ريشه دواندن اختلافات در باورهاي شخصي
يكي از علل مهم طلاق در سالهاي اول زندگي بروز و ريشه دواندن اختلاف در سطوح مختلف تصورات و باورهاي شخصي است. حال آنكه زوجين ميتوانند با رعايت اصول روانشناختي به اين تصورات و انتظارات اولويت اجرايي بخشيده و ضمن احترامگذاري و مدارا، به اجرايي شدن آنها در فضايي عادلانه و برابر بينديشند، بيآنكه احساس نارضايتي، باور و رفتارهاي از پيش تعريف شده به رفتار و نحوه معاشرت زوجين جهت دهند. البته ناگفته نماند، نظام آموزشي كشورمان در راستاي ياددهي نحوه معاشرت زوجين و ارتباطگيري عاطفي و تعريف سبك زندگي در زير يك سقف بسيار كند و كمتوان عمل ميكند.
خود كنترلي در جامعه تضعيف شده است
بر كسي پوشيده نيست، امروزه ارتباطگيري عاطفي جوانان ما نيز در مسير نادرستي است. عادت به تنوعطلبي و عدم تعهد عاطفي به يك نفر براي سالهاي دراز زندگي مشترك، بدعت و رها كردن، كاهش حرمت ارتباطگيري با افراد مختلف، خود يكي از علل تزلزل خانواده و طلاق در همان سالهاي اول است.
خود كنترلي در جامعه امروز ما تضعيف شده است. بسياري از زنان و مرداني كه پيش از ازدواج روابط داشتهاند، در روابط زناشويي خود با همسر دچار اختلال ميشوند، زيرا همسر فعلي خود را در زيبايي، رفتارهاي زنانه يا مردانه، شوخ طبعي و زرنگي، رفتارهاي اجتماعي و خانوادگي با دوست اجتماعي كه قبلاً داشتهاند، مقايسه ميكنند و پس از دوره كردن اين موارد در ذهن خود در طول روزها، ماهها يا سالها زوج و يا زوجه به روابط فرا زناشويي كشيده ميشوند كه بسيار خطرناك و عامل مهمي در طلاق است.
فرو ريختن قبح طلاق
در گذشته زنان به دلايلي همچون تقسيم كار، تابع بودن از مردان، عدماستقلال مالي و... تمكين ميكردند ولي امروزه قبح طلاق فروريخته و زنان به راحتي راه طلاق را پيش ميگيرند. برخي از زوجين نيز به دلايلي مانند رعايت شأن خود در ميان اقوام، فرزندان، عدم استقلال مالي زوج يا زوجه، ترس از رها شدن در اجتماع، منع و محدوديتهاي فرهنگي و فشارهاي اجتماعي و خانوادگي، طلاق عاطفي را بر طلاق رسمي ترجيح ميدهند و پس از سالها دل به ديگري ميدهند و آشيان ديگر بنا كرده يا به روابط پنهاني روي ميآورند كه تبعاتي به مراتب بدتر از طلاق دارد.
دلايل عمده افزايش آمار طلاق
كاهش اثرات باور به معاد، اصول اعتقادي، احكام و آداب اخلاقي بر رفتار و ماديگرايي (لوكسگرايي)، كاهش قبح طلاق، استقلال مالي بانوان، آشناييهاي خياباني و دوستيها در فضاي مجازي چه براي كساني كه قصد ازدواج دارند و چه در ميان كساني كه متاهل هستند (آزادي در ارتباطات)، تصميمات عجولانه و ازدواجهاي زودهنگام، كوتاه بودن مدت آشنايي، عدم اعتقاد به مشاوره پيش از ازدواج و در طول زندگي مشترك، مسائل مالي، دخالت خانوادهها، توقعات نامعقول دو طرف از هم، خودخواه و مصلحتگرا شدن زنان و مردان در جامعه و نفعگرايي شخصي در طول زندگي مشترك، ازدواج با ملاكهاي ظاهري و سطحي، اعتياد، مهريههاي سنگين، تفاوت راههاي آشنايي دو طرف، تأثيرگذاري رسانهها و عدم مهارت در روابط زناشويي به افزايش آمار طلاق در اين سالها انجاميده است.
توجه به پاره فرهنگ در زندگي
چه خوب است افراد متعلق به هر طبقه اجتماعي در شيوه همسرگزيني علاوه بر مسائل اقتصادي، تحصيل، درآمد، شيوه زندگي، به پاره فرهنگ خود نيز توجه كرده و از امر مشاوره پيش از ازدواج به منظور پيشگيري از ايجاد تعارض در نقشها بهره ببرند. گسترش دامنه فرهنگ مشاوره به منظور پيشگيري از ازدواجهاي نادرست و هدايت زوجين در طول زندگي مشترك ميتواند گامي مؤثر به شمار رود.