کد خبر: 814666
تاریخ انتشار: ۱۰ مهر ۱۳۹۵ - ۲۱:۰۰
تأملي در شناخت آدم‌هاي خشمگين دور و برمان
با هر تلنگري دستش روي طرف مقابلش بلند مي‌شود. كافي است از يك چيز ناراحت باشد زبانش را چنان به فحش دادن باز مي‌كند كه...
زينب شكوهي طرقي
با هر تلنگري دستش روي طرف مقابلش بلند مي‌شود. كافي است از يك چيز ناراحت باشد زبانش را چنان به فحش دادن باز مي‌كند كه انگار مسابقه به رخ كشيدن دانسته‌هاي فحش است! تمام تلاشش را مي‌كند كه كم نياورد. اگر هم بر فرض لحظه‌اي فكر كند كم آورده دست به كتك‌كاري مي‌زند يا در فحش دادن‌ها طرف مقابل را ول مي‌كند و فحش را نثار هفت جدش مي‌كند! بعد از چند دقيقه يا چند ساعت كه آرام مي‌شود، رفتارش را مرور مي‌كند و خجالت مي‌كشد. كلي عذرخواهي مي‌كند.


وقتي هم كه مي‌پرسي خب چرا آنقدر ترمز بريده وقتي عصباني هستي پيش مي‌روي در جوابت مي‌گويد:«مگه اين زندگي براي آدم اعصاب گذاشته از صبح تا شب بين اين همه آلودگي و ترافيك جون ميكنم براي شندرغاز و ده شاهي بعد كه ميام خونه باز هشتم گرو نهمه. اجاره خونه، دستورات عيال، خرج بچه‌ها و هزار و يك كوفت و زهرمار ديگه. تو باشي برات اعصاب ميمونه؟». نگاهش مي‌كنم و با اخم مي‌گويم:«همه اين مشكلاتي كه گفتي و صدباره بدترش رو مردم اين شهر دارن لمس ميكنن پس چرا آنقدر غر نميزنن؟ چرا همه زبان به فحش باز نميكنن؟ اينكه مشكلاتت رو بهانه‌اي كني براي فحش دادن حماقت محض است.»  از رفتار اين يكي كه بگذريم و ذره‌بين به دست رفتار تك‌تك آدم‌هاي دور و برمان را در مواجهه با مشكلات زندگي وارسي كنيم مي‌بينيم كتك‌كاري‌هاي سطح شهر، زد و خوردهاي اجتماعي، درگيري‌هاي لفظي، دعوا در محيط‌هاي كاري و رد و بدل شدن فحش‌هاي ركيك عمدتاً جزو رفتارهاي شهري است كه بين روستانشين‌ها يا ديده نمي‌شود يا بسيار كمرنگ است.


نكته جالب اين است كه وقتي هم مي‌خواهيم رفتارمان را توجيه كنيم بلافاصله بين شهرنشيني خودمان و رفتار زشتمان يك تناسب مي‌بنديم و سريع مي‌گوييم:«خب اقتضاي مشكلات زندگي شهري اين است عصباني باشيم و اين عصبانيت را چطور خالي كنيم؟ دعوا و...» خودمان را گول نزنيم حداقل براي حل مشكل دروني و رفتاري‌مان بايد بپذيريم كه همه اينها بهانه است.


دكتر بهزاد علي‌احمدي، روانشناس باليني در تبيين رفتارهاي عصباني و پرخاشگرانه ما شهرنشين‌ها حرف‌هايي دارد كه خواندنش عاري از فايده نيست. با هم مي‌خوانيم.




انگشت اتهام به سوي خودمان است



هرچقدر هم تلاش كنيم كه بخش مهمي از تقصيرهاي اين نوع رفتارهاي غيرعقلي و غيرمنطقي‌مان را به گردن زندگي شهري بيندازيم مطمئن باشيد وقتي براي درمان و كنترل خشم سراغ يك روانشناس برويم حقيقت را طوري برايمان بازگو مي‌كند كه قطعاً شوكه مي‌شويد. بايد بپذيريم كه اين نوع رفتارها بيشتر از آنكه به خاطر شهري شدنمان باشد مربوط به غلط فكر كردن و اشتباه رفتار كردن خودمان است چون اين ما هستيم كه تك‌تك شهر را مي‌سازيم.


فرد‌فرد ما سازنده ساختار انساني شهر هستيم. شهري كه فقط بنا و ساختمان دارد كه معضل رفتاري ندارد. در حقيقت مشكلات رفتاري شهر از ما ناشي مي‌شود پس به‌جاي اينكه اشتباهات رفتاري‌مان را بر گردن زندگي شهري بيندازيم بهتر است بپذيريم كه مسئوليت مشكلات و معضلات رفتاري و اخلاقي سطح شهر هم بر عهده ماست. شهر بدون ما معنا ندارد پس آسيب‌هاي زندگي شهري مثل عصبانيت هم از خود ما نشأت مي‌گيرد.


ديگر وقتش رسيده كه اعتراف كنيم انگشت اتهام اصلي خشونت رو به سوي خودمان است. ما رفتارهايي از خودمان بروز مي‌دهيم كه نه تنها باعث خشمگين شدن اطرافيانمان بلكه باعث تلنبار شدن انرژي منفي در وجودمان مي‌شود.


انتقال نسلي خشم و پرخاشگري


نكته مهمي كه مي‌خواهم بگويم و بر آن تأكيد كنم اين است كه والدين خشمگين و پرخاشگر صد‌در‌صد كودكان عصباني و خشمگين خواهند داشت. نمي‌دانم مشكل از كجا نشأت مي‌گيرد اما موقعيت‌هايي كه براي كودكان به هيچ وجه خشونت‌آفرين نيست درست برعكس براي ما بزرگ‌ترها مثل جرقه‌اي در ميان انبار باروت است. دقت كرده‌ايد در اكثر موارد رفتارهايي كه خشونت ما را برمي‌انگيزد از جمله رفتارهايي است كه وقتي در آرامش به آنها فكر مي‌كنيم هيچ دليلي براي عصبانيت و خارج شدن از كنترل درآن وجود ندارد اما در يك زمان خاص باعث انفجار ما خواهد شد. خشمي كه نه تنها به خودمان و سيستم عصبي‌مان آسيب مي‌زند بلكه گاهي اوقات با وادار كردن ما به درگيري‌هاي خشن باعث آسيب رسيدن به ديگران هم خواهد شد.


تخليه خشم و يك باور غلط


خاطرم است چند وقت پيش خبري در اخبار شنيدم مبني بر راه‌اندازي اتاق‌هاي تخليه خشم در بعضي كشورهاي دنيا. در اين اتاق‌ها بخش مهمي از وسايل دور‌ريز نگهداري مي‌شد و آدم‌هاي عصباني با پرداخت وجه وارد مي‌شدند و تمام خشم‌شان را بر سر وسايل خالي مي‌كردند، مي‌شكستند، خرد مي‌كردند و مي‌كوبيدند. بعد از خروج از اتاق هم ادعا مي‌كردند آرام‌تر شده‌اند. براساس علم روانشناسي اين تصور كه اگر زمان خشم و عصبانيت خودشان را با بيان و رفتار تخليه نكنند ماندن اين انرژي منفي باعث تخريب آنها خواهد شد كاملاً غلط است!


خشم و شرايط عصبانيت باعث مي‌شود كه ما در زمان بروز خشم رفتارهايي را از خودمان بروز دهيم كه برعكس نه تنها پاك نشود بلكه در حافظه‌مان ثبت شود. در حقيقت خشم ويرانگرترين رفتاري است كه بدترين تخريب‌ها را روي سلامت ذهن ما ايجاد مي‌كند. هرچه دفعات خشمگين شدن ما بيشتر باشد، ما در مقايسه با قبل كمتر مي‌توانيم خودمان را كنترل كنيم.


دقت كرده‌ايد بين خودمان هم كساني كه آرامش بيشتري دارند و رفتارشان را كنترل مي‌كنند مثل مادربزرگ و پدربزرگ‌ها چهره‌هاي آرام و دلنشيني دارند؟ براساس تجربيات عيني، فردي كه در مقايسه با اطرافيان بيشتر خشمگين مي‌شود به مرور آستانه تحمل و قدرت انعطاف‌پذيري‌اش در مقابل اتفاق‌هاي پيرامونش كاهش پيدا مي‌كند؛ انساني كه نتواند خشم خود را به روش‌هاي مختلف مهار كند بايد بپذيرد كه رفته‌رفته به مرز افسردگي و بيماري‌هاي روحي قدم مي‌گذارد. خشمگين‌ها به خاطر درگيري‌هايي كه خودشان مسبب ايجاد آن هستند بيشتر مواقع غمگين بوده و عزت نفس پاييني دارند.


مردم اين روزها خوشبختانه به سطحي از دانش و درآمد رسيده‌اند كه ديگر مثل گذشته پول و دارايي‌هاي هيچ كس روي روابطشان تأثير نمي‌گذارد. در حقيقت مردم جامعه امروز ما به آن حد هوشياري رسيده‌اند كه مراودات با انسان‌هاي گشاده‌رو، آرام، خوش خلق و خويشتندار را به هر چيزي ترجيح مي‌دهند. در حقيقت كسي كه به صبر و مناعت طبع معروف باشد دوستان بيشتري دارد و در مقابل كسي است كه قدرت تطبيق با تفاوت سليقه‌ها و پذيرش حرف مخالف را نداشته باشد.


خشمگين‌ها طرد شده‌هاي اجتماعي هستند


مردم امروز به بينشي رسيده‌اند كه به‌جاي كل كل كردن و جواب دادن به افراد خشمگين فقط آنها را از جمع‌شان طرد مي‌كنند البته چنين رفتاري كاملاً منطقي است چون مردم معتقدند آنقدر مشكلات در زندگي‌شان دارند كه ديگر نمي‌پسندند حضور يك خشمگين مزيد بر آن شود. پس كسي كه مقابل رفتارهاي ديگران به سرعت عصباني مي‌شود بين مردم جايي ندارد. البته مردم در پاره‌اي موارد حتي خشمگين‌ها را از روي ترسي كه نسبت به آنها دارند از جمع خودشان حذف و از آنها دوري مي‌كنند.  تجربه ثابت كرده است خشمگين‌ها دنبال فرصتي هستند تا بهانه دست بياورند و خشم‌شان را از جاي ديگر سر يك مورد كوچك خالي كنند و چون مردم دوست ندارند به قول خودمان بهانه دست آنها بدهند پس حذفشان مي‌كنند، چون ممكن است حد خشم در خشمگين‌ها به اندازه‌اي بالا برود كه به خودشان و اطرافيانشان آسيب برسانند.


خشمي‌ها را بشناسيد


خشمگين‌ها تلاش مي‌كنند خشم‌شان را در برخوردهاي كلامي با تهديد، توهين و تحقير بروز دهند و در برخوردهاي فيزيكي اغلب شروع‌كننده دعوا و كتك‌كاري هستند.


خشم درون خشمگين‌ها اگر درمان نشود آزار دهنده خواهد بود چون بر رفتار و گفتار آنها سلطه پيدا مي‌كند. مثلاً يك خشمگين بسيار متفاوت با انسان معمولي رانندگي مي‌كند. سبقت‌هاي خطرناك مي‌گيرد، مكرر بوق مي‌زند و حركات مرگ‌آفرين بيشتري در رانندگي‌اش به چشم مي‌خورد. خشم دروني معمولاً باعث مي‌شود خشمگين‌ها موسيقي را در خانه و ماشين با صداي بلند گوش دهند و هميشه در اين كار تا جايي پيش مي‌روند كه باعث عصبانيت اطرافيانشان شوند.


بسياري از رفتارهاي خشمگين‌ها ناشي از حس انتقام‌جويي و احساس منفي است كه به سرعت در وجودشان جمع مي‌شود. حس انتقام‌جويي آنها حد و مرز ندارد و هيچ جا و مكاني نمي‌شناسد. مثلاً يك فرد خشمگين طاقت سبقت گرفتن يك راننده ديگر را ندارد. اگر ديديد كه در يك سبقت ساده راننده خودروي ديگر با سرعت شما را تعقيب مي‌كند، با بوق زدن‌هاي ممتد اعصابتان را به هم مي‌ريزد يا حتي با چراغ زدن و حركت كردن سپر به سپر صداي اعتراض شما را درآورده مطمئن باشيد كه شما با يك راننده خشمگين انتقام‌جو و بي‌منطق روبه‌رو هستيد؛ چون خشمي‌ها هيچ منطق و چارچوبي براي بروز عصبانيت‌شان نمي‌شناسند و تا ارضاي خشم‌شان پيش مي‌روند.



بارها پيش آمده شاهد تصادفات با تلفات جاني بوده‌ام كه بعد از بررسي متوجه شده‌ام يكي از راننده‌ها به قصد آزار و تلافي رفتار راننده ديگر شروع به ويراژ دادن، آزار او و خانواده‌اش تا مرز مرگ كرده است. به همين راحتي و صرفاً از روي خشم، بدون هيچ منطقي چند نفر به كام مرگ مي‌روند.
خشمگين‌ها همانطور كه رفتارهاي پراسترس و خطرناكي براي جلب توجه اطرافيان از خودشان بروز مي‌دهند در مقابل براي خواسته و نياز ديگران نه تنها ارزشي قائل نيستند حتي به آن فكر هم نمي‌كنند. در واقع آنها از قانون وظيفه و حقوق اجتماعي متقابل مردم در يك جامعه چيزي نمي‌دانند و اگر بدانند هم زحمتي به خودشان نمي‌دهند تا مردم را درك كنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها