کد خبر: 775211
تعداد نظرات: ۴ نظر
تاریخ انتشار: ۱۶ اسفند ۱۳۹۴ - ۲۱:۵۵
مرد افغان كه پس از بيهوش كردن كودك 10 ساله او را با چمدان به خانه‌اش برده بود، قبل از جنایت گرفتار پليس شد. احتمال داشت متهم پس از تعرض به کودک و قتل او، جسد را در زیرزمین خانه دفن کند.
به گزارش خبرنگار ما، شامگاه شنبه، 15 اسفندماه مردي وحشت‌زده وارد كلانتري 159 بي‌سيم شد و گفت پسر 10 ساله‌اش به طرز مرموزي ناپديد شده است. شاكي توضيح داد: من افغاني هستم و چند سال است همراه خانواده‌ام در ايران زندگي مي‌كنم. پسرم محمدرضا دانش‌آموز است و صبح‌ها به مدرسه مي‌رود و عصر هم تا ساعت 19 در كارگاه توليدي پرده‌دوزي، حوالي ميدان شوش كار مي‌كند.
 البته مدتي است به خاطر روزهاي پاياني سال و كار زياد، تا ساعت 21 كار مي‌كند. چند ساعت قبل به خانه آمد و بعد از كمي استراحت دوباره به محل كارش برگشت. ساعت 9 شب وقتي از او خبري نشد، با محل كارش تماس گرفتم كه صاحبكارش گفت، ساعت 8 شب كارگاه را ترك كرده است. بعد با دوستان و بستگان تماس گرفتم، اما از پسرم خبر نداشتند. بعد به بيمارستان‌هاي اطراف رفتم، اما خبري از پسرم نداشتند تا اينكه به اداره پليس آمدم. از شما مي‌خواهم پسرم را پيدا كنيد و من و مادرش را از نگراني نجات دهيد.
  
كشف پسر خردسال داخل چمدان
پس از طرح شكايت، تيمي از مأموران پليس براي يافتن پسر 10 ساله وارد عمل شدند تا اينكه ساعت 3 بامداد مردي با پليس تماس گرفت و گفت يكي از هم‌اتاقي‌هايش پسر 10 ساله‌اي را ربوده و به خانه آورده است. با اعلام اين خبر، مأموران پليس راهي محل، كه خانه‌اي قديمي حوالي ميدان شوش بود، شدند. مأموران در زير زمين خانه با پيكر نيمه جان پسر بچه‌ای روبه‌رو شدند كه دست و پا و دهان او  با طناب و چسب پهن بسته شده بود.
  
نجات كودك از مرگ
نخستين بررسي‌ها نشان داد اين كودك همان محمدرضا 10 ساله است كه پدرش گم‌شدن او را به پليس گزارش داده بود. ساكنان خانه هم سه مرد افغان بودند كه دو نفر از آنها گفتند نفر سوم كه خان‌آقا نام داشت، پسر را ربوده است.  يكي از آنها گفت: من همراه دوستم و خان آقا كه هرسه افغاني هستيم در اين خانه اجاره‌اي زندگي مي‌كنيم.
چند ساعت قبل خان آقا وارد خانه شد و به زيرزمين رفت.  از آنجايي كه او مقداري لوازم شخصي در زير‌زمين دارد، چيزي از او سؤال نكرديم تا اينكه از خانه خارج شد و لحظاتي قبل دوباره به خانه برگشت. او به محض ورود، به زير زمين رفت و با چمدان مشكي كه به نظر مي‌رسيد، سنگين است به اتاق آمد. او مدعي شد كه داخل چمدان توله‌سگي را گذاشته و قرار است ساعتي ديگر به يكي از دوستانش تحويل دهد، اما من و دوستم به او مشكوك شديم تا اينكه وقتي خان آقا به دستشويي رفت در چمدان را باز كرديم و با اين پسر كه دست و پا و دهانش بسته بود، روبه‌رو شديم. وقتي خان آقا وارد اتاق شد، چمدان را از ما گرفت و به زير زمين رفت. ما هم با پليس تماس گرفتيم و مانع فرار خان آقا شديم. مرد افغان در پايان گفت: او قصد تعرض به اين پسر را داشت كه ما مانع اين كار شديم.
  
بازداشت خان‌آقا
مأموران پليس‌متهم را بازداشت و پسر بچه را هم براي درمان به بيمارستان منتقل كردند. محمدرضا پس از بهبودي گفت: خان آقا را مي‌شناسم. او از دوستان پدرم است و مرا براي كار به صاحب كارگاه خياطي معرفي كرد. شب قبل وقتي از كارگاه بيرون آمدم، داخل خيابان با خان‌آقا روبه‌رو شدم. او براي من كتاب خريد و بعد هم آبميوه‌اي به من داد. وقتي آبميوه را خوردم، سرم گيج شد و ديگر چيزي نفهميدم.
  
متهم همراه شاكي بود
پدر محمدرضا هم گفت: وقتي پسرم ناپديد شد، خان آقا را ديدم و موضوع را به او گفتم. او با من به اداره پليس آمد و حتي با هم به بيمارستان‌ها سر زديم، اما خبر نداشتم كه او پسرم را ربوده است.
  
در جلسه بازجويي
صبح ديروز متهم براي بازجويي به دادسراي جنايي منتقل شد و از سوي قاضي آرش سيفي، بازپرس شعبه چهارم دادسراي جنايي مورد تحقيق قرار گرفت. متهم در بازجويي‌ها منكر آدم‌ربايي شد و گفت دو مرد هم‌اتاقي‌اش محمدرضا را ربوده و بعد براي او پاپوش درست كرده‌اند. متهم براي تحقيقات بيشتر به دستور قاضي سيفي در اختيار كارآگاهان مبارزه با آدم‌ربايي قرار گرفت.

گفت‌وگو با متهم:
چندسال داري؟
26 سال.

متأهلي؟
بله دو فرزند 2 و 4 ساله دارم كه همراه همسرم در افغانستان هستند.

شما ايران چه كار مي‌كنيد؟
من تاجرم و از 10 سال قبل به ايران رفت و آمد دارم. لوازم خانگي به افغانستان صادر مي‌كنم.

وضعيت مالي‌ات خوب است؟
بله، ماهي چند ميليون تومان درآمد دارم.

محمدرضا را مي‌شناختي؟
بله. او پسر يكي از دوستانم است.

انگيزه‌ات از آدم‌ربايي چه بود؟
من آدم‌ربا نيستم.

اما دوستانت گفته‌اند كه تو با چمداني وارد خانه شدي كه بعد فهميدند پسر بچه‌اي داخل آن است؟
آنها دروغ مي‌گويند براي من پاپوش درست كرده‌اند تا گرفتار شوم.

چرا ؟
چون به خاطر نجات محمدرضا 20 هزار دلار به آنها دادم و آنها اين پاپوش را درست كردند تا پول مرا بالا بكشند.

بيشتر توضيح بده؟
شب حادثه دوستم گفت كه پسرش گم شده و از من خواست تا كمكش كنم او را پيدا كنيم. بعد من با دوستانم تماس گرفتم كه آنها گفتند ديده‌اند دو مرد هم اتاقي من محمدرضا را با موتورسيكلت به خانه‌شان برده‌اند. پس از اين به خانه آمدم كه ديدم آنها دست و پا و دهانش را بسته‌اند. من فهميدم كه آنها قصد تعرض به محمدرضا را دارند و بعد هم قرار است او را بكشند كه به آنها 20 هزار دلار دادم تا محمدرضا را آزاد كنند. آنها 20 هزار دلار را گرفتند و بعد با پليس تماس گرفتند و مرا به عنوان آدم ربا تحويل پليس دادند.

يعني شما 20 هزار دلار پول همراه داشتيد؟
بله. من تاجرم هميشه دلار همراه خودم دارم.

چطور يك تاجر با اين همه پول در آن خانه مخروبه زندگي مي‌كند؟
[سكوت]

محمدرضا در تحقيقات گفته براي آخرين بار شما را ديده كه به او آبميوه مسموم داده‌ايد و بعد از هوش رفته، چه پاسخي داريد؟
[سكوت متهم]

*** هشدار
نداشتن هويت، وجه مشترك بسياري از مهاجراني است كه هر روز به صورت غيرقانوني وارد كشور مي‌شوند. آنها به راحتي براي خود و دوستانشان كار پيدا مي‌كنند و بعد از آشنايي با جغرافيايي كه در آن كار مي‌كنند، به راحتي دست به اعمال مجرمانه مي‌زنند و فرار مي‌كنند. اين افراد بي‌هويت به راحتي مي‌توانند از يك شهر به شهر ديگري بروند و با معرفي خود با هويتي تازه دست به تكرار جرم بزنند.
 تجربه نشان داده است كه بازداشت و اخراج آنها از كشور هم ثمري نخواهد داشت؛ چراكه چند ساعت پس از اخراج از كشور از مسيرهايي كه به خوبي با آن آشنا هستند، بار ديگر وارد مي‌شوند.
بسياري از مهاجراني كه مرتكب جرم شده‌اند، در زندان‌هاي كشور و با ماليات مردم پروار مي‌شوند و بعد از رهايي و اخراج از كشور به اين چرخه باز مي‌گردند. متهم اين پرونده در صورت اثبات جرم و رضايت ندادن شاكي به 15 سال حبس محكوم خواهد شد. يعني 15 سال با هزينه ملت از او در زندان مراقبت مي‌شود‌.
درباره جرائمي كه نسبت به كودكان رقم مي‌خورد هم تجربه نشان مي‌دهد بسياري از اين جرائم در سايه بي‌توجهي خانواده‌ها رقم مي‌خورد. كار كردن كودك براي كمك به تأمين معاش زندگي هر چقدر ضرورت داشته باشد، بيش از هزينه‌اي نيست كه با بروز عمل مجرمانه متوجه اين خانواده خواهد شد.  
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۴
علی
|
United States
|
۰۹:۴۷ - ۱۳۹۴/۱۲/۱۷
0
2
چرا مرز ما امنیت نداره که راحت وارد کشور ما بشن چرا چرا چرا چرا ....
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۲۲ - ۱۳۹۴/۱۲/۱۷
0
1
اشد مجازات در انظار عمومی
اریایی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۳۷ - ۱۳۹۴/۱۲/۱۷
1
0
علی جان اینها از امت اسلام هستند وطنی
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۱۳ - ۱۳۹۵/۰۱/۰۹
1
0
این جوانان افعانی همان بچه های 7 ساله دیروزند که در مدارس ایرانی ثبت نامشان نکردیم و گفتیم مدرسه جای افغانی نیست
نتیجه اش این است
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار