
در زمانهاي قديم براي امر ازدواج بارها اتفاق ميافتاد كه بزرگترها تصميم ميگرفتند دختران و پسرانشان با چه كسي ازدواج كنند. خيلي از ما از پدربزرگ و مادربزرگها يا پدر و مادرهاي خود اين جمله را شنيدهايم كه «من تا روز عروسي، عروس يا داماد را نديده بودم.» در واقع عروس و داماد بدون اينكه همديگر را ديده باشند و شناختي از هم داشته باشند پاي سفره عقد مينشستند و تا آخر عمر به پاي بد و خوب و مشكلات يكديگر بودند و ميساختند. به قولي با لباس سفيد به خانه بخت ميرفتند و با كفن سفيد از آن بيرون ميآمدند. اين رفتار جزئي از فرهنگ ازدواج در گذشته بوده است. ازدواج فاميلي يكي از سنتهاي رايج در تمام كشور بود. عقد دخترعمو و پسرعمو، دخترخاله و پسرخاله هم در آسمانها بسته شده بود. اين ازدواجهاي فاميلي شايد حسنهايي داشت ولي معايب و خطراتش بيشتر از محاسنش بود. بهدنيا آمدن نوزادان بيمار و معلول يكي از عواقب بسيار بد اين ازدواجهاي فاميلي بود و هست. امروزه با بالا رفتن دانستهها و آگاهي مردم از خطرات ازدواجهاي فاميلي انتظار ميرود كه شاهد اين نوع ازدواجها در جامعه نباشيم ولي هنوز هستند خانوادههايي كه اصرار به ازدواج فاميلي داشته و كاري هم به عواقب اين نوع ازدواجها ندارند.
ازدواج فاميلي، خوب يا بد؟
در مطب دكتر كنار خانمي نشسته بودم كه ظاهري بسيار امروزي و به قولي سانتيمانتال داشت. مثل تمام مواقع كه وقتي دوتا خانم در كنار هم مينشينند صحبت بينشان گل ميكند بين من و اين خانم هم همين اتفاق افتاد. در طول صحبت متوجه نكته جالبي شدم. اين خانم مدعي بود كه تا به حال هيچ غريبهاي وارد فاميل آنها نشده است و در واقع همه اقوام آنها داراي يك فاميلي هستند و همسر او كه تازه با هم ازدواج كردهاند اولين فاميل غريبهاي است كه وارد طايفه بزرگ آنها شده است. با تعجب نگاهش ميكردم و فكر ميكردم اصلاً به ظاهرش نميآيد كه فاميل و خانوادهاي با اين طرز تفكر داشته باشد. وقتي دليل اين اتفاق عجيب را جويا شدم گفت: بزرگترهاي فاميل از قديم عهد كرده بودند كه هيچ غريبهاي را وارد طايفه نكنند تنها به اين دليل كه ژن و خونشان با غريبهها تركيب نشود، ولي اين ازدواجهاي فاميلي شايد جلوي تركيب ژن خاص و متبركشان را با ژنهاي غريبه گرفته باشد ولي ژنهاي معيوبي را ايجاد كرده است كه بسياري از افراد اين فاميل مبتلا به بيماريهاي ژنتيكي هستند يا از نظر جسمي و ظاهري دچار مشكلات بزرگي هستند.
در سالهاي اخير با تغيير شرايط ازدواج تصور ميشود كه سنت ازدواج فاميلي كمرنگ شده باشد ولي اينگونه نيست. هنوز هم خيليها فكر ميكنند كه «عقد دخترعمو و پسرعمو، در آسمان بسته شده است» و بسياري از خانوادهها همچنان ترجيح ميدهند به دليل شناخت و آشنايي بيشتر از فاميل خود، ازدواجها در فاميل انجام گيرد. اين نوع پيوند شايد از بعضي جهات مثبت به نظر برسد اما از لحاظ بهداشتي و سلامت، خانوادهها را در مواردي دچار مشكل ميكند. در همه ازدواجها به ويژه ازدواجهاي فاميلي خطرات پنهاني براي فرزندان وجود دارد كه با انجام آزمايشها و بررسي سابقه بيماريهاي خانوادگي ميتوان با تصميم منطقي و به دور از عواطف شخصي مانع بروز آنها شد.
بايد توجه داشته باشيم كه روزگار چشم بسته موضوعي را پذيرفتن گذشته است. در عصر دانش و آگاهي كه همه گونه اطلاعات در اطراف ما به راحتي يافت ميشود بايد از اثرات منفياي كه ازدواج فاميلي ميتواند بر آينده زندگي ما داشته باشد آگاه باشيم و از اين شكل ازدواج پرهيز كنيم.
جالب است اگر چه در اسلام بر ازدواج بسيار تأكيد شده است اما در همان حال برخي روايات افراد را از ازدواج فاميلي نهي ميكند. با اينكه در اسلام در مورد مباحث مهمي چون ازدواج كردن، اجتناب از تجرد، آداب ازدواج و... بسيار بحث شده و مسير براي مؤمنان هموار و روشن شده است، اما در كنار آنها بحث بسيار جالب ديگري درباره ازدواجهاي نامناسب مطرح ميشود كه بررسي آن لازم و ضروري به نظر ميرسد.
از پيامبر خدا نقل است كه فرمودهاند: «با غريبه ازدواج كنيد تا فرزند ضعيف نياوريد». از امام صادق(ع) نيز نقل شده كه فرموده است: «با خويشان نزديك، ازدواج نكنيد؛ چراكه فرزند ضعيف، پديد ميآيد».
زماني براي عيبيابي
ازدواج پيوند دو قلب با عشق و محبت است. در بسياري موارد اين جرقه عشق بين دو نفر كه نسبت فاميلي نزديكي دارند زده ميشود. بسياري از خانوادههاي آگاه به خاطر بهوجود نيامدن فرزندان بيمار مانع اين ازدواجها ميشوند ولي در بسياري موارد خانوادهها اصرار به ازدواج فاميلي دارند كه در اينجا مشاوره ژنتيكي بهترين راه براي تصميمگيري است. هميشه تصور ميشود تنها افرادي كه نسبت فاميلي با هم دارند حتماً بايد از مشاوره ژنتيكي استفاده كنند در حالي كه تمام كساني كه در اقوام يا خانواده خود فرد مبتلا به عقبماندگي ذهني يا بيماريهاي ژنتيكي ديگري دارند بايد تحت مشاوره ژنتيكي قرار بگيرند و در صورت لزوم آزمايشات مخصوص را انجام دهند. شايد عدهاي مشاوره ژنتيك را مد امروزي بدانند و به آن هيچ اعتقادي نداشته باشند ولي اين را بدانيد كه همه مدها هم بد نيست. آناني كه هر مدي ميآيد از آن تبعيت ميكنند از اين مد هم تبعيت كرده و اين مشاورهها را قبل از ازدواج يا قبل از بارداري انجام دهند. مشاوران ژنتيك به شدت توصيه ميكنند: «كساني كه از خطر بروز مكرر يك بيماري فاميلي هراس دارند، در خانواده شاهد عقبماندگيهاي ذهني بودهاند، از نقصهاي متعدد مادرزادي رنج ميبرند يا كساني كه براي ازدواج فاميلي اقدام كردهاند بدون شك بايد قبل از اقدام به ازدواج و بارداري به مشاوران ژنتيك مراجعه كنند.»
اگر در خانواده دختر و پسري كه قصد ازدواج دارند، سابقه بيماريهاي خاص و ژنتيكي يا بيماريهايي مانند ناشنوايي، نابينايي، عقبماندگي ذهني يا بيماريهاي چند عاملي مانند ديابت و بيماريهاي قلبي و عروقي وجود دارد، بهتر است اين كار انجام شود.
همچنين مشاوران معتقدند: «50 درصد معلوليتهاي مختلف مانند نابينايي، ناشنوايي، عقبماندگي ذهني و كوتولگي بهعلت اختلالات ژنتيك ايجاد ميشود. بيشتر بيماريهاي ژنتيكي نيز قابل درمان نيستند و كودك مبتلا مجبور است بار همه رنجهايش را تا پايان عمر بر دوش بكشد. پيشگيري از اختلالات ژنتيك و مادرزادي، جنبههاي مختلفي را دربر ميگيرد و «مشاوره ژنتيك» هسته اصلي و بخش مهم اين خدمات است. بهعبارت ديگر، مشاوره ژنتيك زمينهاي را فراهم ميكند تا بيماران و خانوادههاي آنان بتوانند اطلاعات علمي خوبي درباره بيماري و شرايط ژنتيكي خود بهدست آورند. همچنين، مشاوران ژنتيك به مراجعهكنندگان كمك ميكنند تا براي بررسيهاي تكميلي و آزمايشگاهي بيماري خود، آگاهانه تصميم گرفته و بهترين و مؤثرترين راه حل را براي مشكل خود انتخاب كنند.»
بنابراين زمان قبل از ازدواج فرصت مناسبي است تا با استراتژي خاص و از پيش تعيين شدهاي وارد زندگي مشترك شويد و تا حد امكان بتوانيد تهديدها و آسيبهاي احتمالي را شناسايي و درمان كنيد. از اين دوره ميتوان به زمان عيبيابي اشاره كرد. همان طور كه در اين دوره زوجين سعي ميكنند شناخت نسبي نسبت به شخصيت و رفتار و خلق و خوي طرف مقابل پيدا كنند فرصت مناسبي است تا به لحاظ علمي به شناسايي ناراحتيهاي جسمي خود نيز بپردازند تا سلامت
مسئوليت ما در قبال فرزندان
براي داشتن فرزندان سالم بهتر است ازدواجهاي غيرفاميلي انجام شود ولي اين دليل قطعي براي اختلالات ژنتيكي نيست. اگر هركدام از زوجين ناقل بيماري باشند كه خود از وجود آن باخبر نيستند هم ميتواند بيماري نهفته را در فرزندشان بروز دهد. زوجي را ميشناختم كه به قدري عاشق و دلباخته يكديگر بودند كه حاضر نبودند براي لحظهاي ازهم دور بمانند. آنها نسبت فاميلي باهم نداشتند. در آزمايشهاي قبل از ازدواج به آنها گفته شده بود بايد مشاوره ژنتيكي انجام دهند تا از سلامت يكديگر براي فرزندآوري مطمئن شوند. آنها بعد از مشاوره ژنتيكي كه انجام دادند مطلع شدند كه نبايد با هم ازدواج كنند چون فرزند آنها بيمار و ناقص به دنيا ميآيد مگر آنكه تحت نظر دقيق پزشكان باشند و معاينات ژنتيكي صورت گيرد. اما گويا آنها قادر به شنيدن و درك صحبتهاي مشاور نبودند زيرا هيچ توجهي به هشدارهاي مشاور نكردند و باهم ازدواج كردند. بعد از مدتي به دليل بيتوجهي به هشدارهاي مشاور ژنتيكي و تحت مراقبت و درمان قرار نگرفتن اين زوج، فرزند معلولي پا به اين دنيا گذاشت.
داشتن فرزندان سالم و زندگي با نشاط و خوشحال آرزوي هر خانوادهاي است اما در بسياري از مواقع خانوادهها با پشت گوش انداختن يا سهلانگاري يا عدم اطلاع از بيماريهاي وراثتي يا نهفته در وجود خود باعث تولد نوزادان ناقص در خانواده ميشوند و با اين كار سايه غم و اندوه را بر خانواده خود مياندازند. علم ژنتيك و پيشرفت آن در كشور راه را براي بهوجود نيامدن فرزندان ناقص هموار كرده است. مشاوره ژنتيك اصليترين روش براي جلوگيري از متولد شدن نوزادان ناقص است. از آنجايي كه اغلب معلوليتها و بيماريهاي موجود، منشأ ژنتيكي داشته و قابل پيشگيري هستند، انجام مشاوره ژنتيك قبل از ازدواج ضروري به نظر ميرسد، ولي به دليل نبود يا كمبود اطلاعات در خانوادهها، عدم اطلاعرساني كافي در جامعه و عدم توجه كافي مسئولان نسبت به اجراي برنامههاي پيشگيرانه، سالانه هزاران كودك مبتلا به بيماريهاي ژنتيكي در كشور متولد ميشوند و هزينههاي مالي و رواني زيادي را به جامعه تحميل ميكنند.
اين را فراموش نكنيم كه ما در قبال فرزندان خود مسئول هستيم. ما حق نداريم بر اساس بيمبالاتي خود و كوتاهي در وظايف ذاتي، انساني را به دنيا بياوريم كه نتواند لذت بسياري از خوشيهاي دنيا را با جان خود لمس كند. بنابراين حق فرزند ماست كه يك زندگي سالم و شاد را تجربه كند و اين وظيفه مسلما بر عهده پدر و مادر است كه شرايط زندگي سالم را براي وي فراهم كنند.
زندگي سالم در گرو خانواده سالم
داشتن يك زندگي سالم و يك خانواده سالم منوط به اصلاح فرهنگ خانواده و نگاه جامعه است. بهترين راه براي جلوگيري از تولد نوزاد مبتلا به بيماريهاي ژنتيكي، تغيير در فرهنگ ازدواجهاي فاميلي است. بررسي شجرهنامه خانوادگي بهترين راه حل براي جلوگيري از ازدواج ناايمن است. در بررسيهاي انجام گرفته چنانچه خطر و احتمال ابتلاي فرزند به بيمارهاي ژنتيكي وجود داشته باشد، ژنهاي بيماريزا به طور دقيق بررسي ميشود و در صورت بارداري تشخيص قبل از تولد براي آنها داده ميشود. البته ناگفته نماند كه انجام آزمايشهاي تخصصي در مراكز و آزمايشگاههاي تخصصي ژنتيكي هزينههاي سنگين و گزافي را به خانوادهها تحميل ميكند، سختي تأمين اين هزينههاي بالا موجب شده است كه بيشتر زوجهاي جوان و خانوادهها از انجام آنها صرفنظر كنند. در بسياري از شهرستانهاي كشور آزمايشگاههاي تخصصي ژنتيك و متخصصين مربوطه وجود ندارد و زوجها و خانوادههايي كه نيازمند اين آزمايشها و بررسيها هستند بايد به شهرهاي ديگر سفر كنند و در كنار هزينههاي سنگين اين آزمايشها هزينههاي سفر را نيز متحمل شوند، پس منصرف شدن از انجام آن زياد دور از ذهن نيست.
قدم بعدي جدي گرفتن آزمايشهاي معمول قبل از ازدواج است. كلاسهاي مشاوره و آزمايشهاي مخصوص براي اعتياد را جدي بگيريد. اگر جواب آزمايشهاي قبل از ازدواج منفي بود چه عالي ولي اين دليلي براي معتاد نبودن فرد نيست، زيرا راههاي فرار بسياري براي نشان ندادن اعتياد فرد وجود دارد و تنها به اين آزمايشها نبايد اكتفا كرد. در رابطه با بيماري ايدز هم به دليل شيوع و افزايش آمار اين بيماري در كشور بهتر است اين آزمايش هم به ليست آزمايشهاي قبل از ازدواج اضافه شود ولي مسئولين امر معتقد هستند: «به لحاظ فني و اقتصادي در هيچ جاي دنيا آزمايش اجباري اچ.آي.وي صورت نميگيرد چراكه باعث اتلاف منابع ميشود و افراد بايد خودشان مراقب رفتارهايشان باشند.» پس بايد طرفين صداقت خود را در اين مورد خرج كنند و اگر رابطه پرخطري در گذشته يا چند ماه قبل داشتهاند را براي يكديگر بازگو كنند، زيرا انجام آزمايش اچ. آي. وي اگر چه كار خوبي به نظر ميرسد ولي نميتواند دليلي براي تضمين صددرصدي عدم ابتلاي فرد باشد چراكه اين ويروس وقتي وارد بدن ميشود تا مدتها ميتواند به حالت مخفي در بدن باقي بماند بدون اينكه چيزي در آزمايش مشخص شود و به چنين حالتي دوره پنجرهاي ميگويند. آزمايشهاي اچ.آي.وي ميتواند تنها وضعيت حدود 3 تا 6 ماه قبل فرد را نشان بدهد و در صورت انجام رفتار پرخطر قبل از آزمايش، مثلاً يك روز قبل از آزمايش معمولاً هيچ چيزي در آزمايش مشخص نميشود و نتيجه آزمايش منفي كاذب خواهد بود پس براي اينكه خيالتان راحت شود بايد به شناخت كافي از فرد برسيد و تحقيقات لازم را در رابطه با پيشينه فرد انجام بدهيد. شناخت كافي از طرفين و صداقت و راستي بهترين راه براي شروع يك زندگي سالم است.