
به گزارش خبرنگار ما، روز 23 دي ماه سال قبل دختر جواني وحشتزده به كلانتري 157 مسعوديه رفت و گفت پسر مورد علاقهاش او را ربوده و پس از بيهوشي و آزار و اذيت همه جواهراتش را سرقت كرده است.
شاكي در توضيح ماجرا گفت: چند روز قبل همراه يكي از دوستانم براي خريد به ميدان امام حسين رفته بوديم كه در آنجا با پسر جوان لاغر اندامي به نام امير آشنا شدم. او به من ابراز علاقه كرد و پيشنهاد ازدواج داد. ابتدا پيشنهادش را قبول نكردم، اما او با چربزباني خودش را به من نزديك كرد و اعتماد مرا بهدست آورد. اولين قرار ملاقاتمان در يكي از مكانهاي متبركه در حوالي ميدان تجريش بود. آن روز پس از كمي حرف زدن درباره ازدواج امير خودش را طلافروش معرفي كرد و گفت عاشق من است و قرار شد در ملاقات بعدي مرا به مادرش معرفي كند. وي ادامه داد: سرانجام روز موعود فرا رسيد و من در ميدان صادقيه منتظر امير بودم تا مرا پيش مادرش ببرد. لحظاتي بعد امير با خودروي پرايد هاچبك سبز رنگ با شيشههاي دودي سر قرار حاضر شد و مرا سوار خودرواش كرد. هنوز مسافت زيادي را طي نكرده بودم كه امير به بهانه تشنگي خودرواش را مقابل آبميوه فروشي نگه داشت و از خودرو پياده شده. او دقايقي بعد با دو ليوان شير موز به داخل خودرواش برگشت و يك ليوان شير موز را خودش خورد و ليوان ديگر را به من داد. هنوز چند جرعه از شير موز را بيشتر نخورده بودم كه ناگهان سرم گيج شد و ديگر چيزي نفهميدم تا اينكه وقتي به هوش آمدم خودم را در حلقه تعدادي رهگذر داخل فضاي سبز ميداني ديدم كه به كمك من آمده بودند. در حالي كه حالم به شدت بد بود از سوي اورژانس به بيمارستان منتقل شدم و چند روزي در بيمارستان بستري بودم كه فهميدم امير مرا با آبميوه مسموم بيهوش كرده و پس از آزار و اذيت تمام جواهرات و كيف دستيام را كه يك ميليون تومان پول نقد و گوشي موبايلم داخل آن بود، سرقت كرده است.
آغاز تحقيقات به دستور بازپرس جنايي پس از طرح اين شكايت پرونده به دستور قاضي سيفي، بازپرس شعبه چهارم دادسراي جنايي تهران براي شناسايي مرد هوسران در اختيار كارآگاهان اداره شانزدهم پليس آگاهي قرار گرفت.
در حالي كه تحقيقات براي شناسايي و دستگيري متهم ادامه داشت، كارآگاهان با چندين شكايت مشابه ديگر از سوي چند دختر جوان روبهرو شدند كه بررسيها حكايت از آن داشت متهم به همين شيوه دوستي و بيهوشي اموال گرانقيمت و جواهرات دختران دمبخت را سرقت كرده است.
به بهانه ازدواج فريبم داد يكي از شاكيان كه دختر جواني بود، گفت: چندي قبل به عنوان مسافر سوار خودروي پرايد سبز رنگ شيشه دودي شدم كه راننده آن پسر جواني بود. راننده در طول مسير به بهانههاي مختلف با من شروع به حرف زدن كرد و در نهايت هم پيشنهاد ازدواج داد. او خودش را شاهرخ و شغلش را طلافروش معرفي كرد و گفت عاشق من شده است. او با مظلومنمايي اعتماد مرا جلب كرد تا اينكه پيشنهاد داد براي حرف زدن به مكان متبركهاي در حوالي ميدان تجريش برويم. پس از كمي حرف زدن قرار شد چندين بار يكديگر را ملاقات كنيم تا بيشتر با هم آشنا شويم. در حالي كه ارتباط ما ادامه داشت، شاهرخ از من خواست تا تمام طلاهايم را بردارم و براي تعويض طلاها به مغازه طلافروشي او بروم. ابتدا قبول نكردم، اما وقتي گفت قصد دارد طلاي قسطي به من بدهد، قبول كردم تا اينكه روز حادثه او با خودرواش به دنبال من در شهرستان كرج آمد تا مرا به طلافروشياش در تهران بياورد . وقتي به تهران رسيديم، او ناگهان خودرواش را جلوي داروخانهاي نگه داشت و مدعي شد كه سرش به شدت درد گرفته و توان رانندگي ندارد و به همين دليل از من خواست تا از داروخانه براي او قرص مسكني بخرم. سپس من كيفم را داخل خودرواش گذاشتم و به داروخانه رفتم، اما وقتي از داروخانه بيرون آمدم، خبري از شاهرخ و خودرواش نبود. پس از اين با تلفن همراهش تماس گرفتم، اما خاموش بود كه فهميدم او به اين بهانه تمام جواهراتم و 3 ميليون پول نقدي كه داخل كيفم بود، سرقت كرده است.
شناسايي پسر عاشقپيشه همزمان با ادامه تحقيقات، كارآگاهان با كمك شاكيان بهوسيله چهرهنگاري متهم را شناسايي كردند. بررسيها نشان داد متهم مرد 36 سالهاي به نام اسدالله و از مجرمان سابقه داري است كه از سال 1375 تاكنون 11 بار به خاطر ارتكاب جرائمي مانند سرقت، كلاهبرداري، سرقت طلاي زنان، آدمربايي و سرقت مقرون به آزار دستگير و روانه زندان شده است. مأموران وقتي براي دستگيري وي به مخفيگاهش در شهرستان اسلامشهر رفتند، دريافتند وي مدتي است به خاطر جرائم مختلف تحت تعقيب پليس است و به همين خاطر به مكان نامعلومي گريخته است. مأموران در شاخه ديگري از تحقيقات خود خودروي متهم را كه در يكي از خيابانهاي منطقه ناصر خسرو پارك بود، شناسايي و به اداره پليس منتقل كردند. مأموران در بازرسي از خودروي متهم تعداد زيادي مدارك شناسايي متعلق به دختران جوان كشف كردند كه پس از شناسايي مالك آنها مشخص شد همه آنها با همان شيوه مشابه از سوي مرد هوسران مورد سرقت اموال قرار گرفتهاند.
شناسايي و دستگيري متهم در زندان در حالي كه بررسيهاي تخصصي پليس نشان ميداد، مدتي است شكايت مشابهي از متهم به اداره پليس نشده است، كارآگاهان احتمال دادند وي به خاطر ارتكاب جرمي در زندان باشد به همين دليل با بررسي فني متهم را كه پس از ارتكاب جرم با هويت جعلي روانه زندان شده بود، شناسايي كردند.
سرهنگ كارآگاه حمـيد مكرم، معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ گفت: متهم پس از انتقال به اداره پليس به جرم خود اعتراف كرد و از آنجايي كه احتمال ميرود وي با همين شيوه دختران ديگري را فريب داده باشد، دستور انتشار چهره بدون پوشش از سوي قاضي پرونده صادر شده است تا شاكيان احتمالي، وي را شناسايي كنند.