باراك اوباما از روز 31 فروردين (19 آوريل) سفر شش روزه خود را آغاز كرد كه در ابتدا راهي عربستان سعودي، چند كشور كوچك حاشيه خليج فارس و سپس انگليس و آلمان شد. از جمله رخدادهاي قابل توجه در اين سفر مخالفت تعداد قابل توجهي از شهروندان اروپايي نسبت به حضور رئيس جمهور امريكا در كشورشان بود كه بيش از همه در آلمان نمايان شد.
اگر چه رسانه هاي غربي تنها تظارهات مخالفان سفرهاي روساي جمهور ضد هژمون را به نمايش مي گذراند و نسبت به سفر روساي جمهور غربي بيشتر به ديد و بازديدها و قرار و مدارها بسنده مي كنند، اما اين بار رسانه هاي اروپاي پا را فراتر از رويه گذشته خود نهاده و تظاهرات 30 هزار نفري شهروندان آلماني را به نمايش گذاشتند. تظاهرات و مخالفت هاي مردم آلمان عليه سفر باراك اوباما حتي پيش از ورود وي آغاز شد و اين خبر از سوي برخي از رسانه ها از جمله بي بي سي (انگليس) و دويچه وله (آلمان) براي سراسر دنيا منتشر شد.
البته اين رسانه ها بيش از همه مباحث اقتصادي و مخالفت با قراردادها در اين زمينه را بهانه اين تظاهرات اعلام كردند اما نگاهي به شواهد و روندهاي تاريخي نشان مي دهد كه مبحث گسترده تر از اين مسائل است. در واقع مخالفت به سفر رئيس جمهور امريكا را دست كم مي توان در سه حوزه اقتصادي، امنيتي – اطلاعاتي و نظامي جستجو كرد.
در سطح اقتصادي اختلافات بين امريكا و اروپا گسترده است. به اين دليل كه امريكا همواره سعي دارد در روابط ايجاد شده، خواسته هاي خود را به اروپا تحميل كند. اين موضوع بيش از همه در زمينه تحريم كشورهايي كه رويه اي مخالف با سياست هاي امريكا دارند، قابل مشاهده است. به عنوان مثال امريكا پس از ايجاد بحران سياسي - نظامي و امنيتي در اوكراين، اروپا را مجبور كرد كه وارد بازي تحريم ها عليه روسيه شود. در حالي كه خود به لحاظ اقتصادي، بويژه در حوزه انرژي نياز و وابستگي به روسيه ندارد اما اروپا در زمينه انرژي كاملا وابسته است و در حوزه اقتصادي نيز روابط بسياري با فدراسيون روسيه دارد. بر همين اساس بستر لازم براي مخالفت اقتصادي به امريكا در كشورهاي اروپايي وجود دارد.
در حال حاضر سخن اوليه هزاران شهروند آلماني به «پیمان تجاری و سرمایهگذاری میان-آتلانتیک» (تی.تی.آی.پی) است. هدف اصلي اين طرح كاهش و حذف تعرفه هاي گمركي و مالياتي بين امريكا و اروپا است. مخالفان اين پيمان بر اين اعتقاد هستند كه استانداردهاي بازاركار و همچنين محيط زيست در امريكا از سطح پاييني برخوردار است و تصويب اين طرح به معناي نزول ارزش هاي دموكراتيك و مترقي اروپا است. معترضان از اين طريق تاريخ و پيشينه اروپايي را به رخ امريكا و رئيس جمهور آن مي كشند.
تاريخي كه امريكا آن را جدي نمي گيرد و طي سال هاي پس از جنگ جهاني دوم تا كنون آن را در زمين بازي خود تعريف كرده و انواع استفاده هاي امنيتي، نظامي و ... را از آن مي برد. در حوزه امنيتي امريكا به گونه اي با اروپا برخورد مي كند كه از يك سو آن را به نفع منافع خود تفسير مي كند و از سوي ديگر نفوذهاي امنيتي – جاسوسي فراواني در آن دارد. امريكا با تعريفي كه از منافع خود در سطح بين المللي دارد، اروپا را در همان راستا به بازي مي گيرد. اين موضوع در اتفاقات رخداده در جريان بحران اوكراين به راحتي خود را نشان داد. در حالي كه مشكلات امنيتي پيش آمده در رويارويي با روسيه اروپا را هدف مي گرفت اما بهره هاي لازم را امريكا از آن مي برد تا بهتر به مبارزه با خواسته هاي روسيه در اين زمينه بپردازد. اين موضوع در بحث استقرار سپر دفاع موشكي در شرق اروپا نيز كاملا نمايان است كه امريكا سعي دارد در اين زمينه با كنار كشيدن نسبي خود، ناتو را پيش قدم كند تا نشان دهد كه بحث تنها امريكايي نيست و كل غرب را در بر مي گيرد. اين در حالي است كه در پاسخ روسيه اين سپر بيش از همه براي اروپا تهديد محسوب مي شود و در درجه دوم امريكا را هدف قرار مي دهد. اين مسئله به دليل نزديكي سرزميني است كه اروپا با آن مواجه است. اما در ديگر مبحث در حوزه امنيتي و جاسوسي ميزان نفوذ و دخالت هاي پنهان و اطلاعاتي امريكا نهفته است كه حتي به دفتر و تلفن همراه شخصي آنگلا مركل نيز كشيده شده است. اين موضوعي است كه شهروندان اروپايي را به لحاظ امنيتي و نقض حريم خصوصي دچار مشكلات فراوان كرده است.
در سطح ديگر مبحث نظامي نهفته است كه اروپا را به سرزمين پايگاه ها و تجهيزات نظامي امريكايي حتي در سطح اتمي كرده است. در حال حاضر اروپا مملو از پايگاه هاي نظامي – اتمي امريكا است كه اين حوزه را به مستعمره غيرمستقيم امريكا تبديل كرده است. اگر چه اروپا سعي دارد از اين بحران خاموش مانده، خارج شود اما هنوز توانايي و استقلال چنين حركتي را ندارد. اين همان مسئله اي است كه به يك باره شهروندان اروپايي را عليه رئيس جمهور امريكا مي شوراند و نسبت به سفر اوباما به تحرك وامي دارد.