کد خبر: 819903
تاریخ انتشار: ۰۹ آبان ۱۳۹۵ - ۲۱:۰۲
نظري و گذري بر خصال علمي و عملي فقيه و فيلسوف نامدار معاصر آيت‌الله سيد‌رضي‌الدين شيرازي
جهاني بنشسته در گوشه‌اي در روزهايي كه بر ما گذشت، مراسم بزرگداشت مقام علمي و عملي فقيه و فيلسوف متأله، ...
مصطفي دلشاد ‎

در روزهايي كه بر ما گذشت، مراسم بزرگداشت مقام علمي و عملي فقيه و فيلسوف متأله، حضرت آيت‌الله سيد‌رضي‌الدين شيرازي در تالار انجمن آثار و مفاخر فرهنگي برگزار شد. به همين مناسبت صفحه تاريخ «جوان»- كه تاكنون گفت‌وگو‌هايي چند از اين حكيم نامدار منتشر ساخته است- مقال پيش رو را در‌باره جوانب گوناگون حيات حضرت استاد، به خوانندگان ارجمند خويش تقديم مي‌دارد. اميد آنكه مقبول افتد.

آنچه بيش از هر چيز در نخستين رويارويي با آيت‌الله آقارضي شيرازي نمود دارد دو چيز است: انسان قرآني، حكيم الهي، انسان جوياي علم، خواهان زيست مسلماني، دغدغه‌مند درد و رنج آدميان، دوستدار معارف لطيف و حكمت الهي. در رويارويي با اين انسان كم‌نظير قرآن، برهان و عرفان را يكجا گرد آمده مي‌يابد. آنچه در پي اشارت مي‌شود حاصل مشاهده رفتار و سلوك ايشان در فراز و فرودهاي ساليان عمر و نيز حاصل درس‌آموزي دراز دامني از خرمن جامعيت علمي آن ارجمند آموزگار است. آيت‌الله آقا رضي شيرازي در درجه نخست انساني قرآني است؛ انساني با سه وجه ايمان، تقوا و احسان. در وجه ديگر عالِمي ژرف‌نگر و حكيمي جامع است. عمل ايماني و دانش الهي در ايشان با مجموعه شاخصه‌هايي خود را مي‌نماياند كه به برجسته‌ترينشان اشارت مي‌شود.

1ـ جامع‌نگري، جامعيت و عمق علمي

از شاخصه‌هاي برجسته آيت‌الله آقارضي شيرازي جامع‌نگري ايشان است. داشتن نگاهي جامع به زندگي، دين، روابط و مناسبات انساني و اجتماعي. از منظر علمي ايشان يادآور بزرگاني است كه در دانش‌هاي گوناگون غور كرده و به جامعيتي علمي دست يافته‌اند. ادبيات، اصول، فقه، كلام، تفسير، فلسفه و عرفان. آنچه استاد در اين علوم آموخته و آموزش داده كم‌نظير است. تسلط استاد بر مجموعه اين دانش‌ها زمينه رويكرد علمي جامع و دريافت‌هاي عميق را فراهم ساخته است. ايشان خود در اين باره اشاراتي سودمند دارند كه توجه به گوشه‌هايي از آن بيانگر اين واقعيت است:«بنده در مدرسه مروي ادبيات عرب را در سطح خيلي خوبي نزد سيد احمد زيارتي سنگسري دوباره‌خواني كردم و با تسلط عميقي كه يافتم تدريس هم مي‌كردم. در مدرسه مروي مطوّل، مغني و سيوطي را نيز با عمق بيشتري مطالعه و تدريس كردم. هزار بيت الفيه ابن مالك را از حفظ بودم و تسلط كاملي به ادبيات و معاني ادبيات يافتم. گاهي در جلسات درس خارج ميرزا احمد و ميرزا مهدي آشتياني حاضر مي‌شدم، ولي به‌طور كامل از درس فقه و اصول ميرزا باقر آشتياني فرزند ميرزا احمد استفاده كردم. حدود هفت سال به درس خارج فقه و اصول آيت‌الله محمدتقي آملي رفتم. در تهران مقدار زيادي از معقول (حكمت و فلسفه) را نزد آقا ميرزا مهدي الهي قمشه‌اي و ميرزا ابوالحسن شعراني تلمذ كردم و تمام اشعار منظومه حاج ملا‌هادي سبزواري را آنقدر خواندم و تدريس كردم كه هنوز هم از حفظ هستم. آنچه در نجف مي‌خواندم در تهران عمق و بقا مي‌بخشيدم. آقا سيد‌ابوالحسن رفيعي قزويني استاد مسلّم اسفار بود. سه جلد اسفار شامل كتاب نفس و الهيات به معني الاخص را كه اكثر مطالب مهم اين كتاب در آن است، پيش ايشان خواندم. مقداري از فصوص را در سال‌هاي 1332 ـ 1330 نزد فاضل توني خواندم و پيش آقاي ميرزا احمد آشتياني هم درس اسفار مي‌خواندم. شرح فصوص را هم پيش سيد‌ابوالحسن قزويني خواندم.»(1)

گرايش اصلي استاد در جامعيت علمي‌شان گرايش عقلي بود و اين امر به مجموعه دانش ايشان رنگ متفاوتي از ديگران زده است، چنانكه خود در اين باره فرموده‌اند: «بنده اولاً به علوم عقلي، حكمت و فلسفه علاقه‌مند بودم و آنچه را كه مي‌توانستم در نجف بياموزم، آموختم، ولي شهرت قم و تهران [به‌خصوص تهران] در حكمت و علوم عقلي مرا به طرف تهران كشاند.»(2)

2ـ اخلاق‌مداري

علم فارغ از اخلاق باري است گران بر دوش آدمي و آنچه علم را جهت مي‌دهد و زيبنده مي‌كند، اخلاق عالم است. «فَاعِلُ الخَير خَيرٌ مِنه: انجام‌دهنده كار نيك از كار نيك بهتر است.»(3)

در اين وادي آيت‌الله آقارضي شيرازي نمونه نمونه‌هاست. اخلاق انساني، كرامت و بزرگواري‌هاي وجودي ايشان چنان است كه هر كس را با هر سليقه، مذهب و مرامي شيفته مي‌سازد و گواه صادق آن زندگي اخلاق‌مدار و تلقي همگان از ايشان به عنوان عالمي است كه بر مدار اخلاق مي‌زيد و بر آنچه تعصب مي‌ورزد اخلاق است.(4) مجموعه دانش‌هاي گسترده و عميق آيت‌الله آقا رضي شيرازي بر جسم استوار نشده، بلكه بر وجود نشسته و بر اخلاق بار شده و از اين رو حاصل آن زيستي اخلاقي ـ علمي است.

3ـ استقلال شخصيتي، آزادگي، آزادمنشي و آزادانديشي

آيت‌الله آقارضي شيرازي از نظر شخصيتي انساني استقلال‌يافته است، بدين معنا كه به خدا تكيه داشت و بر اين مبنا خود ضابط امر خويش بود و به جز خدا بر كسي تكيه نكرده و پيوسته راست و استوار ايستاده است. انساني آزاده، آزادمنش و آزادانديش كه از غير خدا خويش را آزاد كرده و در راه بندگي خدا گام زده است. فراز و فرودهاي زندگي، رويكردها و پشت‌كردها، بالا و پايين‌ها، سختي‌ها و گشايش‌ها همه و همه اين استقلال شخصيتي و آزادگي را دگرگون نكرده است. راست و استوار ايستاده بر پاي خويش و فقط متكي به خدا، بدون وابستگي به غير. استقلال حقيقي در تكيه كردن به حق و گسستن از غير خداست تا انسان به خدا رو نكند و چشم اميد از غير خدا نبندد، حقيقت استقلال را درنمي‌يابد. استقلال شخصيتي، آزادگي و آزادانديشي ايشان ريشه‌دار در وارستگي از دنيا و وابستگي به حق بوده است و از اين مصداق سخن طغرايي، شاعر شهيد شيعي قرن پنجم و ششم بجاست: «وَ إِنَّما رَجُلُ الدُّنيا وَ واحِدُها/ مَن لا يعَوَّلُ فِي الدُّنيا عَلَي رَجُلِ»(5)

4ـ روشن‌انديشي

از جمله شاخصه‌هاي آيت‌الله آقا رضي شيرازي روشن‌انديشي ايشان در رويكرد علمي، دين و دينداري است. فقيهي كه فقه را چنان درمي‌يابد كه راهگشا و راهبر به مقاصد دين است، فقهي زنده است كه دستمايه سلامت فرد و جامعه و پاس‌دارنده كرامت و حقوق انساني است. روشن‌انديشي آيت‌الله آقا‌رضي شيرازي در فتاواي ايشان به خوبي خود را نشان مي‌دهد. توجه به مباني قرآني در فتاوا و نقش عنصر زمان، مكان و مقتضيات زمان در احكام و نيز تغييرات احكام حاصل از تغييرات موضوعات. (6)

5ـ تواضع و فروتني

حَسَب و نَسَب آيت‌الله آقا رضي شيرازي، دانش و مقام علمي، موقعيت اجتماعي و علاقه و ارادت مردمي به ايشان هيچ كدام موجب كمرنگ شدن تواضع و فروتني كم‌نظير ايشان نشده و اين درخت تناور اخلاق، انسانيت و علم هر چه بالنده‌تر شده تواضع و فروتني‌اش فزون‌تر و نمايان‌تر شده است كه اين رفعت‌ها و بالندگي‌ها خود ريشه در تواضع و فروتني دارد. چنانكه در حديث نبوي آمده است: «مَا تَواضَعَ أَحَدٌ إِلا رَفعَه اللهُ: هيچ كس تواضع و فروتني نكرد جز آنكه خداوند او را رفعت بخشيد.»(7)

هر آنچه مايه حيات، بركت و بالندگي است، ابتدا از بالا به پايين مي‌آيد، سپس بالا مي‌رود:

آب از بالا به پستي مي‌رود

آنگه از پستي به بالا مي‌رود

گندم از بالا به زير خاك شد

بعد از آن او خوشه و چالاك شد

دانه هر ميوه آمد در زمين

بعد از آن سرها برآورد از دفين(8)

تنها سپر و حفاظ آدمي در برابر شيطان تواضع و فروتني است و اگر اين حفاظ برداشته شود، به‌راحتي در دام شيطان فرو مي‌افتد.

6ـ والاهمتي

بيش از 70 سال زندگي علمي و هدايتي استاد آموختن و آموزاندن و نيز به انسان‌ها خدمت كردن و هدايتگري كردن و درد و رنج آدميان را كاستن بيانگر همتي والا و بلند است. همتي بلند كه چند حوزه علميه را در نورديده و از برجسته‌ترين استادان علم‌آموزي كرده و آن گنجينه را به آموزش كشيده و بر مبناي آن زيست علمي بالنده كرده و عمري در خدمت و هدايت مردمان بوده است. ارزش انسان‌ها به همين امور است. چنانكه شريف رضي از امام علي(ع) نقل كرده است: «قَدرُ الرَّجُلُ عَلي قَدرِ هِمَّتِهِ: ارزش انسان به اندازه همت اوست.»(9)

همت والا با ارزش‌ترين توشه راه براي طي طريق است و آن كه اين توشه را دارد امكان دستيابي به قله‌هايي اينچنين را مي‌يابد. ذخيره‌هاي علمي و عملي جز در بستر همتي والا به بار نمي‌نشيند: «المَرءُ بِهِمَّتِهِ لا بِقُنَيتِهِ، ارزش انسان به همتش است نه به ذخيره‌اش.» (10)

آيت‌الله آقارضي شيرازي ذخيره‌اي بزرگ را با همتي والا به ميدان علم و عمل آورد و حاصل آن اين همه بر و بار علمي و عملي است. همين همت والا سبب شده است تا استاد از مسائل پيش پا افتاده و دون و غصه‌هاي حقير آزاد باشد و غم‌هاي اصيل و غصه‌هاي بزرگ داشته باشد و از امور حقير و گرفتاري‌هاي بي‌ارزش در زندگي آزاد باشد و به سوي مسائل اساسي گام زند كه به بيان امام علي(ع): «بِقَدرِ الهِمَمِ تَكونُ الهُمُومِ، غم و اندوه‌هاي انسان به قدر همت‌هاست.»(11)

7ـ ادبيات انساني و علمي

ادبيات هر كس گوياي وجود او و درونمايه‌ها و مرتبه وي است. «المَرءُ مَخبُوءٌ تَحتَ لِسانِهِ، آدمي در زير زبان خويش پنهان است.»(12)

ادبيات آيت‌الله آقا رضي شيرازي هميشه ادبياتي انساني و علمي بوده است. ادبياتي پاك از پلشتي و در عين عالمانه بودن، ادبياتي مردمي و به زبان فطرت. انسان قرآني پذيراي فرمان الهي است كه فرموده است: «قُولُوا لِلنَّاسِ حُسناً، با مردمان با زبان خوش و زيبا سخن بگوييد.»(13)

زبان انساني قرآني زباني پاك از هر نظر است، چنانكه زبان استاد پيوسته زباني پاك و به دور از تندي و نيش، غيبت و بدگويي، حرمت‌شكني و زشت‌گويي بوده است، نمونه‌اي والا در ادبيات انساني، ايماني و علمي. اميرمؤمنان(ع) آنگاه كه متقين را وصف مي‌كند، مي‌فرمايد: «بَعِيداً فُحشُهُ، لَيناً قَولُهُ، از گفتن سخن زشت دور و گفتارش نرم و ملايم بُوَد.»(14)

آن كه تربيت يافته مدرسه امام علي(ع) است، همين‌گونه است. اميرمؤمنان(ع) از پيروان خود مي‌خواست اين امر را پاس بدارند و از زشت‌گويي بپرهيزند، حتي با دشمن متجاوز در حال جنگ، چنانكه در هنگام پيكار صفّين وقتي امام(ع) ديد برخي از يارانش، از جمله حُجر بن عَدي و عمرو بن حَمِق به معاويه و شاميان دشنام مي‌دهند و زشت‌گويي مي‌كنند آنان را خواست و از چنين ادبياتي بيزاري جست و به آنها آموخت كه در گويش‌هايشان پايبند اخلاق قرآني باشند. (15)

آيت‌الله آقا رضي شيرازي تربيت‌يافته چنين مدرسه‌اي است. مدرسه‌اي كه ادبيات پاك و زبان حق‌گو شاخصه تربيت‌‌يافتگانش است. اميرمؤمنان علي(ع) در آخرين وصاياي خود پس از ضربت خوردن به حسن و حسين(ع) فرمود: «قُولا بِالحقِّ، حق را بگوييد.»(16) اين‌گونه ادبيات از شاخصه‌هاي ادبيات استاد است.

8ـ انسانيت، انسان‌دوستي و مردم‌داري

علم و دانش، موقعيت خانوادگي و اجتماعي و هر مرتبه و مقامي اگر همراه با انسانيت، انسان‌دوستي و مردمداري نباشد بي‌ثمر و بي‌فايده است. آنچه به اين امور رنگ خدايي مي‌زند، رحمت، لطف و عشق به مردمان و هدايت و سعادت آنان است كه در آيت‌الله آقا‌رضي شيرازي موج مي‌زند و گويا ايشان مصداق اين بيان اميرمؤمنان علي(ع) به مالك اشتر هستند: «وَ أُشعِر قَلبَك الرَّحمَهَ لِلرَّعِيه وَ المَحَبَّه لَهُم وَ اللُّطفَ بِهِم، وجودت را لبريز كن از رحمت به مردمان و لطف به آنان و عشق به ايشان.»(17)

روابط صميمي با مردم از هر گروه و صنفي آيت‌الله آقا رضي شيرازي را به صورت ملجأ پر لطفي براي مردمان در‌آورده است. ايشان نه فقط مرجع هدايتي و ديني، بلكه ملجأ روحي، عاطفي و دستگيري مردمان بوده‌اند. نماد برجسته اين امر روابط صميمي استاد با جوانان بوده است. ايشان خود در اين باره چنين گفته‌اند: «خدا مي‌داند من اين جوانان را مثل سيد‌حسين و سيد‌حسن، فرزندان خودم مي‌دانم و به آنها علاقه‌مندم.»(18)

«جوانان به اقتضاي سن و شور و هيجان جواني، پرشور، زودرنج و عجول هستند. لذا با سعه‌صدر، انصاف و احترام نظر آنها را مي‌شنيدم و با مهرباني و صبر و حوصله در كنارشان گام برمي‌داشتم تا اگر اشتباه مي‌كنند به ياري خدا متوجه اشتباهات شوند و در موقع مناسب با استدلال و طرح پاسخ و انديشه ناب اسلامي حقايق را دريابند.»(19)

9- سادگي، بي‌پيرايه، پرباري و پرهيز از هياهوگري و انتظاربري

زندگي آيت‌الله آقا‌رضي شيرازي پيوسته چه در زندگي شخصي و چه در زندگي علمي و اجتماعي ساده و بي‌پيرايه و به دور از هرگونه تشريفات بوده است. آمد و شدها، نشست و برخاست‌ها، رفتار و سلوك، درس و بحث همه به دور از تشريفات و در نهايت سادگي پرباري در عين كم‌خرجي بوده است.

عمر پربركت آيت‌الله آقا‌رضي شيرازي با تلاشي علمي، هدايتگري، راهنمايي و كاستن درد و رنج انسان‌ها طي شده و نكته مهم آن اين است كه اين همه تلاش و بر و بار در عين كم‌خرجي و پرهيز از هياهوگري و فارغ از انتظار و چشمداشت بوده است. آنان كه پيرو پيام‌آوران الهي‌اند، از تلاش خود در راه هدايت و ارشاد جز خدا را در نظر نمي‌گيرند و جز از خدا از ديگري انتظاري ندارند. اينان پيرو اين‌گونه آيات الهي‌اند: «وَ ما أَسأَلُكم عَلَيهِ مِن أَجرٍ إِن أَجرِي إِلا عَلي رَبِّ العالَمِين، و بر اين هدايتگري از شما پاداش نمي‌طلبم. پاداشم جز بر پروردگار جهانيان نيست.»(20)

حاصل عمر پربركت آيت‌الله آقا‌رضي، آكنده است از تدريس، هدايت، ارشاد، پرورش انسان‌هاي فرهيخته، خدمات اجتماعي گسترده و در عين دوري از هياهوگري و انتظاربري كه اهل تقوا به واقع چنين‌ هستند. در حديث امام صادق(ع) آمده است: «إِنَّ أَهل التَّقوي آَخَفُّ أَهلِ الدُّنيا مَؤُونَه وَ أَكثَرُهُم مَعُونَه، به‌درستي كه اهل تقوا كم‌خرج‌ترين مردم دنيا و پركارترين آنانند.»(21)

سادگي و بي‌پيرايگي و دوري از تشريفات خود زمينه‌اي بوده است تا آيت‌الله آقا رضي شيرازي فارغ از بند و بست‌ها به كار علمي و هدايتگري و خدمت به مردمان بپردازد. شأن ايمان خالص همين است. چنانكه امام صادق(ع) فرموده است: «اَلمُؤمِنُ حَسَنُ المَعُونَه، خَفِيفٌ المَؤونَه، مؤمن ياري و همكاري‌اش نيكو و خرجش اندك است.»(22)

10ـ شاگردپروري

سخاوت علمي آيت‌الله آقا رضي شيرازي و ساماندهي حوزه درسي از سال 1338 تاكنون، در نظام حوزه، دانشگاه، مسجد و منزل در دروس گوناگون و شاگردپروري بي‌نظير است. تفسير قرآن و آموزش اخلاق و تدريس ادبيات، فقه، اصول، فلسفه، عرفان و كلام و در مراتب گوناگون عرصه وسيعي از شاگردپروري فراهم ساخته است كه يك انسان به تنهايي كار يك سازمان بزرگ علمي را انجام داده است و اين نيست مگر توفيق الهي در بستر شايسته ساختن خود براي نزول چنين رحمتي از جانب خداي رحمان. سبك شاگردپروري ايشان سبكي راهگشا در نظام علمي است. ايشان خود در اين باره فرموده‌اند: «علاوه بر درس‌هاي خارج اگر طلبه‌اي دروس پايين‌تر هم مي‌خواست مي‌گفتم از استادانم علامه شعراني و ديگران آموخته بودم هر درسي را طلبه بخواهد، در صورت فرصت برايش بگويم. . . ابتدا منظومه بود و بعدها مطول و معالم، لمعه، رسائل، مكاسب، كفايتين و برخي موارد ديگر. همچنين علاوه بر اينها در زمينه علوم عقلي بنده كتاب‌هاي اشارات ابن سينا، اسفار و شواهد الرّبوبيه، ملاصدرا را نيز درس مي‌گويم. اخيراً چهار جلد فوايدالاصول مرحوم ميرزاي ناييني را تدريس مي‌كنم و تدريس فلسفه را هم ادامه داده‌ام. هفته‌اي دو روز هم درس خارج فقه برقرار است. خارج فقه را به استناد مستمسك عروه مرحوم آيت‌الله حكيم و چند سالي است كه قواعدالفقهيه مرحوم آيت‌الله بجنوردي را كه هفت جلد است به عنوان خارج فقه مي‌گويم. اگر چه قاعده فقهي است و مي‌تواند جنبه اصولي هم داشته باشد.»(23)

حاصل اين روحيه و سبك شاگردپروري انديشمندان، عالمان و فرهيختگان بسياري است كه در مكتب و مدرسه علمي، عقلي و تربيتي آيت‌الله آقا‌رضي شيرازي علم آموخته و درس اخلاق و زيست ايماني فرا گرفته و تربيت قرآني يافته‌اند.

*پي‌نوشت‌ها در سرويس تاريخ «جوان» موجود است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار