
ما كدخدا را بسيار عزيز ميداريم و مثل مهمان هميشه قدمهاي ايشان را روي تخم چشممان ميگذاريم. اينجا در وسطآباد رسم است كه قدمهاي مهمان را ميشمارند (مثل بعضي جاها كه لقمههاي مهمان را ميشمارند!) ما هم قصد داريم قدمهاي كدخدايمان را در راه مقابله با حقوقهاي نجومي بشماريم.
ناگفته نماند اين كار را از كاغذ اخباري كه دولت به نام «ايران» منتشر ميكند، ياد گرفتيم. در آنجا به گامهاي دولت تدبير و اميد براي ساماندهي حقوقهاي نامتعارف پرداخته شده است. گزارشنويس محترمِ كاغذ اخبار «ايران» گامهاي دولت عليّه را يك به يك، شمرده است. بر اين اساس دولت يازدهم 8 گام برداشته كه ما عين همان گامها را براي كدخداي وسطآبادي محبوب خودمان نيز حساب ميكنيم.
اين 8 گام علاوه بر آنكه تدبيرات مدبرانه كدخدا را نمايان ميكند، علاقه وافر ايشان را به عدد 8 نيز نشان ميدهد!
گام اول: نامه كوبنده و فسادكشِ كدخداهمزمان با انتشار خبر فيشهاي نجومي، كدخدا جانِ ما يك دستور بسيار بسيار كوبنده صادر فرمود. اين دستور آنقدر كوبنده بود كه ميشد با آن گوشتكوبيده درست كرد. در همان ايام 950 نفر از مديراني كه حقوق نجومي دريافت ميكردند، از ترس همين نامه دق كرده و جان به جانآفرين سپس فيش به فيشآفرين تقديم كردند. خود اين گام را ميتوان در كتاب ركوردهاي گينس به عنوان بزرگترين گامي كه يك كدخدا بدون آسيب رسيدن به خودش برداشته است، ثبت كرد.
گام دوم: ضوابط اجرايي بودجه كل ولايتجان؟ چي فرموديد؟ بله. . . درست است كه لايحه بودجه، در سال قبل تدوين شده بود و موضوع حقوقهاي نجومي به تازگي مطرح شده است. اما اينكه چطور ميشود ضوابط اجرايي بودجه را جزو گامهاي اجرايي كدخدا براي فيشهاي نجومي به حساب آورد هم خودش يكي از تواناييهاي هيئت ريشسفيدي وسطآباد و در رأس آن كدخداي مدبّر ما را نشان ميدهد!
در حقيقت كدخداي توانمند ما، از همان موقع پاي پرتوان خويش را براي برداشتن اين گام به هوا برده و حساب كنيد ببينيد چه گام بزرگي هست اينكه الان تازه به زمين گذاشته شده! احسنت! صد آفرين!
گام سوم: اصلاح قانون تجارت وسطآبادما يك قانوني در وسطآباد داشتيم به نام قانون تجارت كه اجازه ميداد 5 تا 10 درصد پاداش به اعضاي هيئت مديره شركتها پرداخت شود. كدخداي عزيز اين ارقام را به 3 و 6 درصد كاهش دادند. خدا خيرشان بدهد. عجب كاري كردند.
اما اينكه اين موضوع چه ربطي به حقوقهاي نجومي داشت را براي اينكه خستگي شما هم در برود به مسابقه ميگذاريم! اگر گفتيد چه ربطي داشت؟! پاسخهاي خودتان را به سامانه پيامكي 30000000000011 ارسال فرماييد. جايزه: يك كپي از تمام فيشهاي حقوقي مديران دهياري وسطآباد!
گام چهارم: تدوين اصلاحيه قانون خدمات ولايات محروسهدقت كنيد، قانون فوق را اصلاح نكردهايم، فقط اصلاحيهاش را تدوين كرديم. همين خودش كلي تأثير داشت و حقوقهاي نامتعارف را به حقوقهاي بامتعارف تبديل كرد!
اين كار البته در حد يك گام نبود، ميشود آن را يك «تُكِ پا» به حساب آورد! كه به اميد خدا هر وقت قانون اصلاح شد، يك گام ميشود.
الان در جاهاي ديگر هم همين كار مرسوم است، هر موقع يك قانوني ايراد دارد، اصلاحيهاش را مينويسند و ميگذارند توي كشو. در نتيجه قانون خود بهخود درست ميشود، بدون اينكه تصويب بخواهد! بعضي جاهاي پيشرفتهتر هم اصلاحيه را ميگذارند درِ «كوزه» و آب استحصال ميكنند.
گام پنجم: عزل مديران متخلفچند تا نكته در اين گام هست. اول اينكه مديران «متخلف» عزل شدهاند، نه مديران مفسد! دوم اينكه تعداد مديران معزول خيلي مهم است. بيشترين تعدادي كه تا بهحال سخنگوي دهياري اعلام كرده 13 نفر بوده! يعني اگر آن ليست 950 نفري را در نظر بگيريم، تعداد عزل شدهها از آمار تلفات طبيعي هم كمتر بوده است! يك چند تايي را هم كه نهادهاي ديگر به زور بازداشت كردهاند كه سرِ جمع ميكند به عبارتي... نميدانم! خلاصه به تعداد كافي عزل شدهاند ديگر! گير ندهيد! خب نميشود كه كل مديران ولايت را يك دفعه بركنار كرد! كار ميخوابد!
گام ششم: فعال شدن شوراي حقوق و دستمزداين گام شبيه گام چهارم است. شوراي حقوق و دستمزد قبلاً هم بوده، اما معلوم نبود كجا قايم شده! حالا كدخدا جانم شورا را پيدا كردند و گفتند فعال شود.
الان همه دستگاهها مجبورند از مصوبات شوراي حقوق و دستمزد تبعيت كنند، به جز چند دستگاه استثنا: بانكها كه قضيهشان جداست، بيمهها كه نميشود بشود، دانشگاهها كه خودشان هيئت امنا دارند، شركتهاي وابسته كه قانونشان فرق دارد، شركتهاي نيمه دولتي كه از اول حرف ما را گوش نميكردند، كارخانه برادران و شركا كه باهاشان رودربايستي داريم، كارگاه باباصفدر كه حقشان است نوشجانشان، حجره خانبالا كه گردن ما حق دارند و چند جاي ديگر.
به جز اينها بقيه مشمول مصوبات شورا هستند!
گام هفتم: محدود كردن حقوق و مزاياي شركتهااين از آن گامهايي است كه خيلي ماهرانه و ظريف برداشته شده، در حد لاليگا! اين گام را ميتوان با دريبلهاي ريز ليونل مسي مقايسه كرد! به صاحب اين نوع گامها ميگويند «ريز نقش». مثل مسي كه يك «ريز» ميآيد و حريف را فريب ميدهد، اين بار هم كدخداي پا به توپ ما «ريز» آمد و همه را جا گذاشت.
در نتيجه اين اقدام، حقوق و مزاياي مديران شركتها تا اطلاع ثانوي يك ريزه كاهش يافت. (مديران: ميزنيم به حساب!)
گام هشتم: محدوديت حقوق وزيران و مديرانمحكمترين گام كدخدا جان همين گام هشتم است. آنچنان محكم كه لرزهنگارها يك زلزله 4 ريشتري را در اثر اين گام ثبت كردند.
الان نصف وزرا جلوي وزارتخانه خودشان بست نشسته و تحصن كردهاند و ميگويند اِلا و بِلا بايد اين ارقام را از فيش حقوقي ما برداريد وگرنه همين جا آنقدر مينشينيم تا دوره وزارتمان تمام شود!
نصف ديگر وزرا هم رفتهاند سرجاليز دارند خربزه برداشت ميكنند با اين منظور كه بخورند و از لرزش بهرهمند شوند!
البته بعضي از مديران از جمله پزشكان كه حقوقهاي ميليوني از شير مادرشان حلالتر است از اين قضيه مستثني هستند. اما بقيه مديراني كه شير مادرشان حلالتر از حقوقشان بوده الان مشمول كاهش شدهاند! يعني ملاك دستمزد مديران، نوع شير مادر است! اگر چه براي آن دسته از نوزادان كه با شير خشك بزرگ شدهاند هنوز تصميمي اتخاذ نشده است. بخاطر همين فعلا قرار شده اين افراد را به «بانكها» و «شركتهاي بزرگ» بفرستند (كه مشمول كاهش نيستند) تا بعداً شير مادرشان بررسي شود.
اين 8 گام، بيبرو برگرد مهمترين گامهاي بشريت بوده و خواهد بود. حتي نيل آرمسترانگ كه اولين بار روي ماه قدم گذاشت، نتوانست چنين گامهاي مهمي بردارد و بعد از 4 قدم كله پا شد! بالاخره از قديم گفتهاند: گام بالاي گام بسيار است! (ضربالمثل وسطآبادي)
حالا كدخداي دلاور و گامپرور وسطآباد 8 تا گام برداشته كه تا هست كسي جرئت نخواهد كرد حقوق بالاي هشتصد هزار تومان بگيرد! ميگوييد نه؟ وايسيد ببينيد!