کد خبر: 776384
تاریخ انتشار: ۲۶ اسفند ۱۳۹۴ - ۲۱:۵۶
نگاهي به رفتارهاي نوعدوستانه و خيرخواهانه مردم ايران
نمي‌دانم آيا تا ‌كنون گزارش‌هاي نشريات مختلف و خبرگزاري‌هاي گوناگون برخي كشورهاي غربي و امريكا را درباره رفتار مردم ايران خوانده‌ايد يا برنامه‌هايي را كه از راديو و شبكه‌هاي تلويزيوني اين كشورها درباره رفتارهاي جامعه ايراني و مردم ايران پخش مي‌شود، ديده‌ايد؟
مهدي ارجمند

 گزارش‌هايي سياه و خاكستري از جامعه ايراني و رفتارهاي مردم ايران. اين ماحصل تلاش فعالان رسانه‌اي و سازندگان فيلم و سريال رسانه‌هاي بيگانه و معاند با موضوع زندگي مردم ايران و رفتار آنهاست كه در رسانه‌هاي ديداري، شنيداري، مكتوب و آنلاين غربي‌ها مي‌بينيم. چهره‌اي كه اين غول‌هاي رسانه‌اي با پشتيباني افراد و نهادهاي معلوم‌الحال از ايران معرفي مي‌كنند باعث شده تا وقتي در سفر به برخي از كشورهاي دنيا خودت را ايراني معرفي مي‌كني با نگاهي سرتاسر دلهره و البته تعجب و اضطراب نگاه كنند و تصورشان از مردم ايران يك تصور بسيار غلطي است. اين درحالي است كه ايران يك كشور بزرگ و برخوردار از تمدن كهن است و مردم ايران از ساليان دراز به فرهنگ، تمدن و تشخص معروف هستند و اين فرهنگ و تشخص بعد از ورود اسلام به ايران رنگ و بوي جدي‌تري به خود گرفت و تركيب فرهنگ غني ايراني با فرهنگ و آموزه‌هاي اسلامي باعث شده تا امروز شاهد به وجود آمدن سبك جديدي از زندگي به نام سبك زندگي ايراني - اسلامي باشيم. رسانه‌هاي غربي مدام از جامعه‌اي در ايران صحبت مي‌كنند كه از نظر آنها سياه است. از مردمي مي‌گويند كه انگار بويي از تمدن و فرهنگ نبرده‌اند و رفتارهايي را به مخاطبان خود در سراسر دنيا منعكس مي‌كنند كه گويي هيچ اثري از زيبايي و خيرخواهي در آن نيست. حال اينكه آنهايي كه در ايران زندگي مي‌كنند يا گردشگران خارجي كه به شهرهاي مختلف ايران سفر كرده‌اند در همان روز اول و گشت‌و‌گذاري كوتاه در شهر و برخورد با مردم ايران كاملاً متوجه سياه‌نمايي و دروغ‌پردازي‌هاي رسانه‌هاي غربي و نمايش چهره غير‌واقعي مردم ايران مي‌شوند. براي بررسي موضوع و نشان دادن چهره واقعي از رفتار مردم ايران با گشت‌و‌گذاري كوتاه در شهر مي‌توان چهره واقعي مردم ايران و رفتارهاي زيباي آنان را ترسيم كرد. نكته جالب توجه و حائز اهميت اين است كه براي نشان دادن اين رفتارهاي زيبا كه خيلي از آنها كاملاً نهادينه و فرهنگ‌سازي شده است نيازي به جست‌و‌جوي فراوان و وقت گذاشتن زياد نيست و در رفت و آمدهاي روزانه خود خيلي راحت به اين موارد برخورد خواهيم كرد. البته رفتارهايي مانند بلند شدن از روي صندلي در اتوبوس و مترو و گذاشتن صندلي در اختيار افراد سالمند و ناتوان يا كمك به عبور سالمندان از عرض خيابان و... تقريباً كار هميشگي و عادت دوست داشتني خيلي از مردم ايران است اما در اين گزارش به كارهاي خوب ديگري از مردم دوست داشتني كشورمان اشاره مي‌كنيم؛ مصداق‌هايي كه به خوبي دروغ بودن سناريوي تعمدي رسانه‌هاي غربي را برملا مي‌كند.

 
 
گروه‌هاي محلي گره‌گشا مي‌شوند

براي شروع از گروه‌هاي محلي آغاز مي‌كنيم. گروه‌هاي غيررسمي و مهرباني از ديرباز به صورت خودجوش در هر محله‌اي شكل گرفته و كارشان شناسايي خانواده‌هاي نيازمند و تأمين مايحتاج آنان است. اين گروه‌ها معمولاً در مساجد شكل مي‌گيرند و با محوريت امام جماعت مسجد و كمك نقدي و غيرنقدي نمازگزاران گرهي از مشكلات خانواده‌اي مي‌گشايند.

گاهي شاهد بانواني هستيم كه در همسايگي هم هستند و با همدلي و همفكري كارهاي خير انجام مي‌دهند و جهيزيه يك دختر دم‌بخت را تأمين مي‌كنند. در ميان دوست و فاميل هم گروه‌هايي تشكيل مي‌شوند، صندوقي درست مي‌كنند و با واريزهاي ماهانه، هر وقت كسي نياز ضروري داشت به او كمك بلاعوض مي‌كنند يا وام قرض‌الحسنه مي‌دهند. مشابه اين گروه‌ها را حتي در محيط‌هاي كاري هم مي‌توان يافت كه يك نفر متولي جمع‌آوري خيرات و نذورات همكاران مي‌شود تا به دست نيازمندان واقعي برساند. كمك به سالمندان و خانواده‌هاي بي‌سرپرست در اولويت فعاليت‌هاي خيرخواهانه اين گروه‌ها قرار دارد.

كتابت را جا بگذار

موضوع مطالعه و گسترش فرهنگ كتابخواني نيز از آن موضوعاتي است كه به تازگي شتاب بسيار خوبي به خود گرفته است.

منظورم برگزاري نمايشگاه‌هاي كتاب يا عضويت در كتابخانه‌هاي مختلف نيست بلكه منظورم نوع خاصي از رفتار مردم ايران است كه باعث شده تا فرهنگ مطالعه و كتابخواني در جامعه افزايش يابد.

يكي از اين رفتارهاي زيبا كمپين «كتابت را جا بگذار» است. در اين كمپين افرادي كه كتابي را در اماكني مانند پارك‌ها، بوستان‌ها، تاكسي يا اتوبوس مطالعه مي‌كنند بعد از پايان مطالعه كتاب دوباره آن را به كتابخانه شخصي خود بر نمي‌گردانند تا در قفسه خاك بخورد بلكه آن را عمداً در آن مكان جا مي‌گذارند تا افراد ديگر نيز به راحتي و به صورت رايگان و بدون صرف هزينه آن را مطالعه كنند.

خوب يادم هست در كنار اين حركت زيبا، همين چند وقت پيش گزارشي درباره يك جوان مشهدي در رسانه‌ها منتشر شد كه بدون هيچ چشمداشتي و به صورت كاملاً داوطلبانه و بدون هيچ عذر و بهانه‌اي به افراد علاقه‌مند به مطالعه، كتاب قرض مي‌داد تا مطالعه كنند.

پول ناهار براي دونفر

اينجا يكي از رستوران‌هاي شهر است. رستوراني در بافت مركزي شهر كه تقريباً هميشه هم شلوغ است. كمي آن طرف‌تر هم يك بيمارستان است و هر روز در اينجا تعداد زيادي از همراهان بيماران كه عمدتاً از شهرهاي مختلف مي‌آيند حضور دارند. صاحب رستوران را مدت‌هاست كه مي‌شناسم. با او دوست هستم و با هم رفت و آمد داريم. او از آدم‌هاي خيرخواهي حرف مي‌زند كه براي تأمين غذاي نيازمندان فعاليت مي‌كنند. او مي‌گويد: يك مشتري دارم كه كارمند يكي از شركت‌هاي خصوصي است و هر روز ظهر براي ناهار به اين رستوران مي‌آيد و طبق روال هميشه بعد از صرف غذا پول دو پرس غذا را مي‌دهد و مي‌گويد: اگر فرد نيازمندي به رستوران شما مراجعه كرد به او غذا بدهيد من پولش را پرداخت كرده‌ام. صحبت‌هاي اين رستوراندار مرا ياد برخي از منش ديگر شهروندان مي‌اندازد كه رفتارهايي شبيه اين مشتري رستوران دارند. به عنوان مثال يادم هست چند وقت پيش در تاكسي با راننده‌اي صحبت مي‌كردم كه مي‌گفت: مسافري دارم كه هر روز سوار تاكسي من مي‌شود و هر بار مقداري پول اضافي پرداخت مي‌كند و مي‌گويد: شايد مسافري را سوار كني كه پول همراهش نباشد. از او پول نگير من قبلاً حساب كرده‌ام.

كلاه و دستكش براي كودكان يتيم

به سراغ يكي از مراكز خيريه و مركز نگهداري از كودكان بي‌سرپرست مي‌روم. اينجا فضا شكل ديگري است. فضايي سرشار از عاطفه، مهرباني و عطوفت و صميميت. وقتي با مدير اين مركز خيريه صحبت مي‌كنم حرف‌هايي بسيار شنيدني دارد. او از خيريني مي‌گويد كه بدون هيچ چشمداشتي به اين مؤسسه و كودكان تحت سرپرستي‌اش كمك مي‌كنند.

او مي‌گويد: حتي برخي گمنام و به صورت غير‌علني كمك مي‌كنند و خيلي از آنها را اصلاً نديده‌ايم و فقط به واسطه دوستانشان با آنها ارتباط داريم.

او مي‌گويد: نيكوكاران اين مركز افراد مختلفي هستند از تاجر و بازاري گرفته تا كارمند و كاسب محل. اينجا حتي افرادي را داريم كه معلم هستند و به صورت داوطلبانه بعد از ظهرها با بچه‌ها درس‌هايشان را مرور مي‌كنند. يكي، دو نفر از فوتباليست‌ها و يكي از بازيگران خانم نيز به اين مؤسسه كمك مي‌كنند. او مي‌افزايد: اما چيزي كه خيلي جالب توجه است اين است كه در سه سال اخير يكي از بانوان خير براي تمامي اين بچه‌ها كلاه، دستكش و شالگردن مي‌بافد و آنها را به اين مؤسسه اهدا مي‌كند تا در اختيار بچه‌هاي يتيم و بي‌سرپرست قرار گيرد.

آبروداري در شب اول نامزدي

مردم ايران آنقدر به آبروي ديگران اهميت مي‌دهند كه وقتي كسي در شرايط اضطرار قرار مي‌گيرد سعي مي‌كنند به او كمك كنند تا آبرويش حفظ شود.

اين ماجرا را يكي از دوستانم تعريف مي‌كند و مي‌گويد: چهار سال پيش زماني كه تازه ازدواج كرده بودم درست شب اول نامزدي قرار شد با نامزدم و خانواده وي به يك رستوران برويم و چون همه كارها عجله‌اي شده بود متأسفانه من كيف پول و كارت بانكي‌ام را در منزل جا گذاشته بودم و وقتي متوجه اين موضوع شدم كه تقريباً آخرهاي پذيرايي بود و ما غذا را ميل كرده بوديم.

وي مي‌گويد: به محض اينكه متوجه اين موضوع شدم يك دل آشوبه عجيبي در دلم پيدا شد حسابي مضطرب شدم و در عين حال نگران آبروي خودم درست در شب اول نامزدي پيش خانواده همسرم بودم. اين پا و آن پا كردم و سعي كردم خودم را جمع و جور كنم. كمي فكر كردم شايد راه‌حلي به ذهنم برسد اما نشد. حسابي نگران بودم. ترسيده بودم كه خانواده نامزدم بويي از اين موضوع ببرند آن وقت چقدر آبرو‌ريزي مي‌شد. با خودم فكر كردم تماس مي‌گيرم و به برادرم موضوع را مي‌گويم يا اينكه از او مي‌خواهم به منزل برود و كيف پولم را بياورد، اما راه طولاني بود و امكان داشت ديرتر برسد و آبروريزي شود.

وي ادامه مي‌دهد: خيلي نگران بودم، اما تصميم خودم را گرفتم و به سراغ مدير رستوران رفتم و خيلي صادقانه موضوع را با وي در ميان گذاشتم. او هم با رويي خوش پذيرفت و به من اعتماد كرد. سپس طوري كه كسي متوجه نشود يك شماره كارت به من داد و قرار شد هزينه صورتحساب منوي غذا را برايش كارت به كارت كنم.

وي مي‌افزايد: آن شب به خوبي و خوشي گذشت و با مهرباني و آبروداري مدير رستوران آبروي من هم پيش خانواده همسرم حفظ شد وگرنه خدا مي‌داند چه آبروريزي در شب اول نامزدي پيش مي‌آمد. حالا كه چهار سال از آن ماجرا مي‌گذرد من و همسرم مشتري دائمي آن رستوران هستيم و با مدير رستوران هم حسابي دوست شده‌ام.

او مي‌گويد: يكي از دوستانم در سفر به يكي از كشورهاي اروپايي چنين اتفاقي برايش افتاده و در رستوران پس از صرف غذا متوجه شده كه كيف پولش را در هتل جا گذاشته و وقتي موضوع را به مدير رستوران گفته مدير رستوران پليس را خبر كرده و باعث آبرو‌ريزي و به وجود آمدن مشكلاتي براي او شده است.

اطعام روزه‌داران به همت دانشجويان

در ماه رمضان زيبا‌ترين تصاوير از نوعدوستي و خيرخواهي مردم ايران به نمايش گذاشته مي‌شود. براي انجام دادن كارهاي خوب ماه مبارك رمضان يك فرصت بسيار مناسب و استثنايي است براي همين خيلي از مردم از اين فرصت به نحو مطلوب استفاده مي‌كنند.

نمونه‌اش چند جوان دانشجو هستند كه به خوبي آنها را مي‌شناسم. افرادي دوست داشتني و بي‌ادعا كه به همت خود و با كمك گرفتن از دو سه نفر شهروند نيكوكار همه ساله در شب‌هاي ماه رمضان هر شب به مناطق محروم مي‌روند و به اطعام نيازمندان مي‌پردازند. جواناني دوست داشتني و با‌صفا كه اهل كار خير و دستگيري از بينوايان هستند و ماه رمضان ماه رشد و كمال اين آدم‌هاي دوست داشتني است. بايد يك شب ماه رمضان همراه آنان باشيد تا لذت كارشان را از نزديك درك كنيد.

البته آنچه گفته شد تنها چند نمونه از كارهاي خوبي است كه در ايران ديده مي‌شود. جشن‌هاي نيكوكاري، انجمن‌هاي خيرين و نيكوكاران و... نيز در اين زمينه به وفور ديده مي‌شود و اگر بخواهيم به تمامي كارهاي خوب و انساندوستانه هموطنانمان اشاره كنيم در اين گزارش كوتاه قابل بيان نيست.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها