نمايش دادن چهره روحاني در آثار سينمايي كشورمان همواره يكي از چالشيترين موضوعات و مباحث اين عرصه بوده است. اينكه در يك فيلم سينمايي يا يك سريال تلويزيوني چه مؤلفهها و شاخصههايي را بايد در طراحي و دراماتيزه كردن موقعيت يا پرسوناژ يك روحاني رعايت كنيم، اصل و نكتهاي است كه فقط سينماگران و اهل فن و خبره ميتوانند از پس آن برآيند.
چه اينكه آشنايي داشتن با سبك زندگي و نحوه ارتزاق و گذران زندگي يك روحاني و سير تطوري كه از سطح و جايگاهي معلوم آغاز شده و به درجات و جايگاه خاصي در كسوت روحانيت يا در بين آحاد جامعه و اجتماع مانند امام جماعت، معلم و يا وجوه مرتبط ديگر، جملگي ميتوانند به تعريف و تبيين درست يك كاراكتر روحاني واقعي بينجامد.
بر خلاف سينماي كشورمان كه نقش و حضور روحانيت و مسجد به صورت نادر و حتي شاذ ديده ميشود در بسياري از آثار توليد شده در سينماي هاليوود نقش و حضور يك پدر روحاني(كشيش) و كليسا ولو به اندازه نشان دادن يك مراسم ازدواج و يا رفتن شخصيتهاي فيلم به كليسا اشاره ميشود.
هر چند نوع نگاه سينماي غرب و هاليوود به دين و مبلغان ديني و جايگاه سياسي و اجتماعي آنها با انگارههاي ديني ما مسلمانان تفاوت ماهوي و اساسي دارد و در مقايسه با جايگاه، حدود و ثغور رفتاري و كيفيت و كميّت مداخله در امور متنوع سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، نوع نگاه غربي به دين و روحانيت ديني از نظر اسلام مردود و غيرقابل پذيرش است.
تجارب متعددي براي نمايش چهره روحانيت با به تصوير كشيدن گوشههايي از زندگي و روزمرگي يك طلبه يا روحاني در تلويزيون و سينماي كشورمان از سوي كارگردانان و سينماگران مختلفي شكل گرفته است كه هر كدام از آنها در جايگاه خودشان بايد مورد تحليل و نقد قرار بگيرند.
حجتالاسلام والمسلمين عليرضا پناهيان استاد حوزه و دانشگاه در همين رابطه ميگويد: به نظر من نمايش يك روحاني در آثار نمايشي درست مثل بقيه شغلها، فرقي با نمايش يك پزشك، مهندس و پليس ندارد، اما برخي اوقات فردي از يك پليس برداشت بد دارد و اين برداشت خود را القا ميكند كه نه مطابق با واقع و نه خوشايند مخاطب است. بنابراين اين نوع برداشتها نه تنها در مورد روحانيت، بلكه درباره همه شغلها صدق ميكند و اشكال دارد. اگر روحاني شأن و قداست دارد، پليس، پزشك، پرستار و ... هم قداست دارد. اگر فيلم كاري كرد كه بيماران با ديدن پرستاران بترسند يا اينكه اعتماد مردم به پليس از بين برود، اينها فيلمهاي خوبي نيستند.
پناهيان تصريح ميكند: اگر فيلمسازان انتقادي نسبت به شغلها دارند، بايد به صورتي به آن بپردازند و عيب را مطرح كنند كه ذهنيت مردم نسبت به آن شغلها خراب نشود. به نظر من در مورد نمايش يك روحاني در سينما و تلويزيون نيز همين گونه است؛ بنده مخالف نقد نيستم، اما مخالف تخريب هستم. آن چيزي كه در نهايت در ذهن مخاطب باقي ميماند، مهم است و اينكه كارگردان شعار بدهد و پيامي را مطرح كند، اما اثر فيلمش تأثير ديگري داشته باشد، مورد قبول نيست.
اين استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان ميكند: گاهي اوقات فيلمساز، آخر فيلم را با پيامي مثبت به پايان ميرساند، اما آن چيزي كه در ذهن مخاطب شكل ميگيرد، صحنههايي است كه در اواسط فيلم ديده ميشود و همين نكات مهم است. اينها وزنكشيهايي است كه خود هنرمندان بهتر از آن اطلاع دارند و به همين دليل نمايش دادن يك روحاني در سينما، موضوع مهمي نيست و هر كسي ميتواند اين كار را انجام دهد. به اعتقاد من فيلمسازان بايد نكات مثبت و انتقادي را مطرح كنند، اما مسئله مهم زيبا انجام دادن اين كار يعني نمايش روحاني در يك اثر سينمايي است؛ چراكه ما نياز داريم مردم به كساني مانند روحاني، پليس و پرستار اعتماد كنند.