کد خبر: 815411
تاریخ انتشار: ۱۳ مهر ۱۳۹۵ - ۲۱:۰۰
پناه به اعتياد در گريز از خانواده نابسامان
در عصري زندگي مي‌كنيم كه در معرض خيل عظيم اطلاعات هستيم. حقايق، شايعات، گمانه‌زني‌ها و داستان و قصه‌هايي كه هم هستند و هم شايد نيستند...
سجاد علمرداني *
در عصري زندگي مي‌كنيم كه در معرض خيل عظيم اطلاعات هستيم. حقايق، شايعات، گمانه‌زني‌ها و داستان و قصه‌هايي كه هم هستند و هم شايد نيستند. اعتياد نيز چيزي است كه هم هست و هم با وجود اينكه ما مي‌دانيم هست ولي انكار مي‌كنيم كه نيست يا مي‌ترسيم آمار بدهيم! بله اينگونه است. سن اعتياد در كشور رو به نزول است و به سن زير 15 سال هم رسيده و مواد مورد استعمال اين افراد از ناخالص‌ترين ماده‌هاي موجود است. پرسش اينجاست كه براي جلوگيري از رشد اعتياد در ميان نوجوانان چه بايد كرد و در اين زمينه، به ويژه، وظيفه والدين چيست؟
      

گاهي اعتياد شكل اعتياد رفتاري به خود مي‌گيرد، مثل رفتاري اجباري شبيه وسواس كه فرد مبتلا نمي‌تواند آن را كنترل كند و با وجود آسيب‌هايي كه به خود وي و ديگران مي‌رساند، نمي‌تواند فقط با اراده خود از آن دست بردارد. برخي از اينگونه رفتارهاي اعتيادي عبارتند از قمار، اعتياد به غذا يا پرخوري، اعتياد به كار و اينترنت. اصطلاح رفتارهاي اعتيادي را مي‌توان درباره انواع رفتاري‌ها مزمن و وسواس‌گونه كه باعث مي‌شود فرد مبتلا دچار اضطراب و تشويش شود اما با مصرف مواد شیميايي مخدر همراه نيست، به كار برد. اما بحث كنوني ما در مورد خانمانسوزترين نوع اعتياد است. وابستگي به مواد، يكي از معضلات و نگراني‌هاي عمده جهان امروز است. از آن جايي كه وابستگي به مواد، اثرات بازدارنده بر رشد و شكوفايي جامعه دارد، تهديدي جدي و نگران‌كننده است و يكي از مهم‌ترين مشكلات سلامت عمومي در سراسر جهان به شمار مي‌آيد.



افراد وابسته به مواد مخدر بيشتر مواقع خودشان به تحليلي كه جسم و روانشان مي‌رود، آگاه و واقف هستند اما شرايط وابستگي فيزيولوژيكي و روانشناختي آنان به گونه‌اي است كه نمي‌توانند به وضعيت ابتدايي و قبل از شروع رجوع كنند و به خاطر تحريف‌هاي شناختي در اكثر موارد بيماري افراد پيش‌رونده و رو به جلو است و اگر با پيشگيري ثانويه اعمال و زندگي فلاكت‌بار افراد را «كات» نكنيم، ممكن است عواقبي داشته باشد كه امكان جبران آن براي فرد وجود نداشته باشد و بدين طريق يك فرد و افراد پيراموني وي اعم از دوستان و خانواده را تحت تأثير قرار دهد.  بايد به اين نكته هم اشاره كرد كه همين دوستان يا آشنايان نزديك افراد نيز در همه سطوح نقش مهمي در شكل‌گيري اين معضل دارند و عملاً به كمك هم شرايطي به وجود مي‌آيد كه شايد تا سال‌ها فرد از عواقب آن رنج مي‌برد و گاهي غير قابل كنترل است. اما سؤالي مطرح است كه چرا سن اعتياد تا بدين حد پايين آمده است و چه عواملي در اين مسئله نقش دارد؟



وقتي خانواده نمي‌تواند مأمني براي فرد باشد، طبيعتاً جايگاه خانواده تغيير مي‌يابد و معاشراني نااهل جايگزين آن مي‌شوند كه هيچ نوع شايستگي دوستي و آشنايي در آنها وجود ندارد. اينان همان افرادي هستند كه معاشران خود را به راه‌هاي انحرافي اعتياد و آلودگي‌ها سوق مي‌دهند. همين معاشران نااهل افراد را به سمتي غيرواقعي و خيالي رهنمون مي‌كنند و چون فرد از زندگي كنوني خود رضايت ندارد بيشتر در بند اين افراد گرفتار مي‌آيد و طبيعي است كه هر چه سن پايين باشد بيشتر احتمال رفتارهايي هيجاني و بي‌استدلال وجود دارد. دعواهاي ناگهاني و ترك كردن‌هاي يهويي، همه و همه نشان مي‌دهد كه اولين بخش قضيه و مهم‌ترين آن خانواده و نوع روابط بين آنان است.


يكي ديگر از علل آن اضطراب و پريشاني حاصل از رنگ باختن ارزش‌هاي اخلاقي و اجتماعي در ميان خانواده‌ها و به تبع آن فرزندان است. وقتي ارزش‌هاي اوليه اخلاقي رو به اضمحلال مي‌گذارد فرد به دنبال يافتن پناهگاه و مايه آرامشي است و پيرامون را بر وفق مراد نمي‌يابد و بدين طريق به سراب‌ها دل مي‌بندد.


شايد بزرگ‌ترين عاملي كه باعث مي‌شود افراد در سنين پايين به اين سمت كشيده شوند و نوعي محتوم به اين سمت هستند، پريشاني روابط خانواده و عدم مديريت اين شرايط است. علاوه بر اين كسب تجربه‌هاي جديد، حفظ و استحكام عزت نفس افراد در مورد مسائلي است كه شخصيت و توانايي‌هاي او را تحت كنترل دارد. البته با خود‌تنظيمي مي‌توان بخشي از اين مسائل را حل و فصل كرد و شرايط را براي بهبود هموار ساخت.


اعتياد در اين سن تبعات جبران‌ناپذير جسمي، رواني و اجتماعي خواهد داشت و مخاطره‌اي جدي بر سر راه خانواده‌ها است. ساده‌ترين شكل آن خماري يا عوارض جسمي عدم مصرف مواد بيش از مدت معيني از آخرين مصرف است كه در اين شرايط نوجوان 15 يا 16 ساله به دنبال هر كسي خواهد افتاد تا نياز او را برطرف كند و طبيعتاً براي فردي در اين سن علاوه بر خطرات طبيعي موجود، خطرات سوء‌استفاده جسمي نيز مطرح است.


مقايسه‌هاي پي‌در‌پي، زير سؤال بردن توانايي‌هاي يك نوجوان، عدم مهيا كردن نيازهاي اوليه و... از جمله مواردي است كه خانواده بايد بدان توجه مبرم و كاملي داشته باشد تا شرايط و محيط زندگي براي فرزندان مسموم نشود. پذيرش فرد آن گونه كه هست، اولين گام براي احترام به شخصيت فرد است. پس نبايد با مقايسه كردن فرزندان خود آنان را از خودِ خود به سمت خودِ ديگري كه مي‌تواند يك خودِ منحرف (دزد، دروغگو، معتاد و...) باشد سوق دهيم. بدون شك، آگاه‌سازي و ياددهي مهارت‌هاي اوليه زندگي مثل تنظيم هيجان، حل مسئله و برقراري روابط بين فردي سالم مي‌تواند بخشي از كاستي‌ها و خلأهاي دروني فرد را جبران كند و وي را به سمتي مناسب و سالم هدايت
كند.


*‌ روانشناس و مشاور خانواده

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها