بسياري معتقدند مطبوعات بايد روي پاي خود بايستد و اصولاً يارانه در اين بخش، به معناي دخالت در آزادي بيان و يا سهمخواهي حامي مالي است؛ در كشور ما نيز تولد مطبوعات با حمايتهاي حاكميتي بوده و بخش خصوصي تا امروز در بهترين شرايط هم همواره نيمنگاهي به دولت و سفره گسترده نفتي داشته است؛ اتفاقي كه هرگز اجازه نخواهد داد رسانهها براي انجام رسالت حقيقي خود پا به ميدان بگذارند.
در چنين شرايطي است كه تخصيص اعتبارات از شيوه مستقيم به شيوههاي غيرمستقيم ميتواند تا حدودي هم بنيه ضعيف اقتصادي مطبوعات را دريابد و توقع آنان را برآورده كند و هم ميتواند بر اساس شيوه رقابتي، به فعاليت حرفهاي مطبوعات جهت بدهد.
به عبارتي شيوه پرداخت يارانه غيرمستقيم هم در چرخه توليد كارآمدي بيشتري دارد، هم مخاطب هدف را تأمين ميكند و هم در جهت حمايت، واقعيتر و كاربرديتر است. طرح اشتراك نيمبهاي نشريات و همچنين طرح خريد مجلات برگشتي هرچند با كاستيها و كمبودهايي همراه است، اما به واقع هم در جهت اقتصاد مقاومتي است و هم در راستاي اعطاي يارانهها به شكل صنفي – كاربردي. اين دو طرح، در ابتدا، مخاطب را مد نظر دارد كه اين يعني ارتقاي فرهنگ مطالعه و افزايش سرانه مطالعه مطبوعات و گنجاندن اين كالاي فرهنگي مفيد در سبد خانواده. از سوي ديگر، يارانه با هدف كمك به فعالان مطبوعاتي كه با همه تنگناها در ميدان ماندهاند و با عشق كار خود را انجام ميدهند، پرداخت ميشود. ضمن اينكه حمايت ويژه در اين دو طرح بهويژه طرح اشتراك، رونقي نسبي به فضاي مطبوعات، امنيتي بيشتر براي اهالي مطبوعات و ترسيم افق روشنتر براي آينده مطبوعات دارد؛ چراكه ميتواند بر اساس اين طرح، بخشي از زخمها و دردهاي خود را ترميم كند و تا حدودي سرپا بايستد.
بايد با رفع موانع، ضمن حمايت از اينگونه طرحهاي صنفي و هدفمند، اعتبارات مربوطه را تقويت و بر گسترش فرهنگ توزيع يارانه به زيرساختهاي مطبوعاتي كمك كرد؛ مانند اشتراك، بيمه، مشوقهاي خريد، بستههاي رايگان ويژه گروههاي سني، نمايشگاههاي تخصصي.
*كارشناس ارشد ارتباطات