به وفور در خيابانها و بازارها تجمع مردم ديده ميشود كه در حال دويدن و سبقت گرفتن از يكديگر هستند. ظاهراً ماه پربركتي است اما بيبركت! چرا كه گراني و بنجلي اجناس از خواص اين ماه است. هر كس به نوعي به دنبال خريد لباس، كيف و كفش و... براي خود يا فرزندان و اعضاي خانواده خود، خريد بيش از حد و اندازه اقلام خوراكي و حتي تغيير لوازم داخل منزل است و در اين زمينه تشويش و تكاپويي عجيب وجود دارد. شلوغي و ازدحام اين ماه در خيابانها باعث سرعتگيري رواني زمان و هدر رفتن وقت گرانبهاي مردم ميشود. شايد به همين علت است كه برخي افراد در ماه بهمن سعي در خريد خود دارند چرا كه ميدانند ماه اسفند بسيار شلوغ و پرترافيك است و مجبورند با شتاب و عجله و بدون دقت لازم خريد كنند.
در ميان افرادي كه واقعاً براي خريد آمدهاند بعضاً افرادي ديده ميشوند كه عجله و شتابزدگيشان صرفاً به دليل تجمع در مراكز خريد و بازارهاست و بدون هيچ گونه هدفي باعث دامن زدن به ازدحام و شلوغي مضاعف توأم با ترافيك و تردد كند در خيابانها ميشوند.
بعضيها به خريد نيازهاي اوليه و ضروري اكتفا ميكنند، از قبيل پوشاك، خريد شيريني، شكلات و... اما بعضي ديگر به دليل چشم و همچشميهايي كه وجود دارد حتي دست به تغيير تمامي لوازم منزل ميزنند بدون اينكه ضرورتي داشته باشد. تا جايي كه ميتوانند دكوراسيون منزل خود را تغيير ميدهند كه مبادا از اقوام و دوستان و آشنايان عقب بمانند و در اين ميان حتي به شدت تحت فشار اقتصادي قرار ميگيرند. دستپاچگي در امر خريد و رقابت در بين اقوام و دوستان كه در اين ماه بسيار ديده ميشود، ايام عيد و تعطيلات نوروز اين افراد را به شدت تحت تأثير قرار ميدهد. در اين ماه مردم نه تنها وقت و نقدينگي خود را به سادگي هدر ميدهند بلكه دچار سراسيمگي و تشويش ميشوند. در اين زمينه حتي به سهولت ميتوان نقش فرهنگي - طبقاتي را در جامعه مورد توجه قرار داد.
يكي از مهمترين ويژگيهاي اين ايام ولع سيريناپذير براي خريد است. اگرچه اين سنت اجتماعي اصالتاً داراي نكات مثبت فراواني است اما دچار آسيبهاي جدي در حوزه اجتماعي شده است. برخي از اين آسيبها را در ادامه ميخوانيد.
چشم و همچشمي در خريد
الگوي غلط مصرف در بعضي از خانوادهها، چشم و همچشمي، حساسيتهاي بيمورد و تربيتهاي غلط مواردي است كه در خريد كردنهاي شب عيد به خوبي نمود پيدا ميكند. در واقع با هر چه بيشتر مصرفي شدن جوامع شهري ما، نيازهاي اوليه كه توسط افراد تشخيص داده ميشود جاي خود را به نيازهاي ثانويه ميدهند و اين نيازها اكثراً بر مبناي چشم و همچشمي ميان خانوادهها شكل ميگيرد.
رقابتهاي نادرست بر سر خريد وسايل منزل، لباس و كيف و كفش از مهمترين جنبههاي الگوي نادرست مصرف است. اگرچه طبقات متوسط و پايين ايراني از بضاعت مالي و اقتصادي كافي براي خريدهاي آنچناني و سنگين برخوردار نيستند اما فضاي غلط چشم و همچشمي باعث ميشود اين نكته مهم فراموش شده و خانوادهها و افراد به صورت لجامگسيخته به خريدهايي بپردازند كه عملاً به آن نياز چنداني ندارند.
تبليغات كاذب
اين روزها همه ما زير بمباران تبليغات تجاري هستيم. تلويزيون، بيلبوردها، روزنامهها و حتي تراكتها در پيادهروها ما را به خريد هرچه بيشتر دعوت ميكند. الگوي تحميلي تبليغات، فرد را به صورت ناخودآگاه مجاب ميكند به اينكه به وسايل و اقلام مختلف نيازمند است، درحالي كه اين نياز، فقط يك نياز كاذب است. يكي از مشكلات جامعه امروز تبليغ و تشويق به خريد كالاهاي متنوع و گرانقيمت در رسانههاي مختلف است، در حالي كه در كنار چنين تبليغاتي ارائه فرهنگ خريد مناسب و الگوهاي صحيح مصرف لازم است و بايد توجه داشت تسخير ذهن افراد با تبليغات متعدد و متقاعد كردن آنها براي خريدهاي غيرضروري در طولانيمدت تبعات مختلفي را در پي خواهد داشت كه به نفع سلامت روان و اقتصاد جامعه نخواهد بود.
خريد براي نمايش
در برخي افراد خريد كردن راهكاري براي خودنمايي است، اين افراد تصور ميكنند خريد اجناس غيرضروري و ولخرجي، خودكميبيني و كاهش اعتماد به نفس را در آنها برطرف ميكند. خريدن لباسهاي گرانقيمت، كيفها و كفشهايي با برندهاي مختلف و حتي لوازم غيرلازم براي خانه، زمينهاي است كه اين افراد گمان ميكنند با آن به حدي از آرامش و سكون رواني ميرسند.
اين در حالي است كه صرف بخشي از درآمد ماهانه به خريدهاي غيرضروري نه تنها مشكل اينگونه افراد را حل نخواهد كرد بلكه با به وجود آوردن احساس يأس و ندامت از خريد اين مشكلات تشديد خواهد شد. در واقع اثر شاديبخش و مثبت خريدهاي تجملاتي و غيرضروري بسيار كوتاهمدت، اما تبعات منفي و آثار مخرب فردي و اجتماعي آن بسيار عميق و بلندمدت است.
حرف آخر
خريد كردن يكي از ابزارهاي ضروري در تأمين نيازهاي اوليه مانند خوراك و پوشاك و ارضاي نيازهاي رواني مانند تنوعطلبي، جلب توجه اطرافيان، افزايش اعتماد به نفس يا كاهش اضطراب است و توجه به الگوهاي صحيح خريد و مصرف يكي از مهمترين معيارهاي برخورداري از بهداشت رواني و زندگي سالم ميباشد. خريد شب عيد داراي نكات مثبت و كاركردهاي مثبتي در حوزه اجتماع است، مثلاً خريد دستهجمعي اعضاي خانواده يكي از اثرات مثبت اين پديده است. هنگامي كه اعضاي خانواده با يكديگر به خريد ميروند افراد بيشتر به سلايق يكديگر پي ميبرند و مهرورزي و همدلي ميان آنها افزايش پيدا ميكند اما در مقابل اين نكات مثبت نكات منفي مانند چشم و همچشمي و رقابتهاي ناسالم، خريد بر اساس تبليغات و خريد براي خودنمايي از مهمترين آسيبهايي است كه كاركردهاي مثبت اجتماعي خريد شب عيد را تهديد ميكند. در واقع ميتوان با متعادل كردن خريدهاي شب عيد، ضمن بهرهمندي از اثرات مثبت رواني و خانوادگي و اجتماعي آن، مانع از تأثير ابعاد منفي اين موضوع به دليل برخي افراطهاي ناشي از هيجانات زودگذر شد.