داستان تكراري حذف اميدها و نرسيدن به المپيك به راحتي فراموش شد. شايد به خاطر اينكه موضوع بيش از حد تكراري شده است.
گفته ميشود براي اين تيم حدود 5 و نيم ميليارد هزينه شده، هزينهاي كه فقط باعث حسرت و از بين رفتن پول بيتالمال شد. مثلث كاشاني، مايليكهن و خاكپور المپيكي نشد. هرچند كادر فني و مديريت تيم سعي داشتند در ابتدا با يك عذرخواهي بار مسئوليت خود را سبكتر كنند اما در ادامه هجمهها همه انتقادات را متوجه عوامل بيروني كردند و ناكاميها را گردن وزارت ورزش و فدراسيون فوتبال انداختند.
با اين حال بر كسي پوشيده نيست كه گناه حذف تيم فوتبال اميد و عدم راهيابي آن به المپيك 2016 ريو تماماً به گردن اين مثلث مديريتي ناكارآمد است، مثلثي پرمدعا با ظاهري عامهپسند كه خيلي راحت ميتوانست رؤياي فوتبال ايران را در رسيدن به ميدان بزرگ المپيك محقق سازد اما اينقدر درگير حاشيه شد كه نتوانست و ندانست چهكار بايد انجام دهد. بد نيست حالا كه اميدها حذف شدند و سروصداها خوابيده نگاهي گذرا به عملكرد مثلث ناكارآمد داشته باشيم.
خاكپور، مردي متزلزل با كارنامهاي ضعيف
بيشك عدمبرنامهريزي درست از سوي سرمربي باعث شد تا اميدها لطمات زيادي را در اين رقابتها متحمل شوند. اشتباهات تاكتيكي و فني خاكپور عامل اصلي شكستهاي تيم اميد بود. استفاده از بازيكنان در پستهاي غيرتخصصي باعث شد تا آنها نتوانند كارايي هميشگيشان را داشته باشند مثلاً روزبه چشمي كه در استقلال در پست هافبك دفاعي بازي ميكند، در تيم اميد در خط دفاعي بازي ميكرد يا مهرداد محمدي، مليپوش راهآهن كه هافبك است، در تيم اميد دفاع چپ بازي ميكند. محمدحسين كنعانيمقدم ديگر مليپوش اميد كه در ملوان دفاع وسط است، اما در تيم اميد در كمال تعجب در دفاع راست بازي ميكرد.
ناهماهنگي در ميانه زمين و بين هافبكها، فاصله زياد بين آنها را هم بايد به اين ايرادها اضافه كرد. در خط دفاع هم اوضاع بهتر از اين نبود، موضوعي كه خاكپور هيچ توجهي در اين رقابتها به آن نداشت.
اصرار بيش از حد به استفاده از سيستمهاي دفاعي قديمي و منسوخ شده و آفسايدگيريهاي بيمورد باعث تزلزل خط دفاعي تيم شده بود. مسئلهاي كه هم در بازي با قطر، ديدار برابر چين و بازي مقابل ژاپن همه به وضوح آن را ديدند، جز سرمربي تيم اميد.
از ديگر نقاط ضعف خاكپور به عنوان سرمربي تيم بايد به تعويضهاي بد و نابهنگام او اشاره كرد. ضمن اينكه نبايد از ياد برد كه او در تغيير سيستم و نوع بازي تيم در ديدارهاي مختلف برابر حريفان متفاوت هم كاملاً مبتديانه عمل كرد و در هر چهار بازي با يك سيستم راهي ميدان شد. خاكپور برخي از چهرههاي تأثيرگذار تيم مانند مهدي ترابي را بنا به دلايل نامعلوم نيمكتنشين كرد يا دير به ميدان فرستاد تا امروز به اصليترين مقصر حذف تيم فوتبال اميد از رقابتهاي انتخابي المپيك تبديل شود. خاكپور با كارنامهاي ضعيف و غيرقابل دفاع در فوتبال باشگاهي به تيم اميد آمد، به نتايج ضعيف او در قطر البته بايد نتايج نه چندان چشمگير بازيهاي مرحله مقدماتي فروردين ماه 94 در تهران را هم اضافه كرد. جايي او حتي با در اختيار داشتن ستارههايي همچون سردار آزمون و جهانبخش هم نتوانست از پس تيمي چون عربستان بربيايد و با بخت و اقبال به عنوان تيم دوم گروه صعود كرد.
مايليكهن، مدير فني يا مدير حاشيهساز؟!
انتخاب محمد مايليكهن به عنوان مدير فني تيم اميد از آن دست انتخابهايي بود كه بايد از ابتدا جلوي آن گرفته ميشد. حضور مايليكهن روي نيمكت تيم اميد خود به خود دهان محمد خاكپور براي هر گونه اظهارنظري فني را بسته بود، اما در شرايطي كه همگان توقع اظهارنظرهاي فني از مايليكهن داشتند، مدير فني تيم اميد دائماً در حال حاشيهسازي، مصاحبههاي انتقادي و ايراد گرفتن از اين و آن بود. مايلي كهن نه تنها در طول مدت حضورش كنار محمد خاكپور كمكي بابت مسائل فني به او نكرد بلكه با به وجود آوردن حاشيههاي زياد عملاً آرامش روحي و رواني تيم را به هم زد. مايليكهن درگيريها و اختلافسليقههاي خود به خصوص با كارلوس كرش سرمربي تيم ملي را به اردوي تيم اميد كشاند تا عملاً هم هوش و حواس محمد خاكپور را پرت كند و هم به سرمربي تيم ملي مجال اظهارنظر در خصوص عملكرد اميدها و ارائه مشاوره به سرمربي تيم را ندهد. فيلمبرداري از رفتارهاي كرش در جايگاه ورزشگاه در دو بازي ايران، يكي از نكات قابل تأملي است كه بايد حتماً به آن رسيدگي شود.
كاشاني، مديريت پر رمز و راز
اما ضلع سوم مثلث ناكامي تيم اميد، حاج حبيب كاشاني مردي كه به واسطه حضور در شوراي شهر و توانايي برقراري ارتباط با مديران اقتصادي ميتوانست مشكلات مالي اميدها را حل و فصل كند،از كجا و چگونهاش سؤال است كه همواره بيپاسخ مانده است، البته كاشاني اصلاً بابت اينگونه پرسشها نگراني ندارد، چراكه ميپسندد اينگونه مورد نقد قرار گيرد. كاشاني به رغم موفقيت در تجهيز تيم اميد نتوانست مشكلات فني و روحي تيم را برطرف كند. او نتوانست ارتباط مهرههايش را با هم برقرار كند، به قول معروف او تنها به تيم پول تزريق كرد بدون آنكه نحوه خرج كردنش را به آنها بياموزد. مهمترين شكست كاشاني به عنوان مدير تيم اميد را بايد در عدمتوانايي او در برقراري ارتباط با كرش و كمك گرفتن از او جستوجو كرد؛ جايي كه كاشاني نتوانست از پس تفكرات مايليكهن برآيد تا نتيجه آن شود كه همه ديدند؛ حذف اميدها و 44 سال دوري فوتبال ايران از المپيك.