
يكي از مهمترين مسائل و معضلات امروز ورزش، مباحث فرهنگي و اخلاقي است كه دستخوش شرايط نامساعدي شده و فضاي ورزش و فرهنگ آن را خدشهدار و دچار چالش كرده است. به همين دليل، اولويت اصلي وزير ورزش، هر شخصي كه ميخواهد باشد، بايد مسائل اخلاقي باشد. هرچند كه به تنهايي نميتواند در اين زمينه اقدامي انجام دهد و بايد با ديگر دستگاههاي فرهنگي و اجرايي تعامل داشته باشد. بخش عمده بداخلاقيهاي و آن چيزي كه اين فضا را تشديد ميكند، انتخاب مديران، مربيان و ورزشكاراني ضعيف است كه كفايت لازم را در اين زمينه ندارند و به اين ناهنجاريها دامن زدهاند. فضاي ورزش امروز از يك هنجار مثبت، به ناهنجاري بدل شده و باعث شده تا ورزشي كه جايگاه ويژهاي در جامعه و نزد مردم داشت، به پاشنهآشيل تبديل شود. به همين دليل، مهمترين اولويت وزير بايد مسائل فرهنگي باشد و براي رسيدن به اين هدف بايد به جاي استفاده از مديران بياخلاقي كه فاقد وجاهت هستند، از كساني استفاده كرد كه به اين مسائل پايبند هستند و در راستاي فرهنگسازي و اخلاقمداري گام برميدارند و البته كه بايد از افرادي كه در عرصه فرهنگ كار ميكنند، نيز استفاده كرد.
چراكه در هر جامعهاي، مسائل فرهنگي و اخلاقي است كه حرف اول و آخر را ميزند. اعتمادسازي درجامعه و ايجاد فضايي توأم با آرامش، بحث اقتصادي كردن ورزش و خصوصيسازي در ورزش نيز از موضوعات مهمي هستند كه بايد جزو اولويتهاي وزير ورزش قرار گيرند. ورزش همگاني نيز بايد از اولويتهاي مهم وزير باشد. چراكه بهطور مستقيم با سلامت و نشاط جامعه و قويسازي البته ورزش قهرماني ارتباط دارد. اما قبل از هرچيز بايد بدانيم تعريف جامع ما از ورزش چيست. نگاه دنيا به ورزش، ابزاري است. ابزاري براي رسيدن به اهداف سياسي، فرهنگي، اجتماعي و حتي اقتصادي. اما بايد ببينيم تعريف و نگاه ما در اين زمينه چيست و تنها آن زمان است كه ميتوانيم بگوييم بايد چطور و چگونه در راه موفقيت گام برداريم. بايد فارغ از نگاههاي سياسي و جناحي، به انتخاب افراد سالم، لايق، كارآمد و معتمد اهتمام ورزيد در غير اين صورت، با مماشات و كوتاه آمدن با افرادي كه كارنامه مشخصي دارند و امتحان خود را پس دادهاند، نميتوان اميدوار به هيچگونه تغيير و پيشرفتي در مسير موفقيت بود.