کد خبر: 812955
تاریخ انتشار: ۰۲ مهر ۱۳۹۵ - ۲۰:۱۲
بی‌توجهی به هشدارها درباره فعالیت شبکه‌های مجازی کانون بسیاری از خانواده‌ها را متلاشی می‌کند
زني جوان بعد از يك آشنايي تلگرامي با يك زن، رؤياي سفر به تركيه به سرش افتاد، اما فكرش را هم نمي‌كرد وقتي سر قرار حاضر شود، مردي ميانسال منتظرش باشد.
به گزارش خبرنگار ما، 15 شهريورماه بود كه مردي جوان وارد كلانتري 169 مشيريه شد و پليس را از ماجراي ناپديد شدن ناگهاني همسر 25 ساله‌اش باخبر كرد. او گفت همسرم ليلا ساعتي قبل براي خريد خانه را ترك كرد تا اينكه پيامكي از گوشي او برايم ارسال شد كه درخواست كمك كرده بود. وقتي تماس گرفتم گوشي او خاموش بود به خاطر همين احتمال مي‌دهم كه حادثه بدي برايش اتفاق افتاده و از شما درخواست كمك دارم.

بعد از مطرح شدن شكايت پرونده به دستور قاضي در اختيار تيمي از كارآگاهان اداره يازدهم پليس آگاهي تهران قرار گرفت. در حالي كه بررسي‌هاي پليس در اين باره ادامه داشت، شوهر ليلا اطلاعات تازه‌اي در اختيار پليس گذاشت. او گفت: ساعتي قبل از گوشي همسرم براي برادرزنم پيامكي ارسال شده است. فرستنده پيامك مدعي شده بود كه ليلا را به قتل رسانده و جسدش را در بيابان‌هاي اطراف بهشت‌زهرا (س) رها كرده است.

با به دست آمدن اين پيامك بود كه تيم‌هاي جداگانه از كارآگاهان تجسس در بيابان‌هاي اطراف بهشت‌زهرا (س) را شروع كردند، اما اثري از جسد زن جوان پيدا نكردند.  در حالي كه تحقيقات در جريان بود، از پليس آگاهي شهرستان اروميه خبر رسيد كه زني با مشخصات ليلا در آن شهر به پليس مراجعه و درخواست كمك كرده است. بعد از آن بود كه تيمي از مأموران اداره يازدهم راهي اروميه شدند و ليلا را به تهران منتقل كردند.
ليلا وقتي در اين باره تحقيق شد، گفت: چند مرد ناشناس او را ربوده و به اروميه منتقل كرده بودند. او در تحقيقات تخصصي اما حرف‌هايش را تغيير داد و گفت: هيچ آدم‌ربايي در كار نبود و قصد داشتم به صورت غيرقانوني كشور را ترك كنم كه گرفتار پليس شدم.

او در شرح ماجرا گفت: سه ماه قبل در شبكه اجتماعي تلگرام با فردي آشنا شدم كه خودش را مژگان معرفي كرد. عكس پروفايلش هم زني جوان بود كه اعتماد كردم و در اين مدت با هم ارتباط داشتيم تا اينكه پيشنهاد داد سفري به تركيه داشته باشم. او گفت: مي‌تواند به واسطه يكي از بستگانش مقدمات خروج غيرقانوني‌ام را فراهم كند. مژگان مدعي بود كه شرايط زندگي در تركيه خيلي خوب است و مي‌توانم به راحتي زندگي كنم، بنابراين براي رسيدن به زندگي راحت 3 ميليون تومان پولي را كه در خانه داشتم، برداشتم و با اتوبوس راهي اروميه شدم.
مژگان به من گفته بود كه وقتي به ترمينال اروميه رسيدم، خودش به استقبالم مي‌آيد، اما وقتي سر قرار حاضر شدم مردي 40 ساله‌ خودش را به من رساند و گفت: از طرف مژگان آمده است.
 او اصرار كرد سوار ماشيني شخصي شوم تا من را نزد مژگان ببرد كه قبول نكردم و از دستش فرار كردم، اما كيفم كه 3 ميليون تومان پول و گوشي‌ و اوراق هويتي‌ام داخلش بود به دست آن مرد افتاد. از آنجا كه در اروميه كسي را نمي‌شناختم يك روز را به سختي سپري كردم و بعد از آن راهي اداره پليس شدم.
سرهنگ كارآگاه حميد مكرم، معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ گفت: تحقيقات تكميلي در خصوص اين پرونده در دستور كار اداره يازدهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفته است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار