کد خبر: 770314
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۹۴ - ۲۱:۲۸
دانشجوي مدرك‌گرا نخبه نمي‌شود
پرسش اين است كه براي نخبه شدن چه ملزومات و شرايطي بايد فراهم شود؟ نخبه و نخبگي از مفاهيمي است كه براي اكثر افراد لذتبخش و شيرين است. اما اكثر افراد نخبه نمي‌شوند.
سيد حسين اميرجواهري

 اين چه شرايطي است كه افراد حتي به دنبال نخبه شدن مي‌روند اما نخبه نمي‌شوند؟ شايد پاسخ به اين سؤال نوشتار را در مسير مسئله اصلي كمك شاياني كند.


واژه نخبه را اگر در فرهنگ لغات جست‌وجو نماييد، برگزيده و انتخاب شده از هرچيز يا باهوش و با استعداد معنا كرده‌اند. در نظام آموزشي كشور ما نهادهاي رسمي مانند بنياد ملي نخبگان نيز بر اساس معيارهايي مشخص، افراد را به نخبه و غير‌نخبه تقسيم مي‌كند. دانشگاه به عنوان بزرگ‌ترين و مهم‌ترين نهاد آموزشي كشور تأثير زيادي در پرورش نخبه و رشد دانشجويان دارد. البته فرآيند نخبه شدن از ابتداي تحصيل و ريشه در دوران كودكي دارد اما در بازه زماني محصلي كه در دانشگاه مشغول تحصيل است، دانشگاه مي‌تواند وي را به يك انسان انتخاب شده و برگزيده تبديل كند. معنايي كه از نخبگي در اين نوشتار بدان تكيه مي‌شود، با ملاك و معناي رسمي آن متفاوت است. بايد مشخص شود كه مراد از نخبه نه اخذ رتبه برتر كنكور است و نه معدل بالاي تحصيلي، بلكه يك فرد نخبه با هوش و استعداد خود به دنبال پاسخ به مسائل پيراموني خود است و راه‌حلي براي پاسخ به پرسش‌ها و مسائل خود دارد كه با تفكر و خلاقيت به آن دست پيدا كرده است. اكثر نخبه‌ها در تاريخ منشأ تحولات تاريخي بودند. اين فرصت شكوفايي و رشد انديشه و خلاقيت و درك درست از مسائل پيراموني، نخبه را شكل مي‌دهد. اما با اين وصف كلي آيا دانشگاه نخبه‌پرور است؟

امروزه به دليل موانع و مشكلات و آفتي كه دانشگاه دچار آن شده است، پاسخ به اين مسئله را روشن‌تر نموده است كه در ادامه مقاله به آن اشاره خواهيم كرد، اما اين فراموش نشود كه ساختار دانشگاه فارغ از شرايط كنوني، نخبه‌پرور نيست. در طول تاريخ متفكران و نخبه‌هاي زيادي منشأ تحولات تاريخي شدند كه برآمده از يك ساختار آموزشي نبودند يا اثر زيادي از آن نپذيرفتند. سازمان به دنبال ايجاد تشكل و چارچوبي است كه بتواند افراد را در آن پيش‌بيني پذير نمايد. اين ويژگي سازمان خواهان اتحاد و هم شكلي اعضا و مجموعه است. اگر اين را روح حاكم بر سازمان‌ها بدانيم، خود حاكي از آن است كه خروجي آن يك فرد انتخاب شده نيست. نخبه فردي برگزيده است كه اتحاد، اشتراك و شباهت با ديگر افراد ندارد، بلكه او با ديگران تفاوت دارد.

شايد مخاطب سؤال كند كه در نهادهاي گوناگون اكنون نخبه‌هايي مطرح مي‌شوند و به آنها جوايزي داده مي‌شود، پس اين نمونه‌ها چگونه قابل تحليل هستند؟ پاسخ بدين شرح است كه گاهي نخبه‌هاي معرفي شده و انتخاب شده توسط يك سازمان، نخبه حقيقي نيستند، يعني فرد انتخاب شده توانسته خود را تا بيشترين حد به فرد برگزيده سازمان نزديك كند اما در واقع نخبه نيست. مثلاً كسي، نمرات درسي خود را با بالاترين سطح سپري مي‌كند و توسط بنياد ملي نخبگان وي عنوان نخبه مي‌گيرد و مورد پاداش قرار گرفته مي‌شود. اما فرد انتخاب شده چون متناسب با ملاك‌هاي سازمان پيش رفت انتخاب شد نه آن كه في‌الواقع وي از خلاقيت و استعداد بالايي برخوردار باشد.

دانشگاه را اگر به مثابه يك سازمان در نظر بگيريد، خواهيد ديد كه اين سازمان ملاكي را براي مجموعه مشخص مي‌كند كه سازمان را رونق و پوياتر كند. كارخانه‌اي را در نظر بگيريد كه براي كارگران خود ملاك‌هايي تعيين كرده است كه به عنوان نمونه و نخبه، فردي را برگزيند. او در اين ملاك‌ها به فكر استعدادها و خلاقيت كارگران نيست، به فكر بقاي سازمان و خروجي متناسب با سازمان است. دانشگاه نيز هر چند ادعاي پرورش نخبه‌ها و رشد و شكوفايي استعدادها را دارد اما ساختار دانشگاه اين فرصت را فراهم نمي‌آورد. به خصوص اكنون كه اين سازمان در شرايط و موقعيت بحراني قرار دارد.

يكي از شرايط كنوني محدوديت و ضعف، ارائه دروس در نظام آموزشي دانشگاه است. شما مجبور به نشستن و پاس كردن دروسي هستيد كه نه استاد را شما به معناي واقعي انتخاب كرديد و نه دروس، طرح درس قوي و مناسبي دارند. يا يكي ديگر از شرايط دانشگاه فضاي امنيتي حاكم بر دانشگاه‌هاست. اين روح امنيتي كه برخي از اين فضا ناشي از تصور ايجاد شده در ذهن دانشجو است، كشنده نخبه بالقوه است. او ذهن خود را نمي‌تواند پرواز دهد و زبانش شجاعت پرسش ندارد. شما كافي است نگاهي بيندازيد به پاسخ دهي مسئولان كشور و شيوه برخورد آنان با منتقدان و متفكران، متوجه خواهيد شد كه فضاي امنيتي و رخوت ايجاد شده در دانشگاه‌ها ناشي از چيست. دانشجو بايد با ديد باز و پرسشگر و مطالبه‌گر به وقايع سياسي و اجتماعي خود نظاره كند اما رفتارها و رويكردهايي ديده مي‌شود كه دانشجو را گوشه‌گير و منفعل به بار آورد. قطعاً چنين شرايطي قاتل نخبه شدن است.

يكي ديگر از شرايطي كه مانع پرورش نخبه در دانشگاه‌ها مي‌شود، نظام پولي است كه به ارزشيابي و اخذ مدرك تحصيلي وارد شده است. اين امر هم ساختار آموزشي را كند كرده و هم فرآيند آموزش را با مشكل جدي و ضعف مواجه مي‌كند. يكي از مهم‌ترين آفت‌هاي دانشگاه، سياسي شدن و حزبي شدن دانشگاه‌هاست. اين امر كه بسيار كشنده و براي نهاد آموزشي مرگ آور است، دانشجو را درگير مسائل حزبي و جناحي مي‌كند و ذهن او بازيچه سياسيون مي‌شود. برخي دانشگاه را حياط خلوت سياسي خود و گويي مالك آن مي‌دانند. قطعاً با اين نگاه، انديشه و علم پيش نمي‌رود و نخبه‌اي تربيت نمي‌شود.

اما دانشجو بايد چه كند تا نخبه شود؟ تفصيل پاسخ در اين نوشتار نمي‌گنجد اما به طور مختصر بايد نخبگي را انسان‌ها در سبك زندگي خود نهادينه كنند و انگيزه و افق زندگي خود را ملي و جهاني ببينند. پشتكار و همت دانشجو در حل مسئله و تقويت و رشد استعدادها مي‌تواند راهكاري باشد تا وي در مسير نخبه شدن قرار گيرد. متأسفانه ساختار دانشگاه به گونه‌اي دانشجو را بار مي‌آورد كه سبك زندگي وي نخبه‌پروري نيست و به گونه‌اي افق علمي او را محدود مي‌كند كه مدرك گرايي نتيجه تلاش دانشجو مي‌شود. اما نكته‌اي كه بايد بدان توجه كند، محدود نكردن خود در ساختار آموزشي است و ساختار آموزشي و ساز و كار آن را تنها براي كسب اعتبار و پيشبرد امور آموزشي خود ببيند نه امور علمي. تفكيكي ميان امور علمي و آموزشي وجود دارد و وجه تمايز ميان آن دو، همين ملزومات و شرايطي بود كه بدان اشاره شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار