
پروژه اسلامهراسي از اصطلاحات جديدي است كه در زمينه رابطه اسلام با غرب، اين روزها رواج يافته است. اين پديده از روابط ناآرام ميان غرب و اسلام در طول تاريخي كه ريشه كهن دارد، به وجود آمده است. در مدت زماني كه اين ناآراميها ميان اسلام و غرب رخنه ايجاد كرده بود، تنها چيزي كه از اسلام در غرب جا باز كرده و در اذهان مردم تثبيت يافت، ترس و وحشت از اسلام (اسلامهراسي) بود. همين مسئله باعث شده است كه غربيها از اسلام به عنوان خطري بزرگ ياد كنند و آن را تهديد بزرگي بدانند. دانستن اينكه عقبه اين اتفاق به كجا و چه زماني بازميگردد كار سخت و دشواري نيست و تنها كافي است كمي در گذر زمان واكاوي انجام گيرد. شايد ريسمان اين مسئله با جنگهاي صليبي ميان مسلمانان و مسيحيان اروپايي گره خورده است. به ويژه زماني كه تعداد قابل توجهي از مسلمانان و مسيحيان كشته شدند.
حدود يك قرن پيش مسلمانان زيادي تصميم گرفتند تا به اروپا مهاجرت كنند. آنها پس از اقامت، تمام سعي و تلاش خود براي حل نشدن در فرهنگ غربي را انجام ميدادند و مراسمهاي فرهنگي، ديني و مذهبي خود را آزادانه برگزار ميكردند. اين مسئله باعث شده بود تا اروپاييها نتوانند با مسلمانان ارتباط برقرار كنند و از همان اول فاصله خود را با آنها حفظ ميكردند. با وجود چنين جوي كه در فضاي اروپا حاكم شده بود، رسانههاي غربي فرصت را غنيمت شمرده و فعاليتهاي خود را بر ضد مسلمانان آغاز كردند. كاري كه آنها انجام ميدادند وارونه جلوه دادن واقعيت و برداشت يكطرفه مردم اروپايي از اسلام بود. آنها تفكراتي را مبني بر اينكه مسلمانان خود را برتر از ديگران ميدانند، اسلام قصد دارد تا در سراسر جهان حكومت كند، حقوق بشر و قوانين اسلام با يكديگر متضاد هستند، دين اسلام خشونتطلب است، جهاد و خونريزي در اسلام يك امر مقدس است و... در اذهان عمومي پرورش ميدادند و همين مسئله، هراس و وحشت از مردم مسلمان را در پي داشت. آنها مسلمانان را مورد تمسخر قرار داده و آنان را در رسانههاي خود، دستمايه جوكها و طنزها ساختهاند. در واقع رسانههاي آنها اسلام را در جوامع اروپا اين چنين به نمايش ميگذارند كه گويا فرد مسلماني سوار بر اسب و شمشيري در دست دارد و يا عربي است كه كيسهاي از دلار حمل ميكند و... .
اما اسلام مانند جعبه نوري است كه در يك ظلمت مطلق قرار دارد. هر چقدر توسط دشمنان به او لگد زده شود و در آن شكاف ايجاد شود، نور آن، از بين شكاف گذشته و ظلمت را از بين ميبرد. چند سالي است كه ديوار تمدن غرب ترك برداشته و نور اسلام از آن عبور كرده است. لازم به ذكر است در اين چند سال اخير، تمايلات گرويدن به دين مبين اسلام نيز افزايش يافته است، به گونهاي كه از آن به عنوان سونامي اسلامي نام برده ميشود. در طول تاريخ روند رو به رشد گسترش اسلام و همچنين اقدامات اسلامستيزانه و اسلامهراسي وجود داشته و دارد. در واقع اقدامات اسلامستيزانه و اسلامهراسي از زماني شدت و حدت ميگيرد كه روند رو به رشد اسلام، شدت مييابد. مطالعات و مشاهدات نشان ميدهد در دو دهه اخير، مسئله اسلامهراسي از سوي دولتهاي غربي شدت و شكل خشني به خود گرفته است. اما آنها به قدري اين مسئله را پررنگ جلوه ميدهند و با تمام قدرت روي آن مانور ميدهند كه اين مسئله، بخشي از زندگاني مردم كشور بريتانيا به شمار ميرود.
مسئله اسلامهراسي از زماني شدت و حدت گرفت و در واقع موج جديدي از اسلامهراسي را آغاز نمود كه دولتمردان غربي طي يك نقشه حساب شده، دو عدد از برجهاي اداري كشور امريكا را با صحنهسازي ماهرانه، منهدم و آن روز را «يازده سپتامبر» ناميدند. در اين واقعه كه بيش از دو هزار نفر جان باختند، سعي نمودند بنيان روابط جهان اسلام و غرب را دگرگون سازند. آنها به شدت جمله «خطوط گسل تمدني بين اسلام و غرب فعال شده است» را به مردم خود القا كرده و در سخنرانياي جورج بوش اعلام كرد كه جنگهاي صليبي مجدداً شروع شده است. او با تقسيم كردن كشورها به دو دسته دوستان و دشمنان ايالات متحده، يك عده از كشورها مانند ايران، كره و سوريه را از جمله كشورهاي حامي تروريسم معرفي ميكند. پس از اين واقعه رسانههاي بزرگ دنيا فعاليت خود را براي اسلامستيزي و اسلامهراسي آغاز كردند و به قدري كار خود را حساب شده پيش بردند كه وزير وقت ايتاليا تمدن غرب را اصيلتر از تمدن اسلام خواند و مسلمانان را مورد تحقير قرار داد. آنان با ارائه دادن تصاويري موحش از مسلمانها و نسبت دادن وقايعي مانند ترور، انفجار، بحرانهاي اقتصادي به دين مبين اسلام، آن را مورد تهاجم خود قرار ميدهند. آنها علاوه بر اين با ساخت فيلمهاي مختلف و خرج كردن بودجههاي كلان، از هر گونه تهمت و افترا به اسلام و مسلمين مضايقه نميكنند. اغلب از تصاويري در رسانههاي خود استفاده ميكنند كه حاوي ترس، وحشت و ژستهاي غيرعقلاني و روشنفكري باشد. آنها با بد جلوه دادن كلمه مقدس جهاد سعي ميكنند تا رعب و وحشت از اسلام را در دل مردم خود بيندازند. در كل چهره مسلمانان در رسانههاي غربي به گونهاي براي مردم نمايش داده ميشوند كه آنها، مسلمانان را به عنوان افرادي كه به چند همسري اعتقاد دارند، خطر بزرگي براي تمدن غربي به شمار ميآورند و عموماً گروههاي تندرو و خشونتطلب معرفي كردهاند. ما، اسلام، ايران اسلامي و فرهنگ و تمدن ايراني - اسلامي در وضعيت جنگي قرار گرفتهايم. ما در جنگي قرار گرفتهايم كه دشمن با نيروهاي مجازي خود، ما را مورد هجوم و هجمه قرار داده است. يكي از نكات مهمي كه در جنگ سخت (نظامي) وجود دارد، مقابله به مثل كردن با دشمن است. اما در جنگ نرم (مجازي) از آنجايي كه دشمن به صورت نامحسوس و ناملموس فعاليت و عملكردهاي خود را انجام ميدهد، انسان بدون اينكه بداند تحت تأثير قرار ميگيرد. فراموش نكنيم اين يك جنگ فرهنگي است و در برابر اين تهاجم فرهنگي مهمترين ابزاري كه مورد استفاده قرار ميگيرد، سينما، اينترنت، مطبوعات و... است نه توپ و تانك.