کد خبر: 811490
تاریخ انتشار: ۲۳ شهريور ۱۳۹۵ - ۲۱:۰۰
تغيير در سبك زندگي آستانه تحملمان را پايين آورده
دعوا يا نزاع‌هاي فيزيكي و زباني رفته رفته تبديل به عادت‌هاي روزمره ما شده است. چراكه از نشانه‌هاي عادي بودن آن مي‌توان به بي‌تفاوتي افراد تماشاگر اشاره كرد كه...
سجاد علمرداني *
دعوا يا نزاع‌هاي فيزيكي و زباني رفته رفته تبديل به عادت‌هاي روزمره ما شده است. چراكه از نشانه‌هاي عادي بودن آن مي‌توان به بي‌تفاوتي افراد تماشاگر اشاره كرد كه در نزديكي ماجرا هستند و هيچ عكس‌العملي براي جلوگيري از دعوا يا جدا كردن افراد از هم نمي‌كنند كه البته به آن در اصطلاح علمي و در حوزه روانشناسي اجتماعي، غفلت اجتماعي مي‌گويند. در اين موارد افراد دوست ندارند به دلايل مختلف درون حادثه‌اي باشند كه احتمال آسيب جسمي، مالي و حتي جاني وجود دارد. اما به راستي چرا آستانه تحمل شهروندان تا اين حد پايين آمده است كه تقريباً بر سر هيچ با هم نزاع مي‌كنند؟ بدون شك در سبك زندگي ما تغييراتي رخ داده است كه دچار چنين ضعفي شده‌ايم.
            

يكي از دلايلي كه در پايين آمدن آستانه تحمل شهروندان مؤثر است كاهش توان عصبي افراد در مقابله با مسائل مختلف است. مي‌دانيم كه آمارها از افزايش وقوع نزاع و جرايم خشن در جامعه حكايت دارد كه همه اينها در اثر مستهلك شدن تحمل و توان عمومي عصبي افراد اتفاق مي‌افتد. حال چه اين عامل را مرضي (افرادي كه بزهكار يا ضداجتماعي هستند) يا غير‌مرضي در نظر بگيريم. اما آيا اين عامل توجيه خوبي براي ناپايدار كردن امنيت و آسايش ديگران در جامعه است؟  يقيناً عواملي همچون فقر، بيكاري و مشكلات اقتصادي از مواردي هستند كه به كاهش تحمل افراد آسيب زده و باعث فشار در روان آنها مي‌شوند. به طوري كه رفته رفته شخص حتي توانايي سازگاري خود را در مقابله با مشكلات عادي و ساده زندگي عمومي از دست مي‌دهد.



وقتي خانواده به‌ عنوان اولين نهاد اجتماعي در معرض مشكلات اقتصادي، گرفتاري‌‌هاي شغلي، مسكن و... باشد مشكلات اجتماعي بروز پيدا مي‌كند و اينجاست كه افراد براي گريز از مشكلات از راهكارهاي هيجان‌محور براي حل مسائل و مصائب زندگي استفاده مي‌كنند كه در ابتدا تا حدودي حل شدني است اما در اكثر قريب به يقين موارد مسئله را سخت‌تر و حل آن را ناعلاج مي‌كند، چراكه راه رفته پاسخ هيجاني را نمي‌شود با منطق به درستي حل و فصل كرد. از سويي با توجه به تغييرات سبك زندگي و دگرگوني‌هاي موجود در محيط و بعضاً در رفتارهاي خود افراد، لزوم توجه به تبعات و پيامدهاي خوب و بد نزاع بايد اهم موضوع باشد تا تمركز روي آن به درستي و به دقت صورت گيرد. در تبيين مسئله بايد اذعان داشت كه جامعه ما در حال گذار است و اين گذار تعارض‌هايي را ايجاد مي‌كند كه موجب فردگرايي و كاهش آستانه تحمل مي‌شود. روز به روز در تهران و شهرهاي بزرگ شاهد افزايش ترافيك هستيم كه نسبت به دو سال قبل اصلاً قابل مقايسه نيست. با توجه به اين مسئله وقتي فرد در اثر بي‌توجهي خود، ديگران را نيز در معرض ترافيك سنگين قرار مي‌دهد نمي‌تواند به اندازه‌اي كه لازم است تاب و تحمل كند و بدين صورت با اولين تنش زباني يا مسئله‌اي بيهوده كار به جاهاي باريك و كتك‌كاري مي‌كشد. همه اين عوامل روي اعصاب عمومي مردم فشار مي‌آورد تا فرد در اثر عدم اكتساب برخي مهارت‌ها، وقتي با مشكلي مواجه شد بدون اينكه به راه‌هاي حل آن فكر كند، به سرعت براي حل آن دست به گريبان زور و گلاويز شدن با ديگران شود. حال شما تصور كنيد افراد ديگري كه در مقابل اين فرد قرار گرفته‌اند نيز اين مشكل را داشته باشند.



آيا در چنين شرايطي مي‌توان انتظار داشت كه اين افراد در برخورد با هم روي خوشي به هم نشان دهند و يكي مشكل يا مسئله حل نشده ديگري را درك و سعي در تعديل آن كند؟ اين بعيد به نظر مي‌رسد. البته نبايد از موانع، مشكلات و مصائب موجود در خود جامعه نيز چشمپوشي كرد و آنها را در نظر نگرفت. قطعاً مشكلات اخلاقي يكي از عللي است كه به صورت مرضي بر تنش‌هاي موجود در خيابان‌ها مي‌افزايد. اين مسئله را نيز بايد اين‌گونه تحليل و توجيه كرد كه چون جامعه ما در حال گذار فرهنگي است بايد با كنترل و نظارت شديد و قانوني اين فضا را كنترل كرد. تحريف‌هاي شناختي و بدعت‌گذاري‌هاي فرهنگي و اجتماعي يكي از علل نزاع‌ها و ناراحتي‌هاي اجتماعي است. چراكه گاهي برخي فكر مي‌كنند در جايي جز ايران زندگي مي‌كنند و مي‌توانند هنجارهاي عمومي شهروندي خود را بشكنند و به اصطلاح قانون را دور بزنند. اين تحريف‌هاي شناختي و بدعت‌گذاري‌هاي غلط شرايط را براي جوي ناآرام و ناسازگار آماده مي‌كند و در تفكر اين مدل افراد، ظاهراً دعواهاي جسمي ساده‌ترين و سريع‌ترين راه براي رسيدن به نتيجه مطلوب است. شايد براي اصلاح و پيشگيري از اين معضلات در سطح و بطن جامعه، ايجاد بنگاه‌هاي زود بازده فرهنگي يا تفريحي يا حتي كاري مؤثر نباشد، چراكه مشكل در طول مدت مديد به وجود آمده است، پس براي رفع آن بايد ساعت‌ها، روزها و سال‌ها فرهنگ‌سازي گسترده كرد.



حال اين فرهنگ‌سازي مي‌تواند از طريق اعمال قانون سفت و سخت يا ايجاد تشويق‌هاي فاصله‌اي ثابت باشد. پس مسئولان ذي ربط بايد در همه ارگان‌ها با توجه به حساسيت مسئله به اين نكته توجه كنند كه ايجاد تفكر سالم چيزي نيست كه يك شبه به وجود بيايد و اين امر قطعاً نيازمند گام‌هاي بسيار ثابت و بزرگي است كه بايد بدان توجه داشت. در نهايت بايد عنوان كرد كه بالا بردن تحمل مردم با استفاده از رفع مشكلات ساده، زمينه را براي ايجاد جوي مناسب آماده مي‌كند.


* مشاور و روانشناس
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها