنيم، چراكه انتخاب محدودي داريم و در هر صورت باز هم عدهاي پشت خط ميمانند.
بيآنكه قصدي براي اجحاف به حق آنها وجود داشته باشد. مگر ميلاد بيگي نبود، جواني بااستعداد كه ترجيح داد به جاي طي كردن يك پروسه طولاني براي رسيدن به تيم ملي، جايي ديگر شانس خود را امتحان كند. اينها همه بچهها و بازيكنان ايران هستند كه به دليل محدوديت انتخاب جاي ديگري مسابقه ميدهند. اين نميتواند در دهكده جهاني ورزش يك نقطه منفي يا ضعف باشد. ميتوان جور ديگري به ماجرا نگاه كرد. باقريمعتمد هم ميتواند شانس خود را جايي ديگر امتحان كند. اين اتفاق تنها مختص ايران نيست. چرا نبايد تكواندوكاران از ظرفيت و توانايي خود جاي ديگر استفاده كنند وقتي ما فقط ميتوانيم تعداد محدودي از ورزشكاران خود را به مسابقات بفرستيم.