
كتابي كه هم اينك در صدد معرفي آنيم، ترجمه جلد نخست تاريخ آلسعود نوشته ناصر سعيد است. كتاب در دهه 70 ميلادي، حدود 50 سال پيش نوشته شده است و نويسنده بهرغم سكونت بيرون از عربستان پس از چاپ و نشر اثر با حمايت خاندان سلطنتي آلسعود ترور شد و جان باخت. وي در كتاب 1040 صفحهاي خود به بررسي جوانب گوناگون اعضاي خاندان آلسعود از نظر فساد و انحرافات اخلاقي و سياسي پرداخت و با پژوهش تاريخي كوشيد تبار يهودي اين خانواده را ثابت كند. نگارش كتاب همعصر با دوران پادشاهي فهد بن عبدالعزيز بود و بيشتر رسواييهاي اين پادشاه گزارش شده است.
محتواي كتاب
1ـ صفحات نخستين كتاب به بررسي شجرهنامه خاندان آلسعود ميپردازد و ثابت ميكند ريشه و تبار اين خانواده به يهود بازميگردد. (1) چنانكه از ويژگيهاي نژاد يهود گزارش شده از آيات قرآن كمك گرفته ميشود.
2ـ در ادامه چگونگي حمايت از جنبش محمد بن عبدالوهاب كه به پيدايش انديشه و فرقه وهابيت انجاميد، گزارش و مراحل قرار گرفتن رهبري ديني در دست محمد بن عبدالوهاب و واگذاري رهبري سياسي عربستان به آلسعود ـ كه توسط يهوديان، انگليس و امريكا طراحي و اجرا شد ـ شرح داده شده است.
3ـ نويسنده تلاش ميكند تمامي جوانب و اقدامات مجرمانه خاندان سعود را از قلم نيندازد، از اينرو در ادامه به گزارش جنايات و قتل عامهاي اينان بر ضد قبايل، سران و شيوخ عربستان ميپردازد و براي اثبات گفتههاي خود از تصاوير و گزارشهاي جاسوسان، مأموران و ديپلماتها استفاده كرده است(2) تا فسادهاي اخلاقي و سياسي را افشا كند.
4ـ ارتباط تنگاتنگ و ژرف خاندان سلطنتي با انگليسيها در قرن گذشته ميلادي و اكنون با امريكاييها گزارش شد. طوري كه به معرفي بيگانگان و خدمات سرويسهاي جاسوسي انگليس و امريكا ميپردازد.
5ـ روابط نزديك، اما محرمانه خاندان سعودي با بن گوريون بنيانگذار رژيم اسرائيل و حمايتهاي آلسعود از اين رژيم گزارش ميشود كه در جلد دوم خواهد آمد.
6ـ ترتيب خاصي در درج مطالب كتاب نبود ـ مثلاً از ابتداي پيدايش اين خاندان اقدامات تجاري، جنگي، سياسي، اجتماعي و. . . همچنين از اولين تا آخرين حاكم آلسعود و كارهاي پيش و پس از روي كار آمدن ـ مطالب آغاز و پايان نيافتهاند.
7ـ گزارش گذرايي از فعاليتهاي سياسي و زنداني شدن نويسنده نيز آمده است.
8ـ خيانتهاي رژيم به فلسطين برشمرده و جنايات خاندان سعودي در داخل و ذكر اسامي شهيدان و مبارزان آمده و به قيامهاي مردمي اشاره شده است.
9ـ اشغال شهرها و مناطق عربستان، نابود كردن اماكن تاريخي ـ مذهبي، قتل و غارت مفاسد اخلاقي سران نيز گزارش شده است.
10ـ مطالبي درباره هاشميان ـ شريفزادگان (اشراف يا شرفا) حاكمان پيشين مكه و حجاز آمده و مقايسهاي بين عملكرد اينها و سعوديان انجام شده است.
11ـ بيان نمونههايي از تحجرگرايي و عملكرد ارتجاعي سعوديان و مخالفت با پديدههاي پيشرفته در آغاز حكومت بر عربستان نيز از ديگر مطالب كتاب است.
12ـ چنانكه در ادامه شاهد اين مطالبيم: اعتراضات جهان اسلام و گردهمايي عالمان بر ضد آلسعود، ظهور و سقوط سپاه اخوان، تقسيم كشورهاي عربي و مرزبندي توسط انگليس، دخالتهاي سياسي آلسعود در كشورهايي همچون پاكستان، يمن، مصر، لبنان، كشورهاي حاشيه خليجفارس و...
نكات شايان ذكر1ـ تاكنون ترجمه تمامي اثر چاپ و منتشر نشده، بلكه گزيدههايي از آن چه به صورت مكتوب و چه بر سايتهاي خبري، سياسي و مذهبي آمده و براي نخستين بار است كه توسط نشر راه نيكان همه كتاب ترجمه و چاپ ميشود.
2ـ گرچه اوضاع سياسي ـ مذهبي، بهخصوص منطقه در حال حاضر مقتضي پرداختن به اين موضوع نباشد و چالشبرانگيز باشد و چه بسا ناهمخوان با وحدت و تقريب مسلمانان باشد، اما نميتوان منكر واقعيتهاي تلخ تاريخي شد. امروز به هيچوجه نميتوان منكر نفوذ و تأثير حكومت آلسعود بر جهان اسلام و دنياي سياست شد. حمايتهاي مالي اين خاندان چنان گسترده و گزاف است كه حمايت و تبليغ هيچ كشور اسلامي به پاي آن نميرسد، اما توجه به تبار يهودي اين خاندان، حمايتهاي بيدريغشان از رژيم اشغالگر قدس و انگليس و امريكا و ايجاد پايگاه براي بيگانگان در منطقه، ايجاد انحرافهاي مذهبي در بين مسلمانان، تباهكاريهاي اخلاقي و. . . شايد در اذهان آزاده و بيطرف خوانندگان تأثير بگذارد و باعث بيداري و هوشياري شود و نگاه بهتر به سياستهاي داخلي و خارجي اين رژيم كنيم و رد پاي استعمار را بيابيم و عناصر وابسته و رخنه كرده را بشناسيم.
3ـ در برگرداندن اثر رعايت امانت و وفاداري به متن شده، گرچه گاه در پينوشت يا متن اضافاتي در كروشه آمده است، متن عربي اشتباهات چاپي داشت و گاه نيم يا يك خط تكرار شده است.
4ـ در برگردان اشعار عربي ـ كه گاه با لهجه عامي و محلي بودند ـ ترجمه تمامي يا خلاصه شعر آمده است. حتي برخي عربيدانان فاضل با اصطلاحات محلي ناآشنا بودند. آدمي به ياد فارسيداناني ميافتد كه از درك و فهم كامل واژگان و محتواي اشعار كهن فارسي مثل شعرهاي سعدي، حافظ و مولوي ناتوانند.
5ـ تعابيري كه در كتاب ديده ميشود موهِم گرايش چپگرايانه نويسنده است. مثلاً در صفحات 110، 126 و 175 متن عربي اصطلاحي ديده ميشود كه ميتوان چپگرايانه برداشت كرد يا در صفحات 117، 174 و. . . تعابيري ديده ميشود كه بيانگر پانعربيسم و تعصب عربي است، اما در ترجمه تعديل و تلطيف شد.
ختام مسكدر پايان اين نوشتار مرورِ پيام تاريخي امام خميني(قده) درپي شهادت حجاج ايراني در سفرحج سال 66 را، ختام مسك قرار ميدهيم:
«خداوند بزرگ را سپاس ميگزاريم كه دشمنان ما و مخالفين سياست اسلامي ما را از كمعقلان و بيخردان قرار داده است، چراكه خودشان هم درك نميكنند كه حركتهاي كورشان سبب قوّت و تبليغ انقلاب ما و معرف مظلوميت ملت ما گرديده است و در هر مرحلهاي سبب ارتقاي مكتب و كشورمان را فراهم كردهاند كه اگر از صدها وسيله تبليغاتي استفاده ميكرديم و اگر هزاران مبلّغ و روحاني را به اقطار عالم ميفرستاديم تا مرز واقعي بين اسلام راستين و اسلام امريكايي و فرق بين حكومت عدل و حكومت سرسپردگان مدعي حمايت از اسلام را مشخص كنيم، به صورتي چنين زيبا نميتوانستيم و اگر ميخواستيم پرده از چهره كريه دستنشاندگان امريكا برداريم و ثابت كنيم كه فرقي بين محمدرضاخان و صدام امريكايي و سران حكومت مرتجع عربستان در اسلام زدايي و مخالفتشان با قرآن نيست و همه نوكر امريكا هستند و مأمور خراب كردن مسجد و محراب و مسئول خاموش نمودن شعله فرياد حقطلبانه ملتها، باز به اين زيبايي ميسر نميگرديد و همچنين اگر ميخواستيم به جهان اسلام ثابت كنيم كه كليدداران كنوني كعبه لياقت ميزباني سربازان و ميهمانان خدا را ندارند و جز تأمين امريكا و اسرائيل و تقديم منافع كشورشان به آنان كاري از دستشان برنميآيد، بدين خوبي نميتوانستيم بيان كنيم و اگر ميخواستيم به دنيا ثابت كنيم كه حكومت آل سعود، اين وهابيهاي پست بيخبر از خدا بسان خنجرند كه هميشه از پشت در قلب مسلمانان فرو رفتهاند، به اين اندازه كه كارگزاران ناشي و بياراده حاكميت سعودي در اين قساوت و بيرحمي عمل كردهاند، موفق نميشديم و حقا كه اين وارثان ابي سفيان و ابي لهب و اين رهروان راه يزيد روي آنان و اسلاف خويش را سفيد كردهاند.»
پينوشتها در سرويس تاريخ «جوان» وجود دارند.