در روزهاي اخير اخباري درباره از سرگيري مذاكرات ميان بنيامين نتانياهو نخستوزير رژيم صهيونيستي و محمود عباس رئيس تشكيلات خودگردان به ميزباني ولاديمير پوتين رئيسجمهور روسيه منتشر شده است. در واكنش به اين اخبار دفتر نخستوزيري نتانياهو با صدور بيانيهاي از اعلام آمادگي وي براي گفتوگوي غيرمشروط با محمود عباس در هر زمان و مكان خبر داده است كه هدف از اتخاذ اين موضع تظاهر به صلح و انداختن مسئوليت بنبست مذاكرات بر گردن رهبري تشكيلات خودگردان است. در مقابل محمود عباس بر ازسرگيري مشروط مذاكرات تأكيد كرده و خواستار آزادي باقيمانده زندانيان توافق شده فلسطيني و توقف سياست شهركسازي و اجراي طرح پيشنهادي فرانسه مبني بر برگزاري نشست بينالمللي براي حل بحران فلسطين بر اساس طرح تشكيل دو دولت در سرزمينهاي اشغالي شده است.
با جدي شدن از سرگيري مذاكرات ميان نتانياهو و ابومازن با ميانجيگري ولاديمير پوتين در اول اكتبر برابر با 10 مهر آينده چند سؤال مطرح است: نخست اينكه علت ميزباني روسيه و شخص پوتين براي اين مذاكرات چيست و روسيه از چه سازوكارهايي در اين زمينه برخوردار است؟ دوم اينكه واكنش متفاوت طرفهاي مذاكره در اين زمينه چه بوده است؟ و در نهايت اينكه چه چشماندازي ميتوان براي اين دور از مذاكرات در صورت از سرگيري آن پيشبيني كرد؟
در پاسخ به سؤال نخست بايد گفت كه چند عامل در اعلام آمادگي روسيه براي ميزباني مذاكرات فلسطين مؤثر بوده است: نخست اينكه روسيه اكنون در سايه بحران سوريه به يكي از بازيگران اصلي اين بحران تبديل شده است و همچنان كه در مورد عراق و يمن نيز ديده شد در تلاش است حوزه فعاليت و نقشآفريني خود را به ساير بحرانها نيز گسترش دهد. از اين ديد در ميان مسئولان روسيه هم تمايلي براي ايفاي نقش در بحران فلسطين وجود دارد. دوم اينكه بازيگران غربي اعم از امريكا و اروپا با وجود اينكه تمام تلاش خود را در چند سال و دهه گذشته بهكار گرفتند اما نتوانستند تحولي در اين عرصه ايجاد كنند. از اين ديد به نظر ميرسد امريكا با توجه به در پيش بودن انتخابات رياست جمهوري و اتحاديه اروپا نيز با توجه به گسترش دامنه بحرانهاي امنيتي ناشي از تطويل بحرانهاي خاورميانه از جمله بحران فلسطين به اين اتحاديه با نقشآفريني جديد روسيه در عرصه بحران فلسطين بيميل نباشند. شايد بتوان گفت در بين كشورهاي عربي منطقه نيز چنين تمايلي وجود دارد و همين تمايل را ميتوان در اظهارات و تحركات عبدالفتاح السيسي رئيسجمهور مصر مشاهده كرد. سوم اينكه روسيه يكي از اعضاي كميته چهارجانبه محسوب ميشود كه اجراي طرح موسوم به نقشه راه را براي حل بحران فلسطين متعهد شدهاند كه طبق اين طرح ميبايست بحران فلسطين با طي سه مرحله با تشكيل دولت فلسطيني به سرانجام ميرسيد. اما اينكه روسيه از چه سازوكارهايي ويژه برخوردار است، شايد بتوان گفت يكي از اين سازوكارها لابي يهوديان مهاجر از مناطق شوروي سابق است كه اكنون به يكي از نيروهاي سياسي تأثيرگذار در عرصه تحولات داخلي اين رژيم تبديل شدهاند. اما در پاسخ به سؤال دوم در خصوص واكنش متفاوت طرفهاي مذاكره به ميانجيگري روسيه ميتوان گفت كه علت استقبال نتانياهو كاملاً تاكتيكي است و چند هدف را در اين زمينه دنبال ميكند: نخست اينكه با توجه به در پيش بودن نشست سالانه مجمع عمومي سازمان ملل - كه به نظر ميرسد يكي از دستوركارهاي آن بحران فلسطين خواهد بود - پيشاپيش ميخواهد خود را از فشارهاي وارده دور كند و در داخل نيز از فشارهاي منتقدين بكاهد، منتقديني كه معتقدند نتانياهو باعث انزواي اين رژيم شده و حتي روابط آن را با متحدان سنتياش در غرب به هم زده است. دوم اينكه نتانياهو با توجه به تغيير موازنه قدرت در جنگ سوريه به نفع روسيه احساس ميكند كه در آينده براي در امان ماندن از اقدامات تلافيجويانه دولت سوريه و همچنين جلوگيري از سرريزشدن بحران سوريه به فلسطين اشغالي به روسيه نياز خواهد داشت. سوم اينكه رژيم صهيونيستي با پذيرش ميانجيگري روسيه ميخواهد طرح پيشنهادي فرانسه را به حاشيه براند. اما در خصوص برخورد احتياطآميز محمود عباس با ميانجيگري روسيه چند نكته قابل توجه است: نخست ترس از برخورد امريكاست كه امكان دارد همچون گذشته با قطع كمكهاي مالي به تشكيلات خودگردان همراه شود. از اين ديد تشكيلات خودگردان منتظر روشن شدن مواضع امريكا در قبال ميانجيگري روسيه است. دوم اينكه تشكيلات خودگردان نميخواهد تلاشهاي بينالمللي در خصوص بحران فلسطين از طرح فرانسه منحرف شود چراكه اين طرح از حمايت امريكا نيز برخوردار است و اين تشكيلات را از حمايت مالي اتحاديه اروپا نيز برخوردار ميسازد. سوم اينكه تشكيلات خودگردان ميخواهد مذاكرات از نقطه قطع شده از سرگرفته شود تا اين رژيم نتواند با بازگرداندن مذاكرات به نقطه صفر به روال گذشته به سياست وقتكشي متوسل شود. بر اين اساس اين تشكيلات بر تعيين دوره زماني مشخص براي مذاكرات تأكيد دارد و هيچ يك از اين موارد و ملاحظات در طرح روسيه نيست يا حداقل تاكنون مشخص نشده است.
اما در پاسخ به سؤال سوم در خصوص ميزان موفقيت تلاشهاي روسيه براي از سرگيري مذاكرات صلح در فلسطين و چشمانداز اين مذاكرات ميتوان گفت كه روند مذاكرات در فلسطين به مرحلهاي رسيده كه طرف فلسطيني همه برگههاي خود را در گذشته خرج كرده و در حال حاضر برگهاي براي امتياز دادن ندارد و در چنين وضعيتي هرگونه تحول در مذاكرات به اين بستگي دارد كه طرف صهيونيستي تا چه اندازه تمايلي براي اجراي تعهدات عقب افتاده شده خود داشته باشد كه در حال حاضر چنين تمايلي ديده نميشود و براي مثال اين رژيم بلافاصله بعد از اعلام موافقت با ميزباني روسيه براي از سرگيري مذاكرات از طرح شهركسازي جديد خود براي ساخت بيش از 400 واحد مسكوني در كرانه باختري خبر داد كه طبق قطعنامههاي سازمان ملل و طرحهاي متعدد صلح بايد براي تشكيل دولت فلسطيني پس داده شود. در چنين وضعيتي هر گونه پيشرفت در مذاكرات با ميزباني و ميانجيگري روسيه يا هر كشور ديگر غربي اعم از فرانسه و امريكا بستگي به اين خواهد داشت كه اين طرفها تا چه اندازه در ميزان بهكارگيري اهرمهاي فشار خود و جامعه بينالمللي از جمله اجراي فصل 7منشور ملل متحد در باره رژيم صهيونيستي مايل و راغب باشند و هزينههاي آن را بر دوش بگيرند. گرچه هر از گاهي تحركاتي در محافل مدني و دانشگاهي اروپايي براي اعمال فشار بر رژيم صهيونيستي صورت ميگيرد اما واقعيت اين است تا زماني كه اين فشارها به حداكثر نرسد و سطح جهاني به خود نگيرد و در عين حال سازوكارهاي اجرايي آن مشخص نشود نميتوان به تأثير آن بر توقف سياستهاي توسعهطلبانه اين رژيم و پذيرش طرحهاي بينالمللي درباره حل بحران فلسطين اميدوار شد. بهخصوص آنكه اين رژيم از فضاي بحراني و هرج و مرج حاكم بر كشورهاي جنگزده عربي همچون سوريه، عراق و يمن و بخصوص از ابراز تمايل آشكار عربستان براي عاديسازي رابطه با اين رژيم احساس آرامش ميكند و آن را فرصت استثنايي براي سرعت بخشيدن به طرحهاي يكجانبه خود در سرزمينهاي اشغالي ميداند.