
بازار مكاره فصل نقل و انتقالات، هر ساله اتفاقاتي تعجببرانگيز را رو ميكند. از رقابت دلالها براي انداختن بازيكنان درجه چند به عنوان ستاره به تيمها گرفته تا رد و بدل شدن پولهاي هنگفت و گاهي حوالههاي مختلف به جاي پول نقد. امسال اما قراردادهاي ميلياردي فصل نقل و انتقالات را بيش از هر زماني به دست گرفته و سر زبانها انداخته است. قراردادهاي نجومي كه همهگير شده و به گفته غلامحسين پيرواني، مربي كهنهكار فوتبال كه يد طولايي در بازيكنسازي دارد، ميتواند عامل نابودي فوتبال در آيندهاي نه چندان دور باشد.
اين روزها در فصل نقل و انتقالات، بحث قراردادهاي ميلياردي و ريختوپاشهاي مالي بسيار داغ است. به عنوان مربي بازيكنسازي كه سربازان بينام و نشان با قراردادهايي ناچيز را به ستارههاي شناخته شده تبديل كرده، فصل نقل و انتقالات را چطور ميبينيد؟اوضاع اصلاً جالب نيست. هر چند ميدانم هر حرفي بزنم، متهم ميشوم. چند سال قبل بود كه از قراردادهاي هنگفت و ميلياردي فوتباليستها انتقاد كردم اما بسياري معترض شدند كه پيرواني چون خودش وضع خوبي دارد و مشكلي ندارد اين حرفها را ميزند يا گفتند خودش نميتواند بازيكن خوب بگيرد، الان هم ممكن است بگويند خودش بيرون گود است كه اينطور ميگويد اما واقعيت اين است كه اوضاع جالب نيست. ما طبق توانايي مالي كه داشته باشيم بازيكن ميگيريم و خرج اضافي نميكنيم. در طول 12-11 سال، 5/6 ميليارد هزينه كرديم در حالي كه ارقامي كه بين بازيكنان برخي تيمها رد و بدل ميشود اصلاً زيبا نيست و بسيار تخريبكننده است.
يعني معتقد هستيد قراردادهاي ميلياردي باعث تخريب و نابودي بازيكنان و فوتبال شود؟بله. فواره چون بلند شود، سرنگون گردد. با اين اوضاع تيمها نميتوانند دوام بياورند. فكر ميكنيد نفت چرا به اين روز افتاده است؟ مگر چند تيم در ليگ هستند كه در اين رقابت نابرابر توان ايستادگي دارند؟ طولي نميكشد كه تيمها كنار ميكشند. همه نميتوانند از عهده پرداختهاي ميلياردي برآيند. خصوصي اگر باشند كه نيستند، ورشكست ميشوند. دولتي هم كه باشند خيلي زود كم ميآورند و بدهي هنگفتي از خود به جاي ميگذارند. ضمن اينكه اين ارقام در انگيزه بازيكنان نيز تأثير فراوان ميگذارد.
تصور ميكنيد پولهاي بيحساب و كتاب انگيزه بازيكنان را براي پيشرفت و رسيدن به سطوح بالاتر از بين ميبرد؟همين طور است. چرا ديگر ستارهاي در فوتبال نيست؟ بازيكنان يكي دو سالي هستند و خيلي زود غروب ميكنند، چراكه خيلي زود با پرداختيهايي كه در تصورشان هم نيست اشباع ميشوند. الان بازيكنان ديگر مثل قبل تلاش نميكنند چون در حالت عادي چنان درآمدي دارند كه ديگر نيازي به تلاش در خود نميبينند. در حالي كه بازيكنان من از جان و دل مايه ميگذاشتند. اما الان حتي تيمهاي بازيكن ساز هم ديگر انگيزهاي ندارند. غلام پيرواني تلاش ميكرد بازيكن ميساخت اما ميدانست اين بازيكنان حداقل دو سال برايش بازي ميكنند اما الان بازيكن ميسازي، با سختي و مشقت، خيلي زود با پيشنهادات رويايي و با پولهاي نجومي او را ميبرند. خب تيمها با چه انگيزهاي بايد بازيكنسازي كنند وقتي خودشان هم نميتوانند از دسترنجشان استفاده كنند.
بعد از قهرماني استقلال خوزستان كه ثابت شد قهرماني نياز به بازيكن ستاره يا قراردادهاي ميلياردي ندارد، تصور ميشد فصل نقل و انتقالات متفاوتي داشته باشيم اما مربي جديد استقلال خوزستان با عجز و لابه گفته بود كه نميتواند ليست ليگ برتري خود را تكميل كند، چراكه هيچ بازيكني زير يك ميليارد تومان نميخواهد. اين خيلي دردناك است. ويسي خودش گفت با بازيكنان كم قيمت راحتتر كار ميكند و بهتر نتيجه ميگيرد اما به سپاهاني رفت كه كم هزينه نميكند. من در جريان ريز رقمهايي كه رد و بدل ميشود نيستم اما خوب ميدانم كه ما بازيكن ميلياردي نداريم. سقف قراردادهاي ما بايد زير يك ميليارد باشد. كيفيت بازيكنان را در ليگ ميبينيم. مگر سطح ليگ ما چيست كه بازيكنان آن بايد چنين قيمتهاي گزافي داشته باشند؟ اين پولها از كجا ميآيند؟ با چه حساب و كتابي؟ با چه متر و معياري؟
در فوتبال دنيا براي تعيين رقم قرارداد بازيكنان نكات ظريفي وجود دارد. كيفيت بازيكن، قهرمانيها و موفقيتهايش اما در ايران اين ارقام توسط دلالان و بدون هيچ معياري تعيين ميشود. نبايد فوتبال ايران را با دنيا مقايسه كرد. آنها همه چيزشان سرجاي خودش است. حساب و كتاب دارند. براي هر دلاري كه هزينه ميكنند حساب و كتاب و برنامه دارند، درآمدزايي ميكنند، حق پخش ميگيرند، بليت فروشي دارند اما فوتبال ما چه دارد؟ هيچ. يك بيتالمال كه از آن هزينه ميكند و قراردادهاي بالايي كه هيچ معياري براي رشد صعودي آن وجود ندارد. قراردادهايي كه كمر فوتبال را ميشكند و مانع از پيشرفت آن ميشود، چراكه انگيزه را از بازيكنان ميگيرد و مانع از تلاش آنها براي رسيدن به مدارج بالاتر ميشود. در حالي كه نابرده رنج، گنج ميسر نميشود اما كدام رنج. امروز كسي مثل سابق براي رسيدن به موفقيت تلاشي نميكند كه رنجي ببرد. بازيكنان قبل از آنكه بخواهند در راه موفقيت قرار بگيرند با پولهاي كلان اشباع شده و خيلي زود قبل از آنكه به عنوان يك ستاره بدرخشند، افول ميكنند.
پيش از اين دو قانون سقف بودجه و سقف قرارداد وضع شد كه هر دو شكست خورد. مشكل فوتبال ما عدم شفافيت است. قانون ميگذارند بدون اينكه نظارت كامل باشد يا همه جوانب در نظر گرفته شود. اين ميشود كه پولهاي زيرميزي، دادن حواله ماشين و زمين و تيرآهن مد ميشود. مديران ميترسند اگر بين شش تيم بالاي جدول نباشند، كنار گذاشته شوند. مربيان ميترسند بابت نتايج ضعيف كنار گذاشته شوند. چه اشكالي دارد اگر نميتوانيم و توانايياش را نداريم كنار برويم؟ صداقت وجود ندارد. هيچ چيز جاي خودش نيست. از مدير گرفته تا بازيكن و مربي. فدراسيون، وزارت ورزش و مديران بايد با هم تعامل داشته باشند. بايد بنشينند براي يافتن راهحل و قبل از آن بايد بخواهند كه اين مشكل حل شود. مشكلي كه فوتبال ايران را به نابودي ميكشاند. قسم ياد كردن، دروغ گفتن، پولهاي زير ميزي و قراردادهاي ميلياردي زيبنده فوتبال ما نيست. بازيكن 300 ميليون هم نميارزد اما دلال روي او قيمت 800- 700 ميليوني ميگذارد. البته همه اين پول را هم به بازيكن نميدهند، از سر و ته آن به بهانههاي مختلف به عنوان جريمه ميزنند اما چرا بايد صداقت نباشد، رقم واقعي پرداخت نشود كه بخواهد اين بازيها به وجود بيايد و فوتبال را با معضل جدي مواجه كند؟ كيفيت ليگ خودش گوياي همه چيز است. گوياي اينكه آيا اين ارقام حق بازيكنان است يا نه؟ فوتبال ما كجاست؟ چه پيشرفتي كرده كه ارقام آن به اين شكل بالا ميرود؟ آخرين قهرماني ما در آسيا براي پاس است. الان نميتوانيم جزو چهار تيم نهايي قرار بگيريم. الان پاس كجاست؟ ما چرا ديگر موفق نيستيم؟
براي مقابله با اين رقمهاي هنگفت كه فصل نقل و انتقالات را به دست گرفتهاند چه بايد كرد؟بايد حقيقت را ديد و صداقت داشت. واليبال ما سهميه المپيك بعد از 52 سال ميگيرد، 10 ميليون جايزه ميگيرد. حتي بيشتر از يك بازيكن درجه پنج و شش فوتبال. تا زماني كه نخواهيم جلوي اين رقمها را بگيريم، شرايط بهتر نميشود و پيشرفت نميكنيم هيچ، بدتر هم ميشود و فوتبال هر روز بيش از قبل به نابودي نزديك ميشود. اين رقمهاي غيرواقعي كمر فوتبال را ميشكند. بايد تعامل كرد اما قبل از هر چيزي بايد خواست. تا نظارت نباشد اوضاع همين است.